تبليغاتX
کلاس 211 دانشکده ادبیات

مدير شركت «اينفرم ناوكا» روسيه از توافق با يكي از ناشران كشورمان براي ترجمه آثار دو تن از شاعران بزرگ ايران به زبان روسي خبر داد و گفت: اكنون دوستي و همكاري روسيه با ايران رو به افزايش است و چشم‌انداز خوبي براي آينده وجود دارد.

ليانيد برسوويچ الفيداوف در گفت‌و‌گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اظهار داشت: امسال در نمايشگاه كتاب به يكي از ناشران درباره كتاب عمرخيام و فردوسي پيشنهاد همكاري براي ترجمه روسي داديم كه وي موافقت خود را براي اين امر اعلام كرد

وي درباره مبادله كتاب بين ايران و روسيه تصريح كرد: اين كار به چگونگي همكاري با شركت‌ها و ناشارن ايراني بستگي دارد.

الفيداوف با اشاره به اين كه زبان روسي در ايران متداول نيست، عنوان كرد: با اين وجود براي فعاليت ناشران روسيه در نمايشگاه كتاب ايران زمينه‌هايي فراهم شده است و ما معتقديم بازار براي كتاب‌هاي روسي در ايران وجود دارد. بسياري از افراد علاقه‌مند در ايران زبان روسي را فرا مي‌گيرند و كساني هم يافت مي‌شوند كه قبلا زبان روسي را خوانده‌اند.

وي با بيان اين كه «متخصصان شركت‌هاي مشترك ايران و روسيه نيز به يادگيري زبان روسي نياز دارند» تاكيد كرد: اكنون دوستي و همكاري روسيه با ايران رو به افزايش است و چشم‌انداز خوبي براي آينده وجود دارد.

الفيداوف نياز به كتاب‌هاي روسي در ايران را زياد دانست و خاطرنشان كرد:‌ روسيه تعدادي از كتاب‌هاي خود را به زبان انگليسي عرضه مي‌كند و كتاب‌هايي را نيز براي جهانگردان و توريست‌ها تهيه كرده است.

مديركل شركت اينفرم ناوكا روسيه درباره بازديد از نمايشگاه كتاب تهران گفت:‌ در اينجا با بسياري از كتاب‌هايي اسلامي و ديني موردپسند مردم آشنا و متوجه شديم كه رويكرد به كتاب‌هاي مذهبي در ايران بسيار زياد است.

وي در مقايسه نمايشگاه كتاب مسكو و ايران خاطرنشان كرد:‌ فرق ميان اين دو نمايشگاه بسيار محسوس است و بايد صادقانه گفت كه اين تفاوت به نفع روسيه نيست. ميزان و حجم كتاب‌ها در نمايشگاه كتاب در نمايشگاه تهران به مراتب بيشتر است از آنچه در مسكو وجود دارد. از لحاظ تعداد شركت‌ها و ناشران شركت كننده نيز نمايشگاه ايران در حد عالي است. تنها نكته، گرمي هواي ايران است!

وي با اشاره به اين كه بازار كتاب در ايران داغ و استقبال از نمايشگاه نيز بسيار عالي است، اظهار داشت:‌ اين امر نشان دهنده علاقه مردم ايران به كتاب است. پيشنهاد مي‌كنم ايرانيان هم به مسكو بيايند و در نمايشگاه آنجا شركت كنند

هيات روسي متشكل ازاتاليا دادونووامسوول امور بين‌الملل،لكساندر لوچيكو  “مسوول بازاريابي شركت،ليانيد برسوويچ الفيداوف والكساندر پوليشيو استاد زبان فارسي و تاريخ ايران در دانشگاه دولتي زبان‌شناسي مسكو و كارشناس ارشد شرق شناسي مسكو و معاون مجله ايران امروز در روسيه، به ايران آمده‌اند.

بيست و دومين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران تا 26 ارديبهشت ماه با حضور ناشران داخلي و خارجي در مصلاي امام خميني برپاست.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:41 توسط دلبر تاشماتاوا |

مدير شركت «اينفرم ناوكا» روسيه از توافق با يكي از ناشران كشورمان براي ترجمه آثار دو تن از شاعران بزرگ ايران به زبان روسي خبر داد و گفت: اكنون دوستي و همكاري روسيه با ايران رو به افزايش است و چشم‌انداز خوبي براي آينده وجود دارد.

ليانيد برسوويچ الفيداوف در گفت‌و‌گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اظهار داشت: امسال در نمايشگاه كتاب به يكي از ناشران درباره كتاب عمرخيام و فردوسي پيشنهاد همكاري براي ترجمه روسي داديم كه وي موافقت خود را براي اين امر اعلام كرد

وي درباره مبادله كتاب بين ايران و روسيه تصريح كرد: اين كار به چگونگي همكاري با شركت‌ها و ناشارن ايراني بستگي دارد.

الفيداوف با اشاره به اين كه زبان روسي در ايران متداول نيست، عنوان كرد: با اين وجود براي فعاليت ناشران روسيه در نمايشگاه كتاب ايران زمينه‌هايي فراهم شده است و ما معتقديم بازار براي كتاب‌هاي روسي در ايران وجود دارد. بسياري از افراد علاقه‌مند در ايران زبان روسي را فرا مي‌گيرند و كساني هم يافت مي‌شوند كه قبلا زبان روسي را خوانده‌اند.

وي با بيان اين كه «متخصصان شركت‌هاي مشترك ايران و روسيه نيز به يادگيري زبان روسي نياز دارند» تاكيد كرد: اكنون دوستي و همكاري روسيه با ايران رو به افزايش است و چشم‌انداز خوبي براي آينده وجود دارد.

الفيداوف نياز به كتاب‌هاي روسي در ايران را زياد دانست و خاطرنشان كرد:‌ روسيه تعدادي از كتاب‌هاي خود را به زبان انگليسي عرضه مي‌كند و كتاب‌هايي را نيز براي جهانگردان و توريست‌ها تهيه كرده است.

مديركل شركت اينفرم ناوكا روسيه درباره بازديد از نمايشگاه كتاب تهران گفت:‌ در اينجا با بسياري از كتاب‌هايي اسلامي و ديني موردپسند مردم آشنا و متوجه شديم كه رويكرد به كتاب‌هاي مذهبي در ايران بسيار زياد است.

وي در مقايسه نمايشگاه كتاب مسكو و ايران خاطرنشان كرد:‌ فرق ميان اين دو نمايشگاه بسيار محسوس است و بايد صادقانه گفت كه اين تفاوت به نفع روسيه نيست. ميزان و حجم كتاب‌ها در نمايشگاه كتاب در نمايشگاه تهران به مراتب بيشتر است از آنچه در مسكو وجود دارد. از لحاظ تعداد شركت‌ها و ناشران شركت كننده نيز نمايشگاه ايران در حد عالي است. تنها نكته، گرمي هواي ايران است!

وي با اشاره به اين كه بازار كتاب در ايران داغ و استقبال از نمايشگاه نيز بسيار عالي است، اظهار داشت:‌ اين امر نشان دهنده علاقه مردم ايران به كتاب است. پيشنهاد مي‌كنم ايرانيان هم به مسكو بيايند و در نمايشگاه آنجا شركت كنند

هيات روسي متشكل ازاتاليا دادونووامسوول امور بين‌الملل،لكساندر لوچيكو  “مسوول بازاريابي شركت،ليانيد برسوويچ الفيداوف والكساندر پوليشيو استاد زبان فارسي و تاريخ ايران در دانشگاه دولتي زبان‌شناسي مسكو و كارشناس ارشد شرق شناسي مسكو و معاون مجله ايران امروز در روسيه، به ايران آمده‌اند.

بيست و دومين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران تا 26 ارديبهشت ماه با حضور ناشران داخلي و خارجي در مصلاي امام خميني برپاست.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:40 توسط دلبر تاشماتاوا |

ريشه‌هاي شعر كودك در ايران

شعر كودك در ايران پيش از آنكه از ديوان رسمي شاعران سربرآورد از دل ترانه‌هاي عاميانه برخاسته است. به گفتة محمود كيانوش «كودكان ترانه‌ها، لالايي‌ها، متل‌ها و بازي‌ها را از پدرها و مادرها و پدربزرگ و مادربزرگ‌ها مي‌آموختند، و در بازي‌ها وآوازهايشان بكار مي‌گرفتند.

شاعران پيش از مشروطيت كمتر شعري براي كودكان سروده‌اند؛ زيرا از ديدگاه آنان كودكان چندان ارزشي نداشتند. با اين حال گاهي در دو اوين آنها اندك نمونه‌هايي به چشم مي‌خورد كه درون مايه‌اي همسان با افسانه‌ها و متل‌هاي كودكانه دارند. «مثنوي اسرار چنگال» از بوسحق اطعمه از نمونه‌هاي اين گونه شعرها محسوب مي‌شود.

 

دوره مشروطه:

در دوره مشروطيت پديداري شعر كودك، پيامد دگرگوني در شعر فارسي است. دگرگوني فرهنگ و تعليم و تربيت و ادبيات كه بهرحال در وقوع خود از غرب مايه گرفته بود موجب شد كه شاعران گاه به ياد كودك نيز بيفتند.

شعر دورة مشروطيت از نظر تحولاتي كه عميقاً در جامعه رخ داده بود و از نظر طبقات مختلفي كه همراه آن عمل مي‌كردند با شعر دوره‌هاي پيش از خود شديداً فرق مي‌كرد.

 

بنيانگذاران شعر كودك در ايران

محمودخان ملك الشعراي صبا: وي را بايد نخستين سرايندة اشعار كودكانه در ايران دانست. البته شعر او به سبك دورة بازگشت است و در چارچوب شعر مشروطيت نمي‌گنجد. گروهي از شعرهاي محمودخان كه درونمايه و قالبي همسان با ترانه‌هاي عاميانه دارند، نخستين سروده‌هاي كودكانه‌اي به شمار مي‌آيند كه پديدآورنده‌اي مشخص دارند. البته سروده‌هاي او اگرچه اندرونة كودكانه‌اي دارند اما از لحاظ قالب شعري سست و بي مايه‌اند.

ايرج ميرزا: ايرج ميرزا يكي از معماران ادبيات نوي كودكان محسوب مي‌گردد، زيرا آگاهانه براي كودكان شعر مي‌سرود، اشعار او برگرفته از فضاي مشروطيت ساده، گويا و همه فهم است. احترام به پدر و مادر، ميهن پرستي، راستگويي و پاكدامني را به كودكان مي‌آموزد. بخشي از شعرهاي ايرج ميرزا كه بيشتر محتواي اندرزي دارد در قالب گفتگو با كودكان سروده شده است. براي نمونه مي‌توان به شعر «مادر»، «منظومة عباس قلي خان» و شعر بلندي به نام «نصيحت به فرزند» اشاره كرد.

شعرهاي كودكانه ايرج همچون ديگر آثاري كه در اين دوره براي كودكان سروده شده‌اند از آرايه‌هاي زباني نو و زيبا برخوردار نيستند و بيشتر روايت آهنگين حكايتي اخلاقي به شمار مي‌روند.

نسيم شمال: سيد اشرف الدين گيلاني نامدار به نسيم شمال از ديگر شاعران دورة مشروطيت است كه براي كودكان شعر سروده گيلاني كتاب گلزار ادبي را كه مجمعه‌اي از حكايات منظو و شعر با درونمايه آموزشي است براي كودكان منتشر كرد. او اعتقاد داشت «حفظ اشعار نه تنها باعث ازدياد قوه حافظه شاگردان است بلكه باعث آموزش اخلاق مي‌شود».

سبك گيلاني در گلزار ادبي روايي و داستاني است. اين كتاب مشتمل بر حكاياتي است كه برخي بر ساخته خود و برخي اقتباس از لافونتن و فلوريان است. روايت ا وبه اعتقاد منتقدان ضعيف و از جنبه‌هاي ساختاري پيش پا افتاده است.

ميرزا علي اكبر دهخدا: دهخدا جز در پاره‌هايي كوتاه به شعر كودكان نپرداخت كه گاهي آن نيز براي طنزهاي سياسي بود. بااينحال نمي‌توان نقش او را در شعر كودك ناديده گرفت.

ابوالقاسم لاهوتي: اندكي از اشعار لاهوتي با الهام از ترانه‌هاي عاميانه در گسترة ادبيات كودكان محسوب مي‌شود نظير شعر بالاي لاي.

حسين دانش: وي بر پاية افسانه‌هاي لافونتن كتابي به نام «جنگلستان» انتشار داد.

كتاب او در دورة خود در آموزشگاه‌ها با استقبال روبرو شد.

 


دورة پس از مشروطه

با گذار از دوره مشروطيت و كمرنگ شدن شعر انقلابي و اهميت يافتن فرهنگ عاميانه، كم كم قالب‌هاي شعري عاميانه به آثار شاعران نام آور راه يافت. نخستين عامل در سربرآوردن شعر كودك در ايران دگرگوني در زبان آن بود كه هر چه بيشتر به زبان مردم كوچه و بازار و زبان طبيعي نزديك شده بود. شعر كودك از جنبة موسيقايي يا وزن و آهنگ اگرچه نواوري‌هايي داشت اما بيش از شعر بزرگسالان در چارچوب اوزان عروضي كه وزن‌هاي غير طبيعي‌اند باقي ماند. شعر كودك در اين دوره بيشتر با نظم همساني داشت. نظم به معناي سروده‌اي‌ست كه ساختار شعري ندارد، و در آن تنها به سخن، آهنگ يا وزن عروضي غير طبيعي داده دشه است. بعد از نيما شاعران كودك ايراين از راه آشنايي با شعرهاي كودك كشورهاي ديگر به اهميت زبان كودك و ساختار شعري آن پي بردند و به فرم دروني شعر توجه كردند.

نيما يوشيج: دهة نخست كار نيما يعني از سال 1299 ش تا 1309 اگرچه از جنبة شعر شناسي چندان اهميت ندارد از ديدگاه ادبيات كودكان بسيار مهم است. او از همان قوالب سنتي استفاده نمود اما آنچه كار او را متمايز مي‌كند بيان ساده ، زبان عاميانه نزديك به زبان بومي است. از حكايت‌هاي شيرين كودكانة او «بز ملاحسن مسئله گو» است. «آواز قفس» و «بهار» نيز دو شعر شناخته شده او در زمينه ادبيات كودك مي‌باشد. در اشعار نيما مي‌توان افق شعر امروزي كودك را ديد. از ويژگي‌هاي سبكي شعر كودكانة نيما استفاده از بندهاي كوتاه است كه به گنجايش شعري كودك نزديك است و همچنين آهنگ تند شعر كه آنرا كودكانه‌تر كرده است:

بچه‌ها! بهار

گلا واشدن

برفا پاشدن

از رو سبزه‌ها

از روي كهسار

بچه‌ها‌! بهار

شعرهاي «بچه‌هاي خوب» و «زنبور عسل» از كارهاي ديگر اوست. بيان اندرزي و دستوري او كه گاه به ناسزا نزديك شده بازتاب ماندگاري نگاه پدرسالارانه در شعر كودك است. سرودة ديگر او «كودكان شاد» نام دارد.

زاغي در باغ

لانه داره

بر سر شاخ

             واخ واخ

گنجشكه هم

خانه داره

توي گلها

             واخ واخ

علاوه برا ين يك لالايي هم از نيما به جا مانده است. شهرام رجب زاده از منتقدين شعر كودك مي‌گويد:

«نيما به نوآوري در وزن انعطافي را كه وزن شعر فارسي براي شكل گيري شعر كودك به آن نياز داشت پديد آورد. او با در هم شكستن مرز بين كلمات شاعرانه و غير شاعرانه زمينه‌هاي استفاده از كلمات، الفاظ و اصوات كودكانه‌اي را فراهم كرد كه بعدها واژه‌هاي كليدي و پركار شعر كودك شدند. از جمله صداي حيوانات و اصوات طبيعت و اشياء

دينگ     دانگ

چه خبر؟

كه مي‌كند گذر؟

قوقولي قوقو! خروس مي‌خواند

دودوك دوكا! آقا توكا

چه كارت بود با سن؟

احمد شاملو: شاملو با كاربرد گستردة ترانه‌هاي كودكانه كاري ممتاز انجام داد. ترانه‌هاي احمد شاملو مخاطبان خود را هم در ميان بزرگسالان و هم در ميان كودكان پيدا كرد. از اينگونه آثار وي مي‌توان به ترانه‌هاي ماندگار «پريا»، «تنه دريا»، «بارون» و «مردي كه لب نداشت»

يكي بود، يكي نبود

زير گنبد كبود

لخت و عور تنگ غروب

سه تا پري نشسته بود

زار و زار گريه مي‌كردن پريا

مث ابراي باهار گريه مي‌كردند پريا...

فروغ فرخزاد: فروغ اگر چه كار جدي در زمينه ادبيات كودك نكرد اما ترانه ماندگار او به نام «علي كوچيكه» هنوز هم مخاطبان زياد از ميان كودك و بزرگسالان دارد.

علي كوچيكه، علي بونه گير

نصفه شب از خواب پريد

چشماشو هي ماليد با دس

سه چار تا خميازه كشيد، پاشد نشس...

يحيي دولت آبادي: دولت آبادي بيش از آنكه شاعر كودكان باشد سهم بزرگي در گسترش مدرسه‌هاي نو دارد. اما با همين چند شعري كه براي كودكان سروده در زمرة پايه گذاران ادبيات نوي كودكان جاي مي‌گيرد. شعر «صبح» او نشان مي‌دهد كه دولت آّادي زبان شعر كودك و تكنيك‌هاي آن را بهتر از شاعران چون بهار و نسيم شمال مي‌شناسد. ويژگي چشمگير اين شعر آن است كه آموزش مستقيم ندارد و تنها بر مفاهيم و تصاوير شعري استوار است.

گلچين ليگاني: وي با سرودن شعر «باران» شاهكاري از شعر كودك را به نمايش گذاشت در اين شعر ساختار پيچيده يك متن ادبي ديده مي‌شود. در روساخت تنها از دلتنگي شاعر براي روزهاي كودكي خود سخن به ميان مي‌آيد، اما در ژرف ساخت پژواك صداي كودكي ست كه از سرزمين سبز زندگي سربرمي‌آورد. جاي تأسف است كه گلچين گيلاني تنها همين يك شعر را براي كودكان سرود.

پروين اعتصامي: پروين بيش از آنكه براي كودكان شعر بگويد دربارة كودكان شعر گفته است. او زندگي و رنج كودكان دوران خود را در اشعارش بازتاب داد بهرحال از جنبة زبان و درونمايه در شكل گيري شعر كودك تأثير گذاشت.

حسين گل گلاب: يكي ديگر از پايه‌گذاران سنت شعري كودكان كه براي ارتقاي شعر كودك بسيار تلاش كرد حسين گل گلاب بود. او سروده‌هايي با عنوان «سروده‌هاي مدارس» دارد كه در دوره‌اي سرودهاي او در مدارس توسط دانش آموزان خوانده مي‌شد.

عباس يميني شريف: وي از جمله پيشگاماني ست كه در عرصة شعر كودك مخاطب خود را با ويژگي‌هايي متفاوت از بزرگسالان شناخت. يميني شريف بعد از «باغچه بان» دل سپرده‌ترين شاعر كودكان بود. اين ويژگي به سبب شناخت او از نيازهاي متفاوت كودك و توجه به عواملي از جمله سرگرم كنندگي و لذت بخشي شعر، بكاربردن عنصر بازي و تخيل، اصوات گوناگون، زبان و توصيف‌هاي ساده، زيبا و درخور فهم كودكان و همچنين روايت پاره‌اي از شعرها به كودكان، جانوران و اشياء بود.

در اشعار او سيلان تخيل و انديشه به تدريج بر پند آموزي و حكمت پيشي مي‌گيرد. او همچنين داستان‌هايي منظوم براي كودكان دارد.


منابع:

1- محمدهادي محمدي- زهره قاييني، تاريخ ادبيات كودكان در ايران، تهران: چيستا، جلد 6 و 4.

2-  محمود كيانوش، شعر كودك در ايران، نقد و بررسي، تهران: آگاه، 1355.

3- شهرام رجب زاده، درآمدي بر شناخت فضاهاي كودكانه در شعر فارسي، پژوهشنامة ‌ادبيات كودك و نوجوان س ا ش 2، پائيز 1374.

4-  يعقوب آژند، ادبيات نوين ايران تهران: اميركبير، 1360.

5- سيد مصطفي موسوي گرمارودي، شعر كودك از آغاز تا امروز، تاريخ و نقد، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1382.

 


شعر كودك پس از انقلاب اسلامي

راه شعر جديدي كودك با تلاش كساني چون كيانوش و پروين دولت آبادي از قبل هموار شده بود و اعتلاي شعر نوي ايران بر اين همواري مي‌افزود. بنابراين طبيعي بود كه ديگر شاعران دوره دوم مانند ايرج ميرزا زبان به اندرزهاي پدرانه نگشايند و يا مانند عباس يميني شريف در اثارشان شعر سنگين را در كنار شعر سبك ننشانند.

با وقوع انقلاب اسلامي ايران اگرچه سيستم اداري و سازماني مراكز اقتصادي و فرهنگي تغيير محسوسي نكرد اما اين امكان براي بسياري از افراد فراهم شد كه با حضور در اين مراكز و استفاده از امكانات پديد آمده توانايي‌هاي خويش را عرضه بداند و با توسل و تمسك به انقلاب و نظام برخاسته از دامان انقلاب به ارائه آثار خويش بپردازند. از سوي يدگر رشد جمعيت و مهاجرت به شهرهاي كلان بازار تقاضاي محصولات فرهنگي را داغ تر كرد و معضلات اقتصاد كه موجب گران شدن همه چيز ازجمله كتاب شده بود توجه ناشران را به توليد آثار كودكان با تيراژهاي زياد و قيمت ارزان جلب نمود به طور طبيعي سيلي از آثار بد و خوب در نشر كودك به راه افتاد و در اين ميان بيتشرين سهم از آن دواير دولتي از جمله كانون پرورش فكري و انتشارات وابسته به آموزش و پرورش بود كه با پشتوانة بودجه‌هاي دولتي به نشر و توزيع آثار پرداختند. بنابراين برخي از شاعران نيز مانند نويسندگان يا بهره‌مندي از امكان چاپ و نشر و برخورداري از اعتماد مراكز دولتي به اين توفيق دست يافتند كه با آثارشان به عنوان چهره‌هاي مطرح در شعر كودك بدرخشند و اي بسا كه جوايز متعددي را نيز در جشنواره‌ها و انتخاب كتاب‌ها به دست آورند. و لذا شاعران دوره دوم از شعر جديد كودك به دو گروه با نام و بي نام تقسيم مي‌شوند. كساني كه آثار متعددي از آنها به چاپ رسيده است و كساني كه در مجلات و روزنامه‌ها به چاپ يك يا دو اثر مبادرت ورزيده‌اند. از مطرح‌ترين چهره‌هاي شعر جديد كودك افراد ذيل را مي‌توان نام برد:

مصطفي رحماندوست، شكوه قاسم نيا، افسانه شعبان نژاد، اسدالله شعباني، ناصر كشاورز، جعفر ابراهيمي «شاهد» افشين علاء، بيوك ملكي، جمال الدين اكرمي، عليرضا ميرزامحمد، محمد كاظم مزيناني. البته هستند شاعراني مانند قيصر امين پور كه با خلق منظومه‌هايي مانند «عصر عاشورا» به وادي شعر كودك گام نهاده باشند اما به عنوان شاعر كودكان مطرح نشده‌اند و بيشتر در شعر بزرگسالان گام زده‌اند.

 

مضامين شعر كودك پس از انقلاب اسلامي

همچنان كه گفتيم در شعر اين دوره مضامين متعددي را مي‌توان ديد كه برخي از آنها زاييده جريانات سياسي و اجتماعي – تقريباً- سه دهه پيش است و لذا در شعر شاعران دوره اول از اين مضامين خبري نيست. به طور كلي در بررسي اشعار دوره دوم موارد ذيل ديده مي‌شوند كه هر كدام را با ذكر نمونه‌اي نشان مي‌دهيم:


1- حيوانات

پرداختن به حيوانات اهلي، مانند مرغ و خروس و جوجه و گربه و برخي از حيوانات غيراهلي، مانند لاك پشت و خرگوش، از بارزترين وجوه شعر كودك در هر دو دوره است. اگرچه در شعر افواهي كودك نيز اين عناصر حضور درند اما در شعر جديد كودك به نحو بسيار آشكاري توجه شاعران به حيوانات معطوف شده است. در اين راه شاعران از هر حيواني كه بتواند به نوعي مورد توجه كودك قرار بگيرد سخن مي‌گويند. به عنوان مثال «حلزون» دستمايه خلق شعري با همين نام شده است:

حلزون آمده باز

مي‌زند بوسه بر آب

حلزون مي‌بيند

عكس خود را در آب[1]

 

2-گل‌ها و درخت‌ها

كم تر شعري را از اشعار شاعران كودك مي‌توان ديد كه در آن گل و درخت از انواع گوناگون وجود نداشته باشد. گويي گياهان و گل‌ها، مانند حيوانات، جزء‌ لاينكف شعر كودك محسوب مي‌شوند:

صبح بود و روي گل

باز هم كمي نم داشت

گل به روي گلبرگش

قطره‌هاي شبنم داشت...[2]

 

3- چهار فصل سال

پرداختن به هر يك از فصول سال مخصوصاً بهار (به خاطر زيبايي) و پاييز (به دليل تقارنش با شروع مدرسه‌ها) در آثار عموم شاعران دوره اول و دوم ديده مي‌شود. گاهي براي تصوير كردن كودكان چهار فصل، شاعري به خلق يك اثر مستقل دست يازيده است. مانند مجموعه شكوفه‌هاي برفي اثر افسانه شعبانژاد كه در آن براي هر فصل چند شعر گفته شده است و از بهار شروع و به زمستان ختم مي‌شود:

تو ميان دست‌هايت

سبدي شكوفه داري

سر راه خود دوباره

گل و سبزه مي‌گذاري...الخ


4- پدر و مادر

شاعران هر دو دوره به نقش پدر و مادر و تصوير رابطه عاطفي آنها با كودك پرداخته‌اند. اگر چه رنگ غالب اين اشعار علاقه طفل به پدر و مادر است اما گاهي از چشم كودك، فداكاري و خدمت مادر يا فقر و تلاش پدر مطرح مي‌شود:

با آمدنت

مادرجان

در اين بدنم

آمد جان ... الخ[3]

يا:

من مادري دارم كه او هست

هم مهربان و هم فداكار

مي‌بافد او با دست‌هايش

درخانه، قالي هاي بسيار...[4]

يا:

پدر، كفش مرا

قالبي ديگر زد

كت و شلوارش را

كرد با من همقد

*   *   *

من ولي مي‌ديدم

اشك در چشم پدر

با نگاهش مي‌گفت:

شرمگينم ز پسر.... الخ[5]

 

5- آموزگار

پاسداشت معلم و يادآوري از خدمات ارزنده او به همراه تصاويري از مهرورزي معلمانه در آثار شاعران هر دو دوره وجود دارد. به عنوان نمونه:

آموزگار مهربانم

اي مهر تو مهر خدايي

اي آنكه در جانم نهادي

مهر و اميد و روشنايي... الخ[6]

6- دبستان

كمتر شاعري را مي‌توان در حوزه شعر قديم و جديد كودك نشان داد كه به نوعي در آثار خويش به مدرسه و دبستان اشاره‌اي نكرده باشد يا مستقلاً براي اين بخش از زندگي كودك شعري نسروده باشد. نمونة زير يكي از صدها شعري است كه در آنها سام يا تصويري از مدرسه آمده است:

باز بر مي‌خيزم از جا

با صداي نرم باران

مي‌روم با دوستانم

شادمان سوي دبستان....[7]

يا:

رفتم زخانه بيرون

تا مدرسه دويدم

در زير برف و بوران

خورشيد را نديدم... الخ[8]

 

لازم به ذكر است كه بر خلاف دوره مكتب داري كه شاعران از زجر و ناراحتي اطفال در مكتب سخن مي گفتند،‌ بدون استثنا تمام شعرهاي مربوط به مدرسه در دهه‌هاي اخير با تصاوير شاد و علاقه كودكان به دبستان و كلاس توأم است.


7- خداوند

بسياري از شاعران دوره اول و دوم در اشعار خويش توجه كودك را به خالق جهان معطوف داشته‌اند و با برشمردن نعمت‌ها و خلايق او در آسمان و زمين اشعاري مناسب حال كودك سروده‌اند:

هر چيز اين دنياي زيبا

شعر خداوند بزرگ است

شعري كه هر مصراع و بيتش

مانند يك پند بزرگ است...[9]

يا:

خدايا، خدايا، تو خوبي تو خوبي

خدايا جهان را تو خوب آفريدي

بدي نيست در نفس هستي، خدايا

زمين و زمان را تو خوب آفريدي...[10]

 

8- شخصيت‌ها و مناسبت هاي ديني

اگر چه توجه به پيشوايان دين و شعائر مذهبي در دوره دوم از شعر جديد كودك از مضامين جديد اين دوره است و تعداد آنها نسبت به ديگر مضامين مطرح شده شايد از تعداد انگشتان دست تجاوز نكند اما به هر حال به عنوان يكي  از شاخصه‌هاي شعر شاعران دوره دوم به شمار مي‌رود. نمونه‌اي از اينگونه اشعار شعر زيباي بيوك ملكي با عنوان «آفتاب كوچه‌هاي شب» است كه در قالب نو سروده شده و به فاجعة شهادت امير مؤمنان علي عليه السلام پرداخته است. بخشي از آن را در پي مي‌آوريم:

در ميانه خانه‌ها

هر چه كودكان

انظار مي‌كشند

انتظارشان به سر نمي‌رسد

روشني ميانه خانه‌ها به خواب مي‌رود، ولي

چشم‌هاي بچه‌ها  در انتظار

تا مگر دوباره پر كند

خانه‌هاي سرد شهر را

مهربان علي (ع)[11]

از ميان شعائر آن چه بيش از همه مورد توجه شاعران است، «عاشورا» است، كه نمونه‌هاي متعددي از ياد كرد مراسم آن در آثار شاعران دوره دوم ديده مي‌شود. منظومة عصر عاشورا از قيصر امين پور به همين واقعه پرداخته است.

 

9- جبهه و جنگ

از مضامين جديدي است كه به خاطر وقوع جنگ هشت ساله ايران و عراق در شعر شاعران دوره دوم قرار گرفت. در اين شعرها اگر چه روح حماسه و اعتقاد به پيروزي و حقانيت دفاع مردم بيگناه ايران ديده مي‌وشد اما در جاي جاي آن به عوارض دلخراش جنگ چون ويراني و يتيم شدن كودكان و شهادت دلاور مردان ايران اشاره شده است:

برخيز تا در سنگر عشق

با هم سرود خون بخوانيم

با بانگ دشمن كوب تكبير

از خاك، دشمن را برانيم...[12]

يا:

عكس پسر او

در قابل قشنگ است

اما خودش الآن

در جبهه جنگ است ... الخ[13]

 

10- انقلاب

وقوع انقلاب اسلامي ايران به مثابه يك واقعه عظيم تاريخي و اجتماعي تأثير خود را بر همة وجوه زندگي مردم ايران. از جمله ادبيات تثبيت كرد. در اين ميان شعر كودك نيز از پرداختن به مضمون انقلاب غافل نماند. در اين اشعار به همراه ستايش از وقوع آن گاهي حوادث مهم نيز به تصوير درآمده است. در يك شعر شاعر انقلاب را به گل و جشن و آب و باغ تشبيه مي‌كند و در شعري ديگر، از يادمان فاجعة ميدان ژاله به عنوان يكي از مهمترين وقايع اوان انقلاب اسلامي ياد مي‌نمايد. از هر نمونه بخشي را در پي مي‌آوريم:

انقلاب يعني گل

در خيال پروانه

نور و گرمي و شادي

در ميان هر خانه... الخ[14]

يا:

آن روز باران گلوله

باريد بر ميدان ژاله

پرپر شد از صدها گلوله

صدها گل زيباي لاله...[15]

به غير از اين مضامين دهگانه كه تقريباً اصلي‌ترين موضوعات مورد توجه شاعران در دوره جديد شعر كودك تلقي مي‌شود، صدها موضوع و مسئله ديگر را در ميان اشعار شاعران كودك مي‌توان يافت از قبيل زندگي، شب و روز، كوه، شعر، ماه و ستاره، روستا، اتحاد و...

 

محمدحسين فرزاد
سپيده تيموري

 

 



[1] - مجموعة من غنچه شدم

[2] - مجموعه خوش به حال ماهي‌ها

[3] - مجموعه من غنچه شدم

[4] - مجموعه خوش به حال ماهي ها

[5] - مجموعه باغ سبز شعر ما

[6] - مجموعه باغ سبز شعر ما

[7] - مجموعه شكوفه‌هاي برفي

[8] - قصه بنفشه

[9] - مجموعه باغ سبز شعر ما

[10] - بچه‌هاي جهان

[11] - پشت يك لبخند

[12] - باغ سبز شعرها

[13] - يك عالم پروانه

[14] - من غنچه شدم

[15] - باغ سبز شعرها

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:39 توسط سپیده تیموری کرمانی |

 

4- بررسي تأثيرپذيري لئو تولستوي ( نويسنده روس) از ادبيات فارسی

لئو تولستوي كه 28 آگوست 1828 در روسيه به دنيا آمد، يكي از كلاسيك‌هاي جهان به شمار مي‌آيد. او كه با رمان «جنگ و صلح» توانست خود را در ادبيات جهان به اثبات برساند، به ادبيات فارسي علاقه‌اي وافر داشت و از گنجينه‌هاي آن بهره‌هاي زيادي را اندوخت.
تولستوي هر بار با خواندن حكمت‌هاي فارسي، سعي مي‌كرد آنها را مختصرتر و در عين حال نزديك تر به اصل، ترجمه كند. با مشاهده كتاب‌هاي منتشره سال‌هاي مختلف، مي‌بينيم چطور تولستوي روي ترجمه اين حكمت‌ها كار كرده و آنها را به اصل فارسي‌شان نزديك‌تر و در عين حال شبيه به ضرب‌المثل‌هاي روسي كرده است.
تولستوي روي آثار فولكلور فارسي نيز همين كار را انجام داده است. او از ترجمه‌هاي انگليسي و فرانسوي گوناگوني استفاده كرده و با دقت روي آنها كار كرده و آنها را براي خوانندگان روسي جالب ساخته در حالي كه سعي كرده اصالت‌شان حفظ شود. به آساني مي‌شود احساس كرد كه تولستوي علاوه بر مسائل و ايده‌هاي اخلاقي براي حكمت آدمي، آزادي‌خواهي، دشمني با بردگي و استهزاء در داستان‌هاي توده‌اي مردم ايران اهميت زيادي قائل بوده و اين نمونه‌ها را طوري ترجمه كرده كه به گوش روس‌ها كه به زرق و برق شرقي كمتر عادت كرده‌اند خوشايند و پندآموز باشند.
تولستوي به موسيقي ايراني نيز علاقه زيادي داشت. به اعتقاد او اين موسيقي خيلي خوش آهنگ، صميمي و عامه‌فهم است. او مي‌نوسيد: «من با موسيقي شرقي آشنايي دارم. آهنگ‌هاي فارسي با وجود اينكه ساخت موسيقي اشان فرق دارد براي من كاملاً قابل فهم و دلنشين است. از اين رو فكر مي‌كنم كه موسيقي ما هم براي آنها كاملاً قابل فهم باشد. آهنگ تازه، اول به گوش ناآشناست ولي وقتي انسان آن را فهميد لذت مي‌برد. موسيقي مردمی را همگان خوب درك مي‌كنند. موسيقي فارسي را دهقان روسي خواهد فهميد همانطور كه موسيقي مردمی روس را يك نفر ايراني كاملاً درك خواهد كرد.»
تولستوي آثار سعدي را بسیار دوست مي‌داشت. در ايام جواني وقتي گلستان را مطالعه مي‌كرد، مجذوب اين اثر شده بود و از همان زمان تا آخر عمر براي نظم و حكمت فارسي ارج فراوان قائل بود. وقتي در سال‌هاي هفتاد قرن 19، تولستوي روي" كتاب الفبا" و "كتاب‌هاي روسي براي قرائت" كار مي‌كرد، يكي از داستان‌هاي باب سوم گلستان (دو درويش خراساني ملازم يكديگر سفر كردندي) را به شكل قصه جداگانه‌اي در آورد. تولستوي در سال 1904 ميلادي براي مجموعه دائره القرائت بسياري از حكمت‌هاي سعدي را كه از ترجمه روسي گلستان گرفته بود،به اين كتاب وارد كرد. مقصود از نشر اين كتاب آن بود كه به مردم درس انسانيت، نيكي، محبت و صلح بياموزد. از اين روي تولستوي به پند و حكمت‌هاي سعدي روي آورده و از جمله از حكمت‌هاي زير استفاده كرده است:

انديشه كردن كه چه گويم، به از پشيماني خوردن كه چرا گفتم.
به نطق آدمي بهتر است از دواب
دواب از توبه، گرنگويي صواب
==
گربه شير است در گرفتن موش
ليك موش است در مصاف پلنگ
==
نيم ناني گر خورد مرد خدا
بذل درويشان كند نيمي دگر
==
ملك و اقليمي بگيرد پادشاه
همچنان دربند اقليمي دگر
==
سر چشمه شايد گرفتن به بيل
چو پر شد نشايد گذشتن به پيل
==
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گر چه با آدمي بزرگ شود
==
راستي موجب رضاي خداست
كس نديدم كه گم شد ز ره راست

لئو تولستوي نويسنده شهير روسيه به ادبیات فارسي بسیار اهميت مي‌داد. او ادبيات كلاسيك فارسي را مطالعه كرده «به آثار فردوسي، سعدي و حافظ» ارج مي‌گذاشت. تولستوي با تاريخ و ادب فارسي هم به زبان روسي و هم به زبان‌هاي ديگر اروپايي آشنايي داشت. در كتاب‌خانه شخصي او كتاب‌هايي درباره تاريخ و ادب ايران موجود بود.
تولستوي در جواني با اشعار حافظ از طريق ترجمه‌هاي اشعار او به زبان‌هاي اروپاي غربي آشنا شده بود. او در سال‌هاي بعدي ترجمه اين غزل‌ها را به زبان روسي كه «فت» شاعر معروف روس برايش فرستاده بود، بارها مطالعه كرد. نام حافظ در بسياري از نامه‌هاي تولستوي و «فت» در اين دوره آمده است. ايوان تورگنف نويسنده معروف روس در سال 1859، ديوان حافظ چاپ آلمان را به فت هديه داد و فت به قدري از آن خوشش آمد كه خودش شروع به ترجمه روسي آنها كرد. تولستوي باور نمي‌كرد كه غزل‌هاي فلسفي و صوفيانه حافظ را فت كه شاعر عاشق پيشه و ليريك بود، بتواند خوب ترجمه كند و به او چنين نيشخند مي‌زد: «اگر شما تا اين حد سرگرم اين كار شده‌ايد كه بدون آن نمي‌توانيد زندگي كنيد، خدا به شما توفيق بدهد كه بتوانيد بخوبي حافظ غزل‌سرايي كنيد». اين نامه را تولستوي اوايل اكتبر 1859 به فت نوشته بود. تولستوي در نامه ديگرش مي‌پرسد: «خب، بالاخره حافظ شما چه شد؟ خواهشمندم يكي از بهترين غزل‌هاي حافظ را كه ترجمه كرديد برايم بفرستيد تا دهنم آب بيفتد». تولستوي به فرانسه مي‌نويسد: «و من برايتان گندم مي‌فرستم»
فت، در ماه نوامبر 1859 چند ترجمه خود از غزل‌هاي حافظ را براي وي فرستاد، ولي تولستوي همانطور كه تصورش مي‌رفت اين ترجمه‌ها را نپسنديد. وي در تاريخ 20 دسامبر 1859، براي باريسوف، يكي از خويشاوندان فت، چنين مي‌نويسد: «به فت بگوييد خيلي معذرت مي‌خواهم، اما از غزل‌سرايي حافظانه او خوشم نيامد. در ترجمه‌هايي كه فرستاده معاني عميق يافت نمي‌شود و رنگ و شكل فارسي در اين ترجمه‌ها ديده نمي‌شد.» ولي وقتي چندي بعد مجله روسكويه سلوو ترجمه 27 غزل حافظ را به قلم فت منتشر كرد، تولستوي از آشنايي بيشتر با اين شاعر بزرگ ايراني بسيار خوشحال شد.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:38 توسط دلبر تاشماتاوا |

- شاهنامه فردوسي در ادبيات روسيه

   از او اسط قرن 19 پژوهش ها در بخش هاي گوناگون زبان شناسي ، ادبيات و هنرشناسي ايراني در روسيه گسترش بي سابقه أي پيدا كرد. مطالعه علمي و ترجمه ي شاهنامه ي فردوسي آغاز گردید. در سال 1849، ژوكفسكي قسمتي از شاهنامه ي فردوسي يعني داستان رستم و سهراب را از روي ترجمه ي آلماني آن كه توسط آقاي روكرت ايران شناس معروف آلماني انجام شده بود، به زبان روسي ترجمه كرد. استاد نازاديانتس در كتاب تاريخ ادبيات فارسي كه در سال 1851 منتشرگردید، فصلي را به شاهنامه ي فردوسي و اهميت آن هم در ادبيات ايران هم براي ادبيات جهاني اختصاص داد. همچنين آقاي زينويف در سال 1855 كتابي در شعر حماسي ايران نوشته است كه در آن به مطالعه ي شاهنامه فردوسي نیز می پردازد.

   او لين ترجمه ي شاهنامه ي فردوسي از روي متن اصلي را آقاي كريمسكي در سال هاي 1896-1895 انجام داده ولي چون زبان مادري اش او كرايني بود، شاهنامه را نه به زبان روسي بلكه به زبان او كرائيني ترجمه كرده است. و در سال 1905 آقاي سوكولف قسمتي از شاهنامه را به زبان روسي برگردانيد.

شاهنامه حکيم ابوالقاسم فردوسي ميراثي ارزشمند در تاريخ کهن ايران محسوب مي شود.

از روزي که شاهنامه حکيم ابوالقاسم فردوسي به زبان هاي متعدد ترجمه شده با اينکه ظرايف فکري و هنري شاهنامه در ترجمه به زبان هاي ديگر ،انتقال پذير نبوده و با اينکه شاهنامه، آيينه فرهنگ ملتي بوده که با تمدن ملت هاي ديگر و آداب و رسوم آن ها فرق هاي اساسي داشته ، عظمت شاهنامه و قدرت آفرينندگي فکري و هنري فردوسي کار خود را کرده است.

اديبان سراسر جهان پيام هاي انساني و لطيف انديشه فردوسي را نيک در يافته اند و آن را به عنوان ميراث جاودان فرهنگ بشري معرفي کرده اند. افرادي نيز شاهنامه را همپايه بزرگترين شاهکار هاي ادبي و فکري جهان مي دانند . از اين ميان دانشمنداني که از بند تعصب رسته بودند ، آن را برتر از همه دانسته اند.

در اين بين اديبان و ايران شناسان روس نيز از فردوسي و شاهکار ادبي وي غافل نبوده اند و به ترجمه و تحليل اين ميراث گرانقدر پرداخته اند.

از او اسط قرن 19 پژوهش ها در بخش هاي گوناگون زبان شناسي ، ادبيات و هنرشناسي ايراني در روسيه گسترش بي سابقه اي پيدا مي كند و مطالعه علمي و ترجمه شاهنامه فردوسي آغاز مي شود.

"برتلس" خاور شناس بزرگ روس معتقد است مادام که در جهان مفهوم ايران و ايراني وجود دارد ، نام پر افتخار شاعر بزرگ، "حکيم ابوالقاسم فردوسي" که تمام عشق سوزان قلب خود را به وطن خويش وقف کرده بود، جاويد خواهد ماند.

وي معتقد است فردوسي شاهنامه را با خون دل نوشت و به اين قيمت ، خريدار محبت و احترام ملت ايران به خود گرديد.

برتلس از دانشمندان دوران کمونيست روسيه است و همين شرايط باعث شده که علاقه بسيار زيادي به داستان "ضحاک" داشته باشد.

وي با مطالعه داستان رستم و سهراب معتقد است سهراب با علاقه فراوان در پي پدر بوده تا در کنار رستم به جنگ کيکاووس رود و او را از تخت سلطنت کنار بگذارند و پس از آن با متحد شدن با رستم به جنگ پادشاه تورانيان بروند و با شکست وي ايران و توران را به يک کشور متحد تبديل کنند و تهمينه مادر سهراب را که بسيار رنج ديده، به تخت سلطنت بنشانند.

"پوشکين"، "لئو تولستوي"، "فت" و "ماياکوفسکي" از جمله شاعران روسيه هستند که ارادت خاصي به فردوسي داشته در اشعار خود از شاهنامه الهام گرفته اند.

"لئو تولستوي" مطالعه زيادي در زندگي فردوسي داشته تا آنجا که برادر خود را به دليل شباهت زياد به فردوسي، "فردوسي" صدا ميزده است.

در اشعار پوشكين‌ مي‌ توان‌ تفكر فردوسي‌ را دريافت‌، پوشكين‌ در شعر خود چنين مي گويد:
بخود كاخي‌ بنا كردم‌ كه‌ دست‌ آن‌ را نمي‌ سازد

علف‌ هرگز نپوشد راه‌ مردم‌ را به‌ آن‌ محضر

اين شعر شباهت‌ بسياري‌ به‌ شعر فردوسي‌ دارد كه‌ مي‌ گويد:

بنا كردم‌ از نظم‌ كاخي‌ بلند / كه‌ از باد و باران‌ نيابد گزند

يا :

تماما من‌ نمي‌ ميرم‌، نه‌ جسمم‌، گرچه‌ گردد خاك‌

رهد روح‌ از فنا و ماند اندر نظم‌ ارزنده‌

بمانم‌ زنده‌ تا باقي‌ بود در زير اين‌ افلاك‌

اين شعر نيز شباهت‌ زيادي‌ به‌ اين‌ شعر فردوسي‌ دارد كه‌ مي‌ گويد:

نميرم‌ از آن‌ پس‌ كه‌ من‌ زنده‌ام /‌ كه‌ تخم‌ سخن‌ را پراكنده‌ام‌

  البته‌ بر ما معلوم‌ نيست‌ كه‌ تا چه‌ اندازه‌ پوشكين‌ با شاهنامه‌ آشنايي‌ داشته‌ است‌ ولي‌ بدون‌ شك‌ اين‌شباهت‌ نمي‌ تواند بدون‌ آگاهي‌ از انديشه‌ هاي‌ فردوسي‌ در شعر"بناي‌ يادگار" سروده‌ شده‌ باشد.

  به‌تصور ما پوشكين‌ با تسلطي‌ كه‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ داشته‌ و از كودكي‌ آن‌ را قبل‌ از روسي‌ آموخته‌ بود، امكان‌دارد ترجمه‌ فرانسه‌ آن‌ را خوانده‌ باشد. يا هنگامي‌ كه‌ پوشكين‌ در سال‌ 1831 بنا به‌ درخواست‌ "نيكلا" امپراتور روسيه‌ به‌ استخدام‌ وزارت‌ خارجه‌ در آمده‌ و مأمور جمع‌ آوري‌ اسناد براي‌ تدوين‌ تاريخ‌ "پتركبير" شد، در باره‌ اسناد تاريخي‌ در آرشيوها و كتابخانه‌ ها مطالعه‌ مي‌ كرد، شايد با شاهنامه‌ آشنايي‌ پيدا كرده‌باشد.

  در اثبات‌ اين‌ مدعا اشاره‌ پوشكين‌ به‌ سعدي‌ و حافظ در برخي‌ از اشعارش‌، نشان‌ مي‌ دهد كه‌ اين ‌امر دور از ذهن‌ نمي‌ تواند باشد.

قابل ذکر است که علاوه‌ بر آن‌، در زمان‌ اقامت‌ پوشكين‌ در قفقاز و به ويژه‌ تفليس‌ ، ترجمه‌ هاي‌ گرجي‌ شاهنامه‌ از قرن ها قبل‌ در آن نواحی موجود بوده است‌.

اديبان و دانشمندان روس به اندازه اي به ارزش شاهنامه پي برده اند که مدت هاست اين اثر را مورد بررسي و تحليل قرار داده اند و نکته جالب اينجاست که معتبر ترين نسخ شاهنامه چاپ مسکو هستند
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:37 توسط دلبر تاشماتاوا |

ريشه‌هاي شعر كودك در ايران

شعر كودك در ايران پيش از آنكه از ديوان رسمي شاعران سربرآورد از دل ترانه‌هاي عاميانه برخاسته است. به گفتة محمود كيانوش «كودكان ترانه‌ها، لالايي‌ها، متل‌ها و بازي‌ها را از پدرها و مادرها و پدربزرگ و مادربزرگ‌ها مي‌آموختند، و در بازي‌ها وآوازهايشان بكار مي‌گرفتند.

شاعران پيش از مشروطيت كمتر شعري براي كودكان سروده‌اند؛ زيرا از ديدگاه آنان كودكان چندان ارزشي نداشتند. با اين حال گاهي در دو اوين آنها اندك نمونه‌هايي به چشم مي‌خورد كه درون مايه‌اي همسان با افسانه‌ها و متل‌هاي كودكانه دارند. «مثنوي اسرار چنگال» از بوسحق اطعمه از نمونه‌هاي اين گونه شعرها محسوب مي‌شود.

 

دوره مشروطه:

در دوره مشروطيت پديداري شعر كودك، پيامد دگرگوني در شعر فارسي است. دگرگوني فرهنگ و تعليم و تربيت و ادبيات كه بهرحال در وقوع خود از غرب مايه گرفته بود موجب شد كه شاعران گاه به ياد كودك نيز بيفتند.

شعر دورة مشروطيت از نظر تحولاتي كه عميقاً در جامعه رخ داده بود و از نظر طبقات مختلفي كه همراه آن عمل مي‌كردند با شعر دوره‌هاي پيش از خود شديداً فرق مي‌كرد.

 

بنيانگذاران شعر كودك در ايران

محمودخان ملك الشعراي صبا: وي را بايد نخستين سرايندة اشعار كودكانه در ايران دانست. البته شعر او به سبك دورة بازگشت است و در چارچوب شعر مشروطيت نمي‌گنجد. گروهي از شعرهاي محمودخان كه درونمايه و قالبي همسان با ترانه‌هاي عاميانه دارند، نخستين سروده‌هاي كودكانه‌اي به شمار مي‌آيند كه پديدآورنده‌اي مشخص دارند. البته سروده‌هاي او اگرچه اندرونة كودكانه‌اي دارند اما از لحاظ قالب شعري سست و بي مايه‌اند.

ايرج ميرزا: ايرج ميرزا يكي از معماران ادبيات نوي كودكان محسوب مي‌گردد، زيرا آگاهانه براي كودكان شعر مي‌سرود، اشعار او برگرفته از فضاي مشروطيت ساده، گويا و همه فهم است. احترام به پدر و مادر، ميهن پرستي، راستگويي و پاكدامني را به كودكان مي‌آموزد. بخشي از شعرهاي ايرج ميرزا كه بيشتر محتواي اندرزي دارد در قالب گفتگو با كودكان سروده شده است. براي نمونه مي‌توان به شعر «مادر»، «منظومة عباس قلي خان» و شعر بلندي به نام «نصيحت به فرزند» اشاره كرد.

شعرهاي كودكانه ايرج همچون ديگر آثاري كه در اين دوره براي كودكان سروده شده‌اند از آرايه‌هاي زباني نو و زيبا برخوردار نيستند و بيشتر روايت آهنگين حكايتي اخلاقي به شمار مي‌روند.

نسيم شمال: سيد اشرف الدين گيلاني نامدار به نسيم شمال از ديگر شاعران دورة مشروطيت است كه براي كودكان شعر سروده گيلاني كتاب گلزار ادبي را كه مجمعه‌اي از حكايات منظو و شعر با درونمايه آموزشي است براي كودكان منتشر كرد. او اعتقاد داشت «حفظ اشعار نه تنها باعث ازدياد قوه حافظه شاگردان است بلكه باعث آموزش اخلاق مي‌شود».

سبك گيلاني در گلزار ادبي روايي و داستاني است. اين كتاب مشتمل بر حكاياتي است كه برخي بر ساخته خود و برخي اقتباس از لافونتن و فلوريان است. روايت ا وبه اعتقاد منتقدان ضعيف و از جنبه‌هاي ساختاري پيش پا افتاده است.

ميرزا علي اكبر دهخدا: دهخدا جز در پاره‌هايي كوتاه به شعر كودكان نپرداخت كه گاهي آن نيز براي طنزهاي سياسي بود. بااينحال نمي‌توان نقش او را در شعر كودك ناديده گرفت.

ابوالقاسم لاهوتي: اندكي از اشعار لاهوتي با الهام از ترانه‌هاي عاميانه در گسترة ادبيات كودكان محسوب مي‌شود نظير شعر بالاي لاي.

حسين دانش: وي بر پاية افسانه‌هاي لافونتن كتابي به نام «جنگلستان» انتشار داد.

كتاب او در دورة خود در آموزشگاه‌ها با استقبال روبرو شد.

 


دورة پس از مشروطه

با گذار از دوره مشروطيت و كمرنگ شدن شعر انقلابي و اهميت يافتن فرهنگ عاميانه، كم كم قالب‌هاي شعري عاميانه به آثار شاعران نام آور راه يافت. نخستين عامل در سربرآوردن شعر كودك در ايران دگرگوني در زبان آن بود كه هر چه بيشتر به زبان مردم كوچه و بازار و زبان طبيعي نزديك شده بود. شعر كودك از جنبة موسيقايي يا وزن و آهنگ اگرچه نواوري‌هايي داشت اما بيش از شعر بزرگسالان در چارچوب اوزان عروضي كه وزن‌هاي غير طبيعي‌اند باقي ماند. شعر كودك در اين دوره بيشتر با نظم همساني داشت. نظم به معناي سروده‌اي‌ست كه ساختار شعري ندارد، و در آن تنها به سخن، آهنگ يا وزن عروضي غير طبيعي داده دشه است. بعد از نيما شاعران كودك ايراين از راه آشنايي با شعرهاي كودك كشورهاي ديگر به اهميت زبان كودك و ساختار شعري آن پي بردند و به فرم دروني شعر توجه كردند.

نيما يوشيج: دهة نخست كار نيما يعني از سال 1299 ش تا 1309 اگرچه از جنبة شعر شناسي چندان اهميت ندارد از ديدگاه ادبيات كودكان بسيار مهم است. او از همان قوالب سنتي استفاده نمود اما آنچه كار او را متمايز مي‌كند بيان ساده ، زبان عاميانه نزديك به زبان بومي است. از حكايت‌هاي شيرين كودكانة او «بز ملاحسن مسئله گو» است. «آواز قفس» و «بهار» نيز دو شعر شناخته شده او در زمينه ادبيات كودك مي‌باشد. در اشعار نيما مي‌توان افق شعر امروزي كودك را ديد. از ويژگي‌هاي سبكي شعر كودكانة نيما استفاده از بندهاي كوتاه است كه به گنجايش شعري كودك نزديك است و همچنين آهنگ تند شعر كه آنرا كودكانه‌تر كرده است:

بچه‌ها! بهار

گلا واشدن

برفا پاشدن

از رو سبزه‌ها

از روي كهسار

بچه‌ها‌! بهار

شعرهاي «بچه‌هاي خوب» و «زنبور عسل» از كارهاي ديگر اوست. بيان اندرزي و دستوري او كه گاه به ناسزا نزديك شده بازتاب ماندگاري نگاه پدرسالارانه در شعر كودك است. سرودة ديگر او «كودكان شاد» نام دارد.

زاغي در باغ

لانه داره

بر سر شاخ

             واخ واخ

گنجشكه هم

خانه داره

توي گلها

             واخ واخ

علاوه برا ين يك لالايي هم از نيما به جا مانده است. شهرام رجب زاده از منتقدين شعر كودك مي‌گويد:

«نيما به نوآوري در وزن انعطافي را كه وزن شعر فارسي براي شكل گيري شعر كودك به آن نياز داشت پديد آورد. او با در هم شكستن مرز بين كلمات شاعرانه و غير شاعرانه زمينه‌هاي استفاده از كلمات، الفاظ و اصوات كودكانه‌اي را فراهم كرد كه بعدها واژه‌هاي كليدي و پركار شعر كودك شدند. از جمله صداي حيوانات و اصوات طبيعت و اشياء

دينگ     دانگ

چه خبر؟

كه مي‌كند گذر؟

قوقولي قوقو! خروس مي‌خواند

دودوك دوكا! آقا توكا

چه كارت بود با سن؟

احمد شاملو: شاملو با كاربرد گستردة ترانه‌هاي كودكانه كاري ممتاز انجام داد. ترانه‌هاي احمد شاملو مخاطبان خود را هم در ميان بزرگسالان و هم در ميان كودكان پيدا كرد. از اينگونه آثار وي مي‌توان به ترانه‌هاي ماندگار «پريا»، «تنه دريا»، «بارون» و «مردي كه لب نداشت»

يكي بود، يكي نبود

زير گنبد كبود

لخت و عور تنگ غروب

سه تا پري نشسته بود

زار و زار گريه مي‌كردن پريا

مث ابراي باهار گريه مي‌كردند پريا...

فروغ فرخزاد: فروغ اگر چه كار جدي در زمينه ادبيات كودك نكرد اما ترانه ماندگار او به نام «علي كوچيكه» هنوز هم مخاطبان زياد از ميان كودك و بزرگسالان دارد.

علي كوچيكه، علي بونه گير

نصفه شب از خواب پريد

چشماشو هي ماليد با دس

سه چار تا خميازه كشيد، پاشد نشس...

يحيي دولت آبادي: دولت آبادي بيش از آنكه شاعر كودكان باشد سهم بزرگي در گسترش مدرسه‌هاي نو دارد. اما با همين چند شعري كه براي كودكان سروده در زمرة پايه گذاران ادبيات نوي كودكان جاي مي‌گيرد. شعر «صبح» او نشان مي‌دهد كه دولت آّادي زبان شعر كودك و تكنيك‌هاي آن را بهتر از شاعران چون بهار و نسيم شمال مي‌شناسد. ويژگي چشمگير اين شعر آن است كه آموزش مستقيم ندارد و تنها بر مفاهيم و تصاوير شعري استوار است.

گلچين ليگاني: وي با سرودن شعر «باران» شاهكاري از شعر كودك را به نمايش گذاشت در اين شعر ساختار پيچيده يك متن ادبي ديده مي‌شود. در روساخت تنها از دلتنگي شاعر براي روزهاي كودكي خود سخن به ميان مي‌آيد، اما در ژرف ساخت پژواك صداي كودكي ست كه از سرزمين سبز زندگي سربرمي‌آورد. جاي تأسف است كه گلچين گيلاني تنها همين يك شعر را براي كودكان سرود.

پروين اعتصامي: پروين بيش از آنكه براي كودكان شعر بگويد دربارة كودكان شعر گفته است. او زندگي و رنج كودكان دوران خود را در اشعارش بازتاب داد بهرحال از جنبة زبان و درونمايه در شكل گيري شعر كودك تأثير گذاشت.

حسين گل گلاب: يكي ديگر از پايه‌گذاران سنت شعري كودكان كه براي ارتقاي شعر كودك بسيار تلاش كرد حسين گل گلاب بود. او سروده‌هايي با عنوان «سروده‌هاي مدارس» دارد كه در دوره‌اي سرودهاي او در مدارس توسط دانش آموزان خوانده مي‌شد.

عباس يميني شريف: وي از جمله پيشگاماني ست كه در عرصة شعر كودك مخاطب خود را با ويژگي‌هايي متفاوت از بزرگسالان شناخت. يميني شريف بعد از «باغچه بان» دل سپرده‌ترين شاعر كودكان بود. اين ويژگي به سبب شناخت او از نيازهاي متفاوت كودك و توجه به عواملي از جمله سرگرم كنندگي و لذت بخشي شعر، بكاربردن عنصر بازي و تخيل، اصوات گوناگون، زبان و توصيف‌هاي ساده، زيبا و درخور فهم كودكان و همچنين روايت پاره‌اي از شعرها به كودكان، جانوران و اشياء بود.

در اشعار او سيلان تخيل و انديشه به تدريج بر پند آموزي و حكمت پيشي مي‌گيرد. او همچنين داستان‌هايي منظوم براي كودكان دارد.


منابع:

1- محمدهادي محمدي- زهره قاييني، تاريخ ادبيات كودكان در ايران، تهران: چيستا، جلد 6 و 4.

2-  محمود كيانوش، شعر كودك در ايران، نقد و بررسي، تهران: آگاه، 1355.

3- شهرام رجب زاده، درآمدي بر شناخت فضاهاي كودكانه در شعر فارسي، پژوهشنامة ‌ادبيات كودك و نوجوان س ا ش 2، پائيز 1374.

4-  يعقوب آژند، ادبيات نوين ايران تهران: اميركبير، 1360.

5- سيد مصطفي موسوي گرمارودي، شعر كودك از آغاز تا امروز، تاريخ و نقد، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1382.

 


شعر كودك پس از انقلاب اسلامي

راه شعر جديدي كودك با تلاش كساني چون كيانوش و پروين دولت آبادي از قبل هموار شده بود و اعتلاي شعر نوي ايران بر اين همواري مي‌افزود. بنابراين طبيعي بود كه ديگر شاعران دوره دوم مانند ايرج ميرزا زبان به اندرزهاي پدرانه نگشايند و يا مانند عباس يميني شريف در اثارشان شعر سنگين را در كنار شعر سبك ننشانند.

با وقوع انقلاب اسلامي ايران اگرچه سيستم اداري و سازماني مراكز اقتصادي و فرهنگي تغيير محسوسي نكرد اما اين امكان براي بسياري از افراد فراهم شد كه با حضور در اين مراكز و استفاده از امكانات پديد آمده توانايي‌هاي خويش را عرضه بداند و با توسل و تمسك به انقلاب و نظام برخاسته از دامان انقلاب به ارائه آثار خويش بپردازند. از سوي يدگر رشد جمعيت و مهاجرت به شهرهاي كلان بازار تقاضاي محصولات فرهنگي را داغ تر كرد و معضلات اقتصاد كه موجب گران شدن همه چيز ازجمله كتاب شده بود توجه ناشران را به توليد آثار كودكان با تيراژهاي زياد و قيمت ارزان جلب نمود به طور طبيعي سيلي از آثار بد و خوب در نشر كودك به راه افتاد و در اين ميان بيتشرين سهم از آن دواير دولتي از جمله كانون پرورش فكري و انتشارات وابسته به آموزش و پرورش بود كه با پشتوانة بودجه‌هاي دولتي به نشر و توزيع آثار پرداختند. بنابراين برخي از شاعران نيز مانند نويسندگان يا بهره‌مندي از امكان چاپ و نشر و برخورداري از اعتماد مراكز دولتي به اين توفيق دست يافتند كه با آثارشان به عنوان چهره‌هاي مطرح در شعر كودك بدرخشند و اي بسا كه جوايز متعددي را نيز در جشنواره‌ها و انتخاب كتاب‌ها به دست آورند. و لذا شاعران دوره دوم از شعر جديد كودك به دو گروه با نام و بي نام تقسيم مي‌شوند. كساني كه آثار متعددي از آنها به چاپ رسيده است و كساني كه در مجلات و روزنامه‌ها به چاپ يك يا دو اثر مبادرت ورزيده‌اند. از مطرح‌ترين چهره‌هاي شعر جديد كودك افراد ذيل را مي‌توان نام برد:

مصطفي رحماندوست، شكوه قاسم نيا، افسانه شعبان نژاد، اسدالله شعباني، ناصر كشاورز، جعفر ابراهيمي «شاهد» افشين علاء، بيوك ملكي، جمال الدين اكرمي، عليرضا ميرزامحمد، محمد كاظم مزيناني. البته هستند شاعراني مانند قيصر امين پور كه با خلق منظومه‌هايي مانند «عصر عاشورا» به وادي شعر كودك گام نهاده باشند اما به عنوان شاعر كودكان مطرح نشده‌اند و بيشتر در شعر بزرگسالان گام زده‌اند.

 

مضامين شعر كودك پس از انقلاب اسلامي

همچنان كه گفتيم در شعر اين دوره مضامين متعددي را مي‌توان ديد كه برخي از آنها زاييده جريانات سياسي و اجتماعي – تقريباً- سه دهه پيش است و لذا در شعر شاعران دوره اول از اين مضامين خبري نيست. به طور كلي در بررسي اشعار دوره دوم موارد ذيل ديده مي‌شوند كه هر كدام را با ذكر نمونه‌اي نشان مي‌دهيم:


1- حيوانات

پرداختن به حيوانات اهلي، مانند مرغ و خروس و جوجه و گربه و برخي از حيوانات غيراهلي، مانند لاك پشت و خرگوش، از بارزترين وجوه شعر كودك در هر دو دوره است. اگرچه در شعر افواهي كودك نيز اين عناصر حضور درند اما در شعر جديد كودك به نحو بسيار آشكاري توجه شاعران به حيوانات معطوف شده است. در اين راه شاعران از هر حيواني كه بتواند به نوعي مورد توجه كودك قرار بگيرد سخن مي‌گويند. به عنوان مثال «حلزون» دستمايه خلق شعري با همين نام شده است:

حلزون آمده باز

مي‌زند بوسه بر آب

حلزون مي‌بيند

عكس خود را در آب[1]

 

2-گل‌ها و درخت‌ها

كم تر شعري را از اشعار شاعران كودك مي‌توان ديد كه در آن گل و درخت از انواع گوناگون وجود نداشته باشد. گويي گياهان و گل‌ها، مانند حيوانات، جزء‌ لاينكف شعر كودك محسوب مي‌شوند:

صبح بود و روي گل

باز هم كمي نم داشت

گل به روي گلبرگش

قطره‌هاي شبنم داشت...[2]

 

3- چهار فصل سال

پرداختن به هر يك از فصول سال مخصوصاً بهار (به خاطر زيبايي) و پاييز (به دليل تقارنش با شروع مدرسه‌ها) در آثار عموم شاعران دوره اول و دوم ديده مي‌شود. گاهي براي تصوير كردن كودكان چهار فصل، شاعري به خلق يك اثر مستقل دست يازيده است. مانند مجموعه شكوفه‌هاي برفي اثر افسانه شعبانژاد كه در آن براي هر فصل چند شعر گفته شده است و از بهار شروع و به زمستان ختم مي‌شود:

تو ميان دست‌هايت

سبدي شكوفه داري

سر راه خود دوباره

گل و سبزه مي‌گذاري...الخ


4- پدر و مادر

شاعران هر دو دوره به نقش پدر و مادر و تصوير رابطه عاطفي آنها با كودك پرداخته‌اند. اگر چه رنگ غالب اين اشعار علاقه طفل به پدر و مادر است اما گاهي از چشم كودك، فداكاري و خدمت مادر يا فقر و تلاش پدر مطرح مي‌شود:

با آمدنت

مادرجان

در اين بدنم

آمد جان ... الخ[3]

يا:

من مادري دارم كه او هست

هم مهربان و هم فداكار

مي‌بافد او با دست‌هايش

درخانه، قالي هاي بسيار...[4]

يا:

پدر، كفش مرا

قالبي ديگر زد

كت و شلوارش را

كرد با من همقد

*   *   *

من ولي مي‌ديدم

اشك در چشم پدر

با نگاهش مي‌گفت:

شرمگينم ز پسر.... الخ[5]

 

5- آموزگار

پاسداشت معلم و يادآوري از خدمات ارزنده او به همراه تصاويري از مهرورزي معلمانه در آثار شاعران هر دو دوره وجود دارد. به عنوان نمونه:

آموزگار مهربانم

اي مهر تو مهر خدايي

اي آنكه در جانم نهادي

مهر و اميد و روشنايي... الخ[6]

6- دبستان

كمتر شاعري را مي‌توان در حوزه شعر قديم و جديد كودك نشان داد كه به نوعي در آثار خويش به مدرسه و دبستان اشاره‌اي نكرده باشد يا مستقلاً براي اين بخش از زندگي كودك شعري نسروده باشد. نمونة زير يكي از صدها شعري است كه در آنها سام يا تصويري از مدرسه آمده است:

باز بر مي‌خيزم از جا

با صداي نرم باران

مي‌روم با دوستانم

شادمان سوي دبستان....[7]

يا:

رفتم زخانه بيرون

تا مدرسه دويدم

در زير برف و بوران

خورشيد را نديدم... الخ[8]

 

لازم به ذكر است كه بر خلاف دوره مكتب داري كه شاعران از زجر و ناراحتي اطفال در مكتب سخن مي گفتند،‌ بدون استثنا تمام شعرهاي مربوط به مدرسه در دهه‌هاي اخير با تصاوير شاد و علاقه كودكان به دبستان و كلاس توأم است.


7- خداوند

بسياري از شاعران دوره اول و دوم در اشعار خويش توجه كودك را به خالق جهان معطوف داشته‌اند و با برشمردن نعمت‌ها و خلايق او در آسمان و زمين اشعاري مناسب حال كودك سروده‌اند:

هر چيز اين دنياي زيبا

شعر خداوند بزرگ است

شعري كه هر مصراع و بيتش

مانند يك پند بزرگ است...[9]

يا:

خدايا، خدايا، تو خوبي تو خوبي

خدايا جهان را تو خوب آفريدي

بدي نيست در نفس هستي، خدايا

زمين و زمان را تو خوب آفريدي...[10]

 

8- شخصيت‌ها و مناسبت هاي ديني

اگر چه توجه به پيشوايان دين و شعائر مذهبي در دوره دوم از شعر جديد كودك از مضامين جديد اين دوره است و تعداد آنها نسبت به ديگر مضامين مطرح شده شايد از تعداد انگشتان دست تجاوز نكند اما به هر حال به عنوان يكي  از شاخصه‌هاي شعر شاعران دوره دوم به شمار مي‌رود. نمونه‌اي از اينگونه اشعار شعر زيباي بيوك ملكي با عنوان «آفتاب كوچه‌هاي شب» است كه در قالب نو سروده شده و به فاجعة شهادت امير مؤمنان علي عليه السلام پرداخته است. بخشي از آن را در پي مي‌آوريم:

در ميانه خانه‌ها

هر چه كودكان

انظار مي‌كشند

انتظارشان به سر نمي‌رسد

روشني ميانه خانه‌ها به خواب مي‌رود، ولي

چشم‌هاي بچه‌ها  در انتظار

تا مگر دوباره پر كند

خانه‌هاي سرد شهر را

مهربان علي (ع)[11]

از ميان شعائر آن چه بيش از همه مورد توجه شاعران است، «عاشورا» است، كه نمونه‌هاي متعددي از ياد كرد مراسم آن در آثار شاعران دوره دوم ديده مي‌شود. منظومة عصر عاشورا از قيصر امين پور به همين واقعه پرداخته است.

 

9- جبهه و جنگ

از مضامين جديدي است كه به خاطر وقوع جنگ هشت ساله ايران و عراق در شعر شاعران دوره دوم قرار گرفت. در اين شعرها اگر چه روح حماسه و اعتقاد به پيروزي و حقانيت دفاع مردم بيگناه ايران ديده مي‌وشد اما در جاي جاي آن به عوارض دلخراش جنگ چون ويراني و يتيم شدن كودكان و شهادت دلاور مردان ايران اشاره شده است:

برخيز تا در سنگر عشق

با هم سرود خون بخوانيم

با بانگ دشمن كوب تكبير

از خاك، دشمن را برانيم...[12]

يا:

عكس پسر او

در قابل قشنگ است

اما خودش الآن

در جبهه جنگ است ... الخ[13]

 

10- انقلاب

وقوع انقلاب اسلامي ايران به مثابه يك واقعه عظيم تاريخي و اجتماعي تأثير خود را بر همة وجوه زندگي مردم ايران. از جمله ادبيات تثبيت كرد. در اين ميان شعر كودك نيز از پرداختن به مضمون انقلاب غافل نماند. در اين اشعار به همراه ستايش از وقوع آن گاهي حوادث مهم نيز به تصوير درآمده است. در يك شعر شاعر انقلاب را به گل و جشن و آب و باغ تشبيه مي‌كند و در شعري ديگر، از يادمان فاجعة ميدان ژاله به عنوان يكي از مهمترين وقايع اوان انقلاب اسلامي ياد مي‌نمايد. از هر نمونه بخشي را در پي مي‌آوريم:

انقلاب يعني گل

در خيال پروانه

نور و گرمي و شادي

در ميان هر خانه... الخ[14]

يا:

آن روز باران گلوله

باريد بر ميدان ژاله

پرپر شد از صدها گلوله

صدها گل زيباي لاله...[15]

به غير از اين مضامين دهگانه كه تقريباً اصلي‌ترين موضوعات مورد توجه شاعران در دوره جديد شعر كودك تلقي مي‌شود، صدها موضوع و مسئله ديگر را در ميان اشعار شاعران كودك مي‌توان يافت از قبيل زندگي، شب و روز، كوه، شعر، ماه و ستاره، روستا، اتحاد و...

 

محمدحسين فرزاد
سپيده تيموري

 

 



[1] - مجموعة من غنچه شدم

[2] - مجموعه خوش به حال ماهي‌ها

[3] - مجموعه من غنچه شدم

[4] - مجموعه خوش به حال ماهي ها

[5] - مجموعه باغ سبز شعر ما

[6] - مجموعه باغ سبز شعر ما

[7] - مجموعه شكوفه‌هاي برفي

[8] - قصه بنفشه

[9] - مجموعه باغ سبز شعر ما

[10] - بچه‌هاي جهان

[11] - پشت يك لبخند

[12] - باغ سبز شعرها

[13] - يك عالم پروانه

[14] - من غنچه شدم

[15] - باغ سبز شعرها

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:34 توسط محمّدحسین فرزاد |

- بررسي اجمالي تاثير سياست بر ادبيات داستاني روسيه

  هنرمند روسیه هیچ آزادی ندارد و باید پایان داستان‌ خود را به نفع بلشویك‌ها تمام کند. بعد از روی کار آمدن استالین هم هیچ تغییری در این روند دیده نشد. در چنین وضعیتی توهین به نویسندگان، آن‌ها را ناخودآگاه وارد عرصه‌ی سیاست كرده و بدین ترتیب سعی می‌كردند با استعاره و تلمیحات شاعرانه، هدف غایی و پنهان خود را بنمایانند

  ادبیات‌داستانی روسیه را باید با دقت كامل بررسی كرد. تاریخ‌ ادبیات روس با نظریه متفكرانی كه ادبیات را وسیله‌ای جهت به رفاه رساندن مردم میدانند عجین شده. اگر تزارها در مقطعی معتقد هستند كه باید ادبیات در خدمت دولت باشد، منتقدان رادیكال اعتقاد داشتند كه نویسنده باید خدمتگذار توده باشد.

  تزار نیكولا، از نویسنده‌ی شهیر روس، پوشكین متنفر بود، چرا كه او به‌ جای این‌ كه در خدمت دولت باشد فكر مستبدان را به سخره می گرفت. كلیسا از سبك سری او بیزار بود. ماموران امنیتی، كاركنان عالی‌رتبه و مزدوران دولت به او لقب ناظم سطحی می‌دادند. شیوه‌های دولت برای اربین بردن، پوشكین تبعید وی بود و یا ارشادهای مداوم كه در وی كارساز نبود.

  از طرف دیگر منتقدان رادیكالی بودند كه تفكرات انقلابی داشتند و نویسندگان را در خدمت توده‌ها می‌پنداشتند. آن‌ها نیز از نویسندگان مستقلی چون پوشكین متنفر بودند، چرا كه آثار وی به‌ طور مستقیم در ستیزه با منتقدان نبود، بلكه در لفافه‌ی هنری سعی می‌كرد دیدگاه‌های خود را بیان كند. آن‌ها می‌گفتند كه یك‌ جفت پوتین درست و حسابی، خیلی ‌خیلی بیشتر از همه‌ی پوشكین‌ها و همه‌ی شكسپیرها به درد مردم روسیه می‌خورد. القابی كه رادیكال ‌های افراطی به بزرگ‌ترین شاعر روس نسبت می‌دادند با القابی كه سلطنت ‌طلبان افراطی به ‌كار می‌بردند، بسیار شبیه هم بود و این شباهت انسان را به حیرت وا می‌داشت.

  در واقع نویسندگان آن دوره در برزخ عظیمی قرارداشتند و به‌هر طرفی كه رو می کردند، بی ‌مهری و نامهربانی نصیبشان می‌شد. تمامی نویسندگان قرن نوزده روسیهفعالیت سیاسی داشتند و هیچ‌ چاره و گریزی از سیاست هم نبود.
  بلینسكى در سال ۱۸۴۷ نامه‌ای به گوگول می‌نویسد كه باکمی دقت در آن، متوجه وضعیت آن روزگار روسیه می شویم: "شما متوجه نشده‌اید كه روسیه رهایی خود را نه در عرفان می‌داند، نه در ریاضت و نه در زهد؛ بلكه در دستاوردهای تمدن، روشنگری و انسان‌گرایی؛ روسیه نه به موعظه احتیاج دارد كه موعظه زیاد شنیده است و نه به دعا كه بارها و بارها دعا كرده است. روسیه محتاج آن است تا در مردم عادی‌اش ادراكی از عزت‌انسانی سر برآورد، چرا كه قرن‌هاست میان لجن و كثافت گم شده است، محتاج حقوق و قوانینی كه نه با آموزه‌های كلیسا كه با عقل سلیم و عدالت منطبق باشد و محتاج اجرای حتی‌المقدور سختگیرانه‌ی آن‌هاست. اما در عوض این‌ها، تصویر روسیه تصویری است دهشتناك...سرزمینی كه در آن انسان‌ها تجارت انسان می‌كنند و هیچ توجیهی هم ندارند. مثل توجیهی كه زمین‌داران آمریكایی با هوشمندی تمام برای خود دست و پا كرده‌اند و می‌گویند سیاه اصلا انسان نیست؛ منظره‌ی سرزمینی كه مردم همدیگر را نه به نام، كه با اسم‌های مستعار زشتی چون جك و تام (وانكاها و اسكاها و استشكاها و پالاشكاها) صدا می‌زنند؛ و سرانجام منظره كشوری كه در آن نه تنها هیچ‌گونه تضمینی برای خود شخص، شرف و اموال او در كار نیست، بلكه حتی پلیس هم هیچ نظمی برقرار نمی‌كند و در عوض پر است از موسسات عظیم دزدان و سارقان حكومتی. حادترین مسائل ملی معاصر در روسیه درحال‌حاضر از این قرارند: لغو حق تملك برده؛ الغای تنبیه‌بدنی و اقدام به اجرای حتی‌المقدور سخت‌گیرانه‌ی دست‌كم آن قوانینی كه درحال‌حاضر وجود دارند. این را حتی خود دولت هم احساس كرده است( كه خوب می‌داند ملاكان با دهقانانشان چه رفتاری دارند و هرساله سر چندتایشان را گوش تا گوش می‌برند) و این از نیم‌چه اقدامات بی‌حاصل و ترس‌خورده‌ی آنان به سود سیاهان سفید پوست ما پیداست..."

  وضعیت نابهنجار آن روزگار روسیه در نامه بلینسكى كاملا هویدا و آشكار است. بعد از قرن نوزدهم در وضعیت ادبی روسیه تحولی حاصل نشد. وقتی اندكی كم‌تر از یك‌سال پس از انقلاب لیبرال، رهبران بلشویك، رژیم دمكراتیك كرنسكی را سرنگون و حكومت وحشت خود را مستقر كردند، اغلب نویسندگان روسی راهی كشورهای دیگر شدند. لنین وظیفه‌ی نویسنده را نوشتن برای مقاصد حكومت قلمداد كرده و از همان زمان آثار داستانی در روسیه به‌طور دردناكی به یك‌نواختی دچار شد. بلشویك‌ها معتقد بودند كه شخصیت هنرمند باید آزادانه و بدون قید و بند شكل بگیرد، اما یك چیز از او می‌خواهیم: تایید اعتقادات ما. لنین نیز می‌گوید هر هنرمندی حق دارد آزادانه خلق كند، اما ما كمونیست‌ها باید او را بر طبق برنامه‌مان ارشاد كنیم.

  گوگول در گفتگویی كه با بلینسكی دارد، متحول شده و وارد عرصه‌ی سیاست می‌شود.
گوگول از كشورهای اروپایی انتقاد می‌كند و بلینسكی می‌گوید: شما چه می‌خواهید؟ می‌خواهید همه‌چیز در كشور ما، در این مام‌میهن، كماكان مانند گذشته باشد؟ یعنی كه بگذاریم پررنپكنو به مردم ستم كند و اموالشان را بچاپد؟ یعنی بگذاریم شخصیتی مانند شكوزنیك یا شپونكا آدم‌ها را همانند حیوانات خرید و فروش كنند؟ دختر دهاتی‌ها را با توله‌سگ‌های شكاری معاوضه كنند و كودكان را از مادران، پدران را از پسران و نامزدهای جوان را از یكدیگر جدا سازند؟ یعنی بگذاریم خدمه‌ی آشپزی را به باد كتك بگیرند و به‌ ازای این آن‌ها را وادار سازند كه به دست اربابانشان بوسه زنند؟ مگر نمی‌بینی مردم ما تا چه حد به حقارت كشیده‌اند؟ شما كه آفریننده‌ی « تاراس بولبا » و « بازرس » هستید هنوز هم در فایده‌ی آزادی مردم تردید نشان می‌دهید.

گوگول با شنیدن سخنان بلینسكی شادمان از زمین می‌جهد و دست‌های او را به ‌گرمی در دست می‌گیرد كه ویساریون گریگوریویچ، شما روح مرا تكان دادید؛ ممنونم. اكنون با قلبی شاد به دیار دور دست زیبای خود می‌روم.
بدین‌ترتیب انگیزه‌ی نگارش « نفوس مرده » به گوگول دست می‌دهد و ادبیات او با سیاست می آمیزد.

  ایوان تورگنیف، دیگر نویسنده‌ی روس، در سال ۱۸۱۸ در خانواده‌ی ملاك ثروتمندی در اورل روسیه‌ مركزی به‌دنیا آمد. او در خانواده، رابطه‌ی ارباب‌رعیتی را می‌دید و بعدها درصدد بهبود وضع دهقانان می‌كوشید. همه‌ی خدمت‌كاران خانه را آزاد كرد و در زمان الغای بردگی در سال ۱۸۶۱ با دولت همكاری كرد.
  تورگنف با ارائه‌ی طرح‌های بردگان آرمان‌گرا و دارای خصوصیات انسانی در نمایشگاه خود، بر شناعت بارز بردگی تاكید كرد و این تاكید بسیاری از صاحبان نفوذ را به خشم آورد. مامور سانسوری كه نسخه‌ی دست‌نویس، از زیر دست او رد شده بود، بازنشسته شد و دولت از اولین فرصت برای مجازات نویسنده استفاده كرد.
  تورگنف پس از مرگ گوگول مقاله‌‌ی كوتاهی نوشت كه دستگاه سانسور در پترزبورگ‌ آن‌را توقیف كرد، اما وقتی آن‌ را به مسكو فرستاد از سانسور گذشت و منتشر گردید. او یك ماه به جرم نافرمانی به زندان افتاد و بعد او را به ملكش تبعید كردند كه بیش از دو سال همان‌جا ماند. وقتی از تبعید برگشت، نخستین رمانش به ‌نام « رودین » و سپس « آشیانه‌‌ى‌‌ نجبا » و در « شب عید » را منتشر كرد.

رودین، نام آرمان‌خواهی است كه فقط حرف می‌زند و اصلا اهل عمل نیست؛ او حتی در مقابل دختری كه عاشق او شده است ضعف نشان می‌دهد و با توجه به ‌این‌كه دختر حاضر است با او فرار كند، رودین نمی‌پذیرد و بی ‌ارادگی خود را آشكار می‌سازد. او از دختر جدا شده و سراسر روسیه را می‌گردد و فقط آرمان‌های خود را بازگو می‌كند و بالاخره در یك وضعیت، شخصیت خود را استحكام بخشیده و به مرگی بیهوده، اما قهرمانانه در سنگرهای خیابانی در پاریس در سال ۱۸۴۸ می‌میرد.

در « آشیانه‌ی نجبا » نیز تورگنف به ستایش از عناصر عالی در آرمان‌های ارتدكس نجبای قدیم می‌پردازد و در « شب عید » ، داستان دختری را روایت می‌كند كه تنها هدفش در زندگی، ازادی كشورش است....


* آن‌چه رفت، مختصری از تاثیر سیاست بر ادبیات داستانی روس بود؛ بررسی كامل این موضوع مجال گسترده‌تری را می‌طلبد كه از حوصله‌ی این مقاله خارج است.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:32 توسط دلبر تاشماتاوا |

 

1- تاريخچه ی آشنايی مردم روسيه با فرهنگ و ادبيات ايران

  طبق اطلاعاتي كه در دست داريم بروز علاقه ي مردم روسيه به فرهنگ ايران به قرن 15 ميلادي بر مي گردد، زماني كه آقاي آفاناسي نيكيتين جهانگرد معروف روسيه به ايران سفر كرده و گزارشي از سفر خود نوشت. اما يادگيري زبان فارسي در روسيه در او ايل قرن 18 ميلادي شروع شد. پتركبير پادشاه روسيه در سال 1716 پنج نفر از دانشجويان مدارس مسكو را انتخاب كرده و به ايران فرستاد تا زبان فارسي را ياد بگيرند و بتوانند به عنوان مترجم در دربارش خدمت كنند. اين امر براي روسيه اهميت بسياري داشت، چراكه پتركبير با حسين اول شاه ايران مكاتبه داشته و نیاز به مترجم خوب احساس می شد. در زمان پتركبير از فرهنگ « مجمع الفرس » به عنوان فرهنگ زبان فارسي در روسيه استفاده مي شد. از سال 1732 تدريس زبان فارسي در وزارت امور خارجه ي روسيه به طور جدي آغاز شد.

  در نيمه ي دوم قرن 18 ميلادي علاقه مردم روسيه به زبان هاي شرقي از آن جمله به زبان فارسي افزايش پيدا كرد. در این دوره آثار بي نظير ادبيات فارسي مانند" شاهنامه ي فردوسي" و اشعار حافظ ، همچنين "او ستا -كتاب مقدس ايران باستان" توسط ايران شناسان فرنگي مورد مطالعه و ترجمه قرار گرفته و روشنفكران روسيه امكان يافتند با آثار بزرگ ادبيات ايران آشنا شوند و به همين دليل نیاز به فرهنگ فارسي به روسي بروز کرد.

  در سال 1786 در سنت پترزبورگ اولين فرهنگ فارسي به روسي كه داراي 625 كلمه بود، در كتابي مربوط به سفر آقاي يفرمف به بخارا ، خيوه ، ايران و هند منتشر شد. يك سال پس از آن، يك فرهنگ بزرگ در روسيه چاپ شد كه در آن 285 كلمه ي زبان روسي به 51 زبان اروپايي و به 149 زبان آسيايي از آن جمله به فارسي ، پهلوي و افغاني ترجمه شده بود.

  در او اخر قرن 18 ميلادي او لين دانشگاه هاي روسيه تاسيس شد و از سال 1804 و 1805 در دانشگاه هاي مسكو ، قازان و خاركف و پس چند سال بعد، يعني در سال 1816 در دانشگاه سن پترزبورگ تدريس زبان فارسي براي روسي زبانان آغاز گردید. او لين استادان زبان فارسي در سن پترزبورگ ، آقاي شارموا زبان شناس فرانسوي و آقاي توپچي باشي( ايراني متولد قفقاز) بودند. در سال 1826 آقاي بولديدف كه استاد زبان هاي شرقي در دانشگاه مسكو بوده مجموعه ي متون فارسي براي دانشجويان روسي زبان را تهيه كرد كه شامل غزليات ، قصايد ، داستان هاي كوتاه و قطعات متون منثور قديمي فارسي و همچنين يك فرهنگ نسبتاً بزرگ ( 3500 كلمه ) فارسي به روسي و شرح كوتاه دستور زبان فارسي بود. از این كتاب، در روسيه تا او اخر قرن 19 به عنوان كتاب درسي اصلي استفاده مي شد. در سال 1935 آقاي پتروف شرق شناس معروف روسيه كه فارغ التحصیل دانشگاه سن پترزبورگ بود يك غزل حافظ را از فارسي به زبان روسي ترجمه کرد و در يكي از مجلات روسيه انتشار داد.اين اولين ترجمه ي غزل فارسي به زبان روسي و آغاز آشنايي نزديك مردم روسيه با نظم كلاسيك فارسي بود. شعراي بزرگ روسيه تعداد زيادي از اشعار فارسي را كه به زبان هاي مختلف اروپايي ترجمه شده بود از اين زبان ها به زبان روسي برگردانيدند و همچنين در اشعار خود از شعر حافظ ، سعدي ، سنائي و ديگر شعراي بزرگ ايران الهام می گرفتند.

  آلكساندر پوشكين بزرگ ترين شاعر روسيه در سال 1829 ضمن سفر خود به قفقاز با فاضل خان شاعر ايراني كه عازم سن پترزبورگ بود، آشنا شده و براي او شعري سرود:

تو به سرزمين شمالي ما آمده أي .

 اينجا بهار به ندرت فرا مي رسد

 اما نام حافظ و سعدي را خوب میشناسند.

   يكي از اشعار پوشكين به حافظ تقديم شده و در اشعار ديگرش ابياتي از گلستان سعدي را به كار برده است. در نيمه ي دوم قرن 19 در دانشگاه هاي روسيه كه نام آنها پیشتر ذکر شد، تدريس زبان فارسي گسترش پيدا كرد. زبان فارسي باستان، زبان او ستايي، فارسي ميانه ( پهلوي ) فارسي كلاسيك و ادبيات كلاسيك ايران از جمله آثار فردوسي ، سعدي ، حافظ و غيره مورد مطالعه قرار گرفتند.

  در سال 1869 آقاي ميرزا ثاني گشتاسپ كه از سال 1861 تا سال 1877 زبان فارسي را در دانشگاه سن پترزبورگ تدريس می كرد يك فرهنگ فارسي، روسي، فرانسوي تحت عنوان « فرهنگ مفيد » با 4 هزار كلمه نوشت. چندین سال بعد يعني در سال 1853 آقاي برزين كتاب دستور زبان فارسي را در شهر قازان به چاپ رساند.

  علاوه بر استادان و پژوهشگران مذكور، دانشمندان بزرگ ديگري نيز در او اخر قرن 19 و اوايل قرن 30 در روسيه مي زيستند كه سهم ارزنده اي در پيشرفت علم ايران شناسي در روسيه ادا كرده اند. آقاي زالمان با همكاري ژوكفسكي در سال 1889 كتاب دستور زبان فارسي همراه با شرح عروض و برگزيده ي اشعار فارسي را نوشت و همچنين تحقيقات زيادي در مورد اشعار فارسي انجام داد، از جمله تحقيقات رباعيات خاقاني كه در سال 1875 به چاپ رسيد. آقاي كورش علاوه بر ادبيات فارسي در زمينه خصوصيات صرف و نحو زبان فارسي نیز كار مي كرد و در سال 1877 كتابي در مورد ويژگي هاي نحو فارسي و وجوه تشابه و تفاو ت نحو فارسي و روسي نوشت.

  آقايان بارتولد و روزنبرگ نیز در زمينه ي ادبيات فارسي تحقيقات زيادي انجام داده اند. در سال 1901 هم شرح دستور زبان فارسي و در سال 1914 فرهنگ فارسي به روسي تاليف آقاي ميرزا جعفر به چاپ رسيد.

  در قرن 20 و به خصوص پس از انقلاب اكتبر سال 1917 ، زبان و ادبيات فارسي به طور منظم تدريس مي شد و مورد مطالعه و تحقيق قرار مي گرفت. در دانشكده ي خاورشناسي دانشگاه لنينگراد ( سن پترزبورگ فعلي ) پس از انقلاب اكتبر، كرسي زبان و ادبيات فارسي ايجاد شد كه استادان آن زبان فارسي ، تاريخ زبان فارسي ، زبان هاي باستاني ايراني و ادبيات ايران را تدريس مي كردند.

  مراكز اصلي ايران شناسي در مسكو انستيتوي خاورشناسي و انستيتوي زبان شناسي وابسته به آكادمي علوم اتحاد شوروي بودند. بعدها در دانشگاه هاي ديگر نیز كرسي هاي ايران شناسي يا زبان و ادبيات فارسي تشكيل شد و مراكز جديد آموزش زبان و ادبيات فارسي ايجاد گردید. از آن جمله كرسي زبان و ادبيات فارسي در انستيتوي كشورهاي آسيا و آفريقا ، كرسي زبان هاي آريايي ( هند و ايراني در دانشگاه روابط بين المللي و امثال آن ).

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:30 توسط دلبر تاشماتاوا |

 

ادبيات كودك‌ و نوجوان‌ در ايران

پژوهش درس

انقلاب اسلامي و ريشه‌هاي ادبي آن

 

استاد: جناب آقای دکتر    محمد رضا ترکی

 

 

دانشجو ی :علی‌ صفی‌پور

خرداد  1388


 

چون‌ که‌ با کودک‌ سر و کارت‌ فتاد

پس‌ زبان‌ کودکی‌ باید نهاد

مولوی

مقدمه

توجه به کودک به عنوان موجودی متفاوت با بزرگسال، با خواست‌ها و نیازهای ویژه خود از دیرباز در مکاتب و ادیان‌ جهان مطرح بوده است. اگر می‌توان‌ به‌ راحتی‌ با بزرگترها ارتباط‌ برقرار کرد، برقراری‌ ارتباط‌ با کودکان‌ از لحن‌ و گویشی‌ خاص‌ برخوردار می‌باشد. ‌زبان‌ کودکی‌ دارای‌ خصوصیاتی‌ می‌باشد. کلماتشان‌ ساده‌ و صمیمی‌ست‌ و پیام‌ خاص‌ خود را دارد. کودکان‌ در حدود ۵ تا ۶ ماهگی‌ شروع‌ به‌ تلفظ‌ زنجیره‌ای‌ از هجاها می‌کنند. آنان‌ تا قبل‌ از این‌ که‌ کلمه‌ای‌ را بتوانند بر زبان‌ آورند، با حرکات‌ و اشارات‌ به‌ سوال‌ها پاسخ‌ می‌گویند. کودک‌ ۶ ماهه‌ تا یک‌ ساله‌ بعد از گفتن‌ اولین‌ کلمه‌ و زمانی‌ که‌ واژگان‌ او به‌ ۵۰ کلمه‌ رسید، شروع‌ به‌ ساختن‌ جملات‌ دو کلمه‌ای‌ می‌کند. سپس‌ در ۴ و ۵ سالگی‌ می‌تواند جملات‌ پیچیده‌ و بزرگسالانه‌ را به‌ کار ببرد.

به درستی نمی‌دانیم نخستین کتاب‌هایی که برای کودکان در ایران نوشته شده‌اند، مربوط به چه دوره‌ای‌ است؟ این که امروزه بخشی از ادبیات ما به کودکان اختصاص دارد جای هیچ تردیدی نیست، اما به واقع ادبیات‌ کودک‌ چیست؟ آیا ادبیات‌ کودک‌ همان‌ ادبیات‌ بزرگسال‌ است‌ و به‌ عنوان‌ شاخه‌ای‌ از آن‌ تعریف‌ می‌شود، یا خود دارای‌ ساختاری‌ جداست؟ عده‌ای‌ معتقدند ادبیات‌ کودک‌ شاخه‌ای‌ از ادبیات‌ است‌ که‌ به‌ آن‌ واژة‌ کودک‌ افزوده‌ شده‌ و عده‌ای‌ دیگر نیز بر این‌ باورند که‌ ادبیات‌ کودک‌ مستقل‌ بوده‌ و شاخه‌ای‌ از ادبیات‌ بزرگسال‌ نیست‌ و مانند هر رشته‌ای‌ نیازمند شناسایی‌ ویژگی‌های‌ خاص‌ آن‌ می‌باشد. زیرا این‌ ادبیات‌ خصوصیات‌ و شاکله‌های‌ خاص‌ خود را دارد. بنابراین‌ در یک‌ تعریف‌ ساده، «ادبیات‌ کودک‌ حاصل‌ تلاش‌ هنرمندانه‌ای‌ است‌ که‌ در قالب‌ کلام‌ و تصویر با زبانی‌ ساده‌ و مناسب‌ و درخور فهم‌ کودک‌ ادا می‌شود و او را به‌ سوی‌ رشد و تعالی‌ هدایت‌ می‌کند». در واقع‌ ادبیات‌ کودک‌ به‌ طور غیر مستقیم‌ ارزش‌های‌ اجتماعی‌ را به‌ کودک‌ انتقال‌ می‌دهد. استعدادها و ذوق‌ آنان‌ را شکوفا می‌سازد و در امر آموزش‌ وپرورش‌ به‌ او کمک‌ می‌کند تا به‌ بهترین‌ها دست ‌یابد. این‌گونة ادبیات‌ فعالیت‌های‌ تربیتی‌ را در حد مطلوب‌ از طریق‌ آموزش‌ غیر رسمی‌ به‌ کودک‌ می‌آموزاند. از آنجا که‌ در این‌ گونه از ادبیات‌ علائق، سلائق‌ و خصوصیات‌ شخصیتی‌ کودک‌ در نظر گرفته‌ می‌شود، می‌تواند شامل‌ نوشته‌هایی‌ باشد که‌ توسط‌ کودکان‌ برای‌ کودکان‌ یا توسط‌ بزرگسالان‌ برای‌ کودکان نوشته‌ می‌شود.

ادبیات‌ کودک‌ تبلوری‌ از دنیای‌ شگفت‌انگیز کودکان‌ است‌ که‌ در آن‌ آرزوهای‌ خود را می‌جویند و رویای‌ شگفت‌انگیز خود را باز می‌یابند. ‌بن‌ مایه‌ و زیر ساخت‌ این ادبیات‌ از ادبیات‌ شفاهی‌ گرفته‌ شده است؛ ادبیاتی‌ ساده‌ و شفاف‌ که‌ توسط‌ مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها سینه‌ به‌ سینه‌ نقل‌ می‌شود و غنی‌ترین‌ بن‌ مایة‌ فرهنگی‌ هر جامعه‌ را تشکیل‌ می‌دهد. قصه‌ها، ترانه‌ها، افسانه‌ها، متل‌ها، چیستان، لالایی، لطیفه، بازی‌هاو…که‌ به‌ عنوان‌ ادبیات‌ شفاهی‌ نامیده‌ می‌شود، روایت‌های‌ شاد و غمباری‌ هستند که‌ در ریختی‌ شفاهی‌ پایه‌های‌ ادبیات‌ کودک‌ را تشکیل‌ می‌دهند و با قدمتی‌ چند هزار ساله‌ انتقال‌ فرهنگ‌ را از نسلی‌ به‌ نسل‌ دیگر شامل‌ می‌شود.

 

ویژگی‌ ادبیات‌ کودک

‌ادبیات‌ کودک‌ دارای‌ ویژگی‌های‌ خاص‌ خود می‌باشد که‌ بخشی‌ از آن‌ عبارت‌ است‌ از:

- متن‌ گفتاری‌ و نوشتاری‌ آن‌ ساده‌ و صمیمی‌ست.

- شامل‌ موضوعات‌ مورد علاقة‌ کودکان‌ می‌باشد.

- موضوعات‌ مندرج‌ در قوالب‌ ادبیات‌ کودک‌ قابل‌ فهم‌ می‌باشد و مرتبط‌ با میزان‌ درک‌ تجربی‌ آنهاست.

- مطالب‌ آن‌ کوتاه‌ست‌ و از اطوال‌ مبراست.

- مطالب‌ این‌ نوع‌ ادبیات‌ باعث‌ یاس‌ و بدبینی‌ در کودک‌ نمی‌شود.

- موضوعات‌ مطرح‌ شده‌ در ادبیات‌ کودک‌ به‌ رشد شخصیتی‌ او کمک‌ می‌کند.

- این‌ نوع‌ ادبیات‌ برای‌ سنین‌ مختلف‌ کودک‌ و نوجوان‌ مطلب‌ دارد.

- دایرة‌ شمول‌ آن‌ مختص‌ تمام‌ کودکان‌ است. حتا کودکان‌ نابینا و ناشنوا که‌ با استفاده‌ از کتاب‌ گویا خدمات‌ ارزنده‌ای‌ را برای‌ کودکانی‌ که‌ از معلولیت‌ جسمی‌ رنج‌ می‌برند، انجام‌ می‌دهد.

- لذت‌ درک‌ صحیح‌ و درست‌ محیط‌ پیرامون‌ را برای‌ کودکان‌ مهیا می‌سازد.

اگرچه‌ ادبیات‌ کودک‌ به مفهوم امروزه در ایران‌ ۱۵۰ سال‌ دیرتر از اروپا شروع‌ شده، اما سابقة‌ کهن‌تری‌ نسبت‌ به‌ اروپا دارد. ‌نخستین‌ و کهن‌ترین‌ سند برای‌ شناخت‌ ادبیات‌ کودک‌ ایران اوستاست. ‌پس از آن کهن‌ترین‌ متن‌ ادبی‌ مرتبط با ادبیات کودک بجا مانده‌ از ایران باستان درخت‌ آسوریک‌ یا نخل‌ و بز می‌باشد. درخت‌ آسوریک‌ کهن‌ترین‌ متن‌ ادبی‌ کودکان‌ است‌ که‌ به‌ لهجه‌ پهلوی‌ شمالی‌ست‌ که بسیار مورد توجه‌ زبانشناسان‌ قرار دارد گزیده‌ای‌ از این‌ متن‌ که‌ به‌ نثر پهلوی‌ اشکانی‌ یا گلدانی‌ می‌باشد را می‌خوانیم:

«درختی‌ رست‌ است‌تر، بنش‌ خوشک‌ است، سرش‌ هست‌تر، ورگش‌ نی‌ ماند، برگش‌ ماند به‌ انگور، شیرینی‌ بار آورد. برای‌ مردمان. آن‌ درخت‌ بلند با بز نبردکرد»

‌همچنین‌ آثار بدست‌ آمده‌ از تپه‌های‌ سیلک‌ کاشان‌ و یحیی‌ در کرمان‌ با قدمتی‌ طولانی‌ به‌ عنوان‌ مبدایی‌ در آموزش‌ کودکان‌ از جایگاه‌ خاصی‌ برخوردار بوده‌ است. در دوره اسلامی کتبی چند که بجا مانده از روزگار باستان بود، با آموزه‌های اسلامی همراه شده و ادبیات کودک را غنا بخشید. در این باره می‌توان از کتبی مانند کلیله‌ و دمنة‌ منظوم، منظومة‌ آفرین‌ نامه، آثار حماسی‌ قرن‌ ۴ و ۵ هجری‌ که‌ از اندرزنامه‌‌های‌ پهلوی و ادبیات‌ شفاهی‌ پیش‌ از اسلام‌ سرچشمه‌ گرفته‌ مثل‌ کودکی‌ رستم‌ نام‌ برد.

‌با نفوذ زبان‌ و ادبیات‌ عرب‌ برخی‌ از دانشمندان‌ ایران‌ کتابهای‌ خود را به‌ زبان‌ عربی‌ نوشتند که‌ این‌ امر آموزش‌ و خوانش‌ منابع‌ را برای‌ کودکان‌ دشوار ساخت. از این‌ رو، دانشمندان‌ ایرانی‌ در قرن‌ هفت‌ و هشت‌ به‌ نگارش‌ کتابهای‌ درسی‌ برای‌ کودکان‌ پرداختند. نخستین‌ کسی‌ که‌ به‌ نگارش‌ کتب‌ درسی‌ پرداخت، ابونصر فراهی‌ بود. شاعری‌ نابینا که‌ در زمان‌ مغول‌ در سیستان‌ زندگی‌ می‌کرد. فراهی‌ با توجه‌ به‌ حافظة خوب‌ کودکان‌ و علاقة‌ آنها به‌ شعر، واژه‌های‌ عربی‌ را در نصاب‌ الصبیان‌ گردآوری‌ نمود تا کودکان‌ با از بر کردن‌ آن‌ اشعار واژه‌های‌ عربی‌ و شعر را با هم‌ به‌ خاطر بسپارند. او با آموزش‌ اصول‌ دین‌ نخستین‌ فرهنگنامة‌ کودک‌ و نوجوان‌ را نوشت. همچنین‌ می‌توان‌ به‌ نگرش‌های‌ تربیتی‌ مندرج‌ در آثار سعدی‌ و مولانا و دیگر کتب‌ تربیتی‌ که بی‌ارتباط با ادبیات کودک نیست اشاره کرد.

ادبیات کودک به مفهوم خاص خود در ایران پس از دوره مشروطه متداول شد. و به واقع ادبیات کودک، پیش از آن ادبیاتی یا شفاهی بود و یا اگر به نگارش می‌آمد با زبان بزرگان نوشته شده بود. اما این روند پس از مشروطه به سوی نزدیکی اهل قلم با زبان و دنیای کودک پیش رفت. از این رو در این مقاله به ابعاد گوناگون این ادبیات پس از مشروطه تا زمان حال مورد بررسی قرار خواهد گرفت که در این راه نخست گزارشی از دوره‌های تحولی پس از مشروطه و سپس به شکل و شیوة شکل گیری ادبیات دورة معاصر در دو بخش ادبیات شفاهی و نگارش یافته خواهیم پرداخت.

 

ادبیات کودک پس‌ از مشروطه‌ (1280ـ1340ش‌)

در اين‌ دوره‌، اهل‌ فكر جامعة‌ ايران‌، گرچه‌ از غرب‌ تأثير پذيرفته‌ بودند، امّا فاقد راهكارها و ابزارهاي‌ لازم‌ و وفاق‌ عمومي‌ براي‌ گام‌نهادن‌ در جادّة‌ پيشرفت‌ بودند، و به‌ همين‌ دليل‌، حركت‌شان‌ به‌ نوعي‌ انفعال‌ و غرب‌زدگي‌ انجاميد و نوعي‌ تقليد و نمونه‌برداري‌ باب‌ شد. اين‌ تقليد در عرصة‌ ادبيّات‌ به‌صورت‌ ترجمه‌ بروز كرد، و تحصيل‌كرده‌هاي‌ ايراني‌ به‌ ترجمة‌ كتابهاي‌ درسي‌ و غيردرسي‌ اروپايي‌، به‌ويژه‌ فرانسوي‌، روي‌ آوردند و ترجمة‌ كتابهاي‌ ويژة‌ كودكان‌ هم‌ از همين‌ زمان‌ آغاز گرديد.
دو اتّفاق‌ مهم‌ در آموزش‌ و پرورش‌ اين‌ دوره‌ عبارت‌ بود از: اوّل‌، همگاني‌ و اجباري‌شدن‌ آموزش‌ و پرورش‌؛ دوم‌، سازمان‌ يافتن‌ و قاعده‌مند شدن‌ نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌، و از جمله‌ توليد كتابهاي‌ درسي‌ يكسان‌.

از اين‌رو، پديده‌اي‌ به‌ نام‌ ساده‌نويسي‌، با هدف‌ رعايت‌ فهم‌ كودكان‌، به‌تدريج‌ شكل‌ گرفت‌. در اين‌ دوره‌، نخستين‌ بار نويسندگان‌ و شاعران‌ براي‌ بچّه‌ها داستان‌ نوشتند و شعر سرودند، امّا هنوز ادبيّات‌ اين‌ دوره‌ رويكردي‌ تعليمي‌ و تهذيبي‌ داشت‌، نه‌ تخيّلي‌ و هنري‌. با گسترش‌ فن‌ ترجمه‌ کتب‌ آموزشی‌ زیادی‌ وارد ایران‌ گردید. کتاب‌ تربیت‌ اطفال‌ اثر ژیوکس‌ به‌ سفارش‌ حسنعلی‌ خان‌ امیر نظام‌ با ترجمة‌ محمد طاهر میرزا و تاسیس‌ نخستین‌ آموزشگاه‌ نو برای‌ کودکان‌ آسوری‌ و ارمنی‌ موجبات‌ دگرگونی‌ در زندگی‌ اطفال‌ را ایجاد کرد. نخستین‌ کلاس‌ آمادگی‌ برای‌ کودکان‌ پیش‌ دبستانی‌ در سال‌ ۱۲۳۲ و کودکستان‌ کانانیان‌ در سال‌ ۱۲۴۱ و وارد نمودن‌ اسباب‌ بازیها از روسیه‌ به‌ ایران، موجبات‌ تغییر سنتی‌ جایگاه‌ کودک‌ را ایجاد کرد. سدة‌ بیستم‌ به‌ عنوان‌ عصر کودکی‌ نامیده‌ شد. حقوق‌ کودک‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌ گردید که‌ این‌ مهم‌ تحول‌ عظیم‌ و شگرفی‌ را در معنای‌ کودکی‌ و به همراه آن تحول در برداشت از ادبیات کودک را ایجاد کرد. وقتی‌ در سال‌ ۱۹۴۱ در آمریکا سال‌ اطفال‌ نامیده‌ شد، شیر و خورشید سرخ‌ ایران‌ اقدامات‌ مهمی‌ را برای‌ مبارزه‌ با مرگ‌ و میر کودکان‌ انجام‌ داد. خانم‌ مهرانگیز منوچهریان‌ فعال‌ در گسترش‌ حقوق‌ کودک‌ در ایران‌ و خانم‌ برسابه‌ هوسپیان‌ موسس‌ نخستین‌ کودکستان‌ در تهران‌ به‌ سال‌ ۱۳۱۰ از چهره‌های‌ فعال‌ در عرصة‌ تحقق‌ حقوق‌ کودک‌ در ایران‌ بودند.

 

ادبیات کودک از 1340ش‌ تا پيروزي‌ انقلاب‌اسلامي‌ (1357ش‌)

دهة‌ چهل‌، همان‌گونه‌ كه‌ در ادبيّات‌ بزرگسالان‌ نقطة‌ تحوّل‌ به‌شمار مي‌آيد، در ادبيّات‌ كودكان‌ نيز سرآغاز دورة‌ جديدي‌ بود. در اين‌ دوره همانند دورة اول پس از مشروطه‌، ادبيّات‌ تأليفي‌ و تصويرگري‌ ايراني‌ در برابر ادبيّات‌ ترجمه‌ و تصويرهاي‌ خارجي‌ روندي‌ رو به‌ رشد داشت‌.

 

ادبیات کودک پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌

بررسي‌ اين‌ دوره‌، به‌ دليل‌ نزديكي‌ به‌ زمان‌ حاضر و نيز فراز و نشيبها و پيچيدگيهايش‌ دشوار است‌. در دهة‌ اوّل‌ پس‌ از انقلاب‌، نويسندگان‌ نسل‌ جديد، بيشتر با تكيه‌ بر تجربه‌هاي‌ خود و نه‌ تجربه‌هاي‌ نسل‌ پيشين‌ و يا مطالعة‌ نظريّه‌هاي‌ ادبي‌، جسورانه‌ مي‌نويسند و آثارشان‌ گاه‌ قوي‌ امّا اغلب‌ خام‌ است‌. در فضاي‌ جامعة‌ انقلابي‌ و ديني‌ و در حال‌ جنگ‌، بيشتر به‌ موضوع‌ مبارزه‌، مذهب‌، استقلال‌، وحدت‌ و دفاع‌ در برابر دشمن‌ پرداخته‌ مي‌شود. امّا رفته‌رفته‌ توجّه‌ به‌ ساختار ادبي‌ و شكل‌ هنري‌ آثار جاي‌ محتواگرايي‌ سالهاي‌ اوّل‌ را مي‌گيرد. هم‌ در مضامين‌ و هم‌ در شيوه‌هاي‌ ادبي‌ تنوّع‌ ايجاد مي‌شود. بنابراين‌، ادبيّات‌ كودك‌ و نوجوان‌ همچون‌ شاخه‌اي‌ تخصّصي‌ در حوزة‌ ادبيّات‌ مورد توجّه‌ قرار مي‌گيرد و بيشتر از چشم‌ كودك‌ به‌ جهان‌ نگريسته‌ مي‌شود.

در دهة‌ دوم‌، اين‌گونه‌ ادبيّات‌ به‌ سوي‌ حرفه‌اي‌ شدن‌ حركت‌ مي‌كند. نخست‌ نويسندگان‌ و شاعران‌، تحت‌ تأثير انقلاب‌، جنگ‌ و رويدادهاي‌ اجتماعي‌، بيشتر به‌ طرف‌ قالب‌ واقع‌نما روي‌ مي‌آورند. امّا به‌ تدريج‌ رويكرد به‌ آثار «فانتزي‌» نيز رواج‌ مي‌يابد. همچنين‌ بيش‌ از گذشته‌، آثاري‌ تأليفي‌ در قالبي‌ كه‌ «رمان‌ نوجوان‌» نام‌ مي‌گيرد نوشته‌ و ترجمه‌ مي‌شود.

به‌ دليل‌ فضاي‌ انقلاب‌، بسياري‌ از نيروهاي‌ نسل‌ جوان‌، فرصت‌ و ميدان‌ مي‌يابند كه‌ آثار خود را به‌ صورت‌ كتاب‌ يا مجلّه‌ منتشر كنند و در مجموع‌ كيفيّت‌ و كمّيّت‌ آنها را افزايش‌ دهند. به‌ موازات‌ آن‌ توجّه‌ به‌ ارزشهاي‌ بومي‌ و گنجينه‌هاي‌ كهن‌ ادب‌ ايراني‌ نيز تقويت‌ مي‌شود و بازنويسي‌ و بازآفريني‌ ادبيّات‌ كهن‌ رواج‌ مي‌يابد. همچنين‌، در كنار آفرينش‌ آثار ادبي‌ ناب‌، رفته‌رفته‌ نوعي‌ مخاطبْ‌محوري‌ و اعتنا به‌ خواسته‌هاي‌ او نيز در ميان‌ نويسندگان‌ شكل‌ مي‌گيرد و گاه‌ آثاري‌ با تلفيق‌ هر دو گرايش‌ نوشته‌ مي‌شود. اين‌ گرايش‌ در برخي‌ موارد از آفت‌ سفارشي‌ نويسي‌، شتاب‌ و توجّه‌ بيش‌ از حدّ به‌ خواسته‌هاي‌ بازار آسيب‌ مي‌بيند. در اين‌ دوره‌ نسبت‌ تأليف‌ به‌ ترجمه‌ افزايش‌ مي‌يابد.

گروهي‌ از داستان‌نويسان‌ و شاعران‌ پيش‌ از انقلاب‌ فعّاليّت‌ خود را پس‌ از انقلاب‌ نيز ادامه‌ مي‌دهند و آثار قابل‌ توجّهي‌ پديد مي‌آورند. جريان‌ نقد نيز در سالهاي‌ نخست‌، نسبت‌ به‌ پيش‌ از انقلاب‌، رشد مي‌كند، امّا اين‌ جريان‌ هنوز حركتي‌ تأثيرگذار و حرفه‌اي‌ نيست‌. نقدْ بيشتر بازخواني‌، معرّفي‌ يا تحليل‌ ساده‌اي‌ از كتاب‌ است‌ كه‌ گاه‌ مخاطب‌ آن‌ خود كودكان‌ يا نوجوانان‌اند. به‌ علاوه‌، نقد بيشتر بر داستان‌ تمركز دارد تا بر شعر و تصوير. از حدود سال‌ 1373ش‌ به‌بعد، جريان‌ نقد، متأثّر از تحوّلات‌ اجتماعي‌، رو به‌ رشد مي‌گذارد. انتشار فصلنامة‌ نظري‌ پژوهشنامة‌ ادبيّات‌ كودك‌ و نوجوان‌ و ماهنامة‌ نقد و اطلاع‌رساني‌ كتاب‌ ماه‌ كودك‌ و نوجوان‌، كه‌ بي‌وقفه‌ منتشر مي‌شوند و همچنين‌ شتاب‌ گرفتن‌ انتشار آثار پژوهشي‌ در اين‌ عرصه‌، از رويدادهاي‌ قابل‌ ذكر است‌.

در کل ادبيّات‌ كودك‌ و نوجوان‌ ايران‌ پس از انقلاب به‌ عنوان‌ شاخه‌اي‌ مستقلّ و معتبر در حوزة‌ ادبيّات‌ تثبيت‌ مي‌شود و به‌ ميانة‌ راه‌ حرفه‌اي‌ شدن‌ مي‌رسد.

 

ادبیات شفاهی

ادبیات‌ شفاهی‌ به‌ دو بخش‌ ادبیات‌ داستانی‌ و غیر داستانی‌ تقسیم‌ می‌شود. ادبیات‌ داستانی‌ شامل‌ قصه‌ها و افسانه‌هاست‌ و ادبیات‌ غیر داستانی‌ به‌ لالایی، متل، ترانه، چیستان، بازی‌ و…تقسیم‌ می‌شود. در ریز به هر یک از این مباحث مطرحه که شیوه بیان ادبی در ادبیات کودک پس از دورة مشروطه است، خواهیم پرداخت.


 

۱ - لالایی‌

‌از لالایی به‌ مادر روحانی‌ نغمه‌ها یاد می‌کنند. لالایی‌ گونه‌ای‌ از ادبیات‌ است‌ که‌ آن‌ را ادبیات‌ موقعیتی‌ می‌نامند. لالایی‌ها نخستین‌ نغمه‌های‌ زبانی‌ هستند که‌ کودک‌ با آن‌ آشنا می‌شود و نخستین‌ پیوند زبانی‌ مادر با نوزاد، با آن‌ شکل‌ می‌گیرد. درون‌ مایة‌ لالایی‌ها از دنیای‌ ذهنی‌ مادران‌ سرچشمه‌ گرفته‌ و ناب‌ترین‌ گونة‌ ادبیات‌ زنانه‌ است‌ که‌ آرزوهای‌ مادران‌ را نسبت‌ به‌ فرزندانشان‌ بازگو می‌کند. لالایی‌ علاوه‌ بر احساس‌ آرامش‌ در کودک‌ او را با ساختار زبان‌ مادری‌ خویش‌ نیز آشنا می‌سازد. با این‌ که‌ کودکان‌ از لالایی‌ سر در نمی‌آورند اما از موسیقی‌ و شکل‌ شاعرانة‌ آن‌ لذت‌ می‌برند. مضمون‌ اکثر لالایی‌ها در هر زبان‌ و با هر فرهنگ‌ ایجاد احساس‌ آرامش‌ در کودک‌ است.

بعضی‌ از لالایی‌ها سیاسی‌ است‌ مثل‌ لالایی‌هایی‌ که‌ در وصف‌ میرزا کوچک‌ خان‌ خوانده‌ می‌شود. و یا لالایی‌های‌ مذهبی‌ که‌ جنبة‌ نوحه‌ سرایی‌ دارد. آنچه‌ در لالایی‌ از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار می‌باشد، ایجاد عمیق‌ترین‌ ارتباط‌ بین‌ مادر و کودک‌ است. نمونه‌ای‌ از لالایی: آلالالا گل‌ زیره، بابات‌ رفته‌ زنی‌ گیره، کنیز تو سیا باشه، سراندر پاش‌ طلا باشه.

 

۲ - ترانه‌

‌گونه‌ای‌ از ادبیات‌ کودک‌ است‌ که‌ پیش‌ درآمدی‌ بر شعر امروز می‌باشد. ترانه‌ در میان‌ کودکان‌ از دیرباز رایج‌ بوده‌ است، ترانه‌ به‌ چند دسته‌ تقسیم‌ می‌شود:

- ترانه‌ بازی: عمو زنجیر باف! بله! زنجیر منو بافتی، بله!‌

- ترانه‌ نیایش: خورشید خانم‌ آفتو کن، یه‌ من‌ برنج‌ تو آو کن. که‌ شاملو این‌ ترانه‌ را در شعر پریا آورده: «خورشید خانوم‌ آفتاب‌ کرد، کلی‌ برنج‌ تو آب‌ کرد».

- ترانة‌ مناسبتی: نوروز و سال‌ بادا مبارک، عید هر سال‌ بادا مبارک.

- ترانة‌ نوازشی: که‌ برای‌ نوازش‌ کردن‌ کودکان‌ به‌ کار می‌رود: دس‌ دسی‌ باباش‌ میاد، صدای‌ کفش‌ پاش‌ میاد.

- ترانه‌ کار: که‌ اغلب‌ پای‌ دار قالی‌ یا کارگاه‌ها خوانده‌ می‌شود

- ترانه‌ آموزش: که‌ هدف‌ آن‌ آموزش‌ است، مثل‌ این‌ ترانه‌ که‌ آموزش‌ اعداد را در بر دارد: بیا یک‌ بیا یک‌ بیا یک‌ یاری‌ دارم. بیا دو بیا دو بیا دوستش‌ می‌دارم‌و...

 


 

۳ - متل‌

قصه‌هاى كوچك خوش‌آينده و حكايتهاى خرافى. (لغت‌نامة دهخدا؛ يادداشت به خط مرحوم دهخدا). داستانهاى غيرواقعى كه بيشتر قهرمان‌هاى آن جانوران، ديوان و پريان هستند و براى سرگرمى و خوش‌آيند كودكان گفته و يا نوشته شود:

ليك پيش اهل حل و عقد عصر ما كنون

جمله تحقيقاتشان افسانه گرديد و متل

اديب‌السلطنه

‌متل‌ از گونه‌های‌ رایج‌ ادبیات‌ کودک‌ است. متلک‌ هم‌ از همین‌ واژه‌ گرفته‌ شده. متل‌ از افسانه‌ کوتاهتر است‌ و شخصیت‌پردازی‌ و درون‌ مایة‌ کمتری‌ دارد. بکار گرفتن‌ موجودات‌ و پدیده‌های‌ آشنای‌ کودک‌ و ادغام‌ آن‌ با وزن‌ و آهنگ‌ روان‌ باعث‌ شده‌ که‌ در تاریخ‌ ادبیات‌ کودک‌ ماندگارتر باشد. از رایج‌ترین‌ متل‌ها: «دویدم‌ ودویدم‌ سر کوهی‌ رسیدم‌ و...» می‌باشد. آقای‌ رحیم‌ چراغی‌ در کتاب‌ متل‌های‌ گیلان‌ چند نمونه‌ از متل‌های‌ گیلانی‌ را نوشته‌ است. ‌نمونه‌ای‌ از آن‌ چنین‌ است: ادرا واکون‌ باد بایه، اودرا واکون‌ بادبایه، انارشاوار بایه‌.

 

۴ - چیستان‌

شمس قيس رازى دربارة معنا و ریشة نام چیستان می‌گويد: لغز آن است كه معنيى از معانى در كسوت عبارتى مشكل متشابه بطريق سؤال بپرسند و از اين جهت در خراسان آن را «چيست آن» خوانند و اين صنعت چون عذب و مطبوع افتد و اوصاف آن از روى معنى با مقصود مناسبتى دارد و بحشو الفاظ دراز نگردد و از تشبيهات كاذب و استعارات بعيد دور بود پسنديده باشد و تشحيذ خاطر را بشايد. (المعجم فى معايير اشعار العجم چ مدرس رضوى صص 314 – 313).

گونه‌ای‌ دیگر از ادبیات‌ کودک‌ است‌ که‌ با هدف‌ هوش‌ آزمایی‌ ادبیات‌ و بازی‌ ذهنی‌ انجام‌ می‌گیرد. در اوستا به‌ آن‌ یوشت‌ فریان‌ می‌گویند که‌ نشانگر دیرینگی‌ آن‌ می‌باشد. یوشت‌ که‌ از خدایان‌ فریان‌ بود، از آناهیتا ایزد بانوی‌ آب‌ها خواست‌ که‌ بر اخت‌ پیروز گردد و به‌ ۹۹ پرسش‌ دشوار و دشمنانة‌ او پاسخ‌ گوید. آناهیتا آرزوی‌ او را برآورده‌ کرد. این‌ سوالات‌ از نخستین‌ چیستان‌ها می‌باشد. چیستان‌ها گاهی‌ به‌ صورت‌ ترانه‌ خوانده‌ می‌شود. مانند: بلند «بالا که‌ بالایش‌ حریره، لبش‌ سلطان‌ و دندانش‌ وزیره، اگر بر سر زند تاج‌ مرصع، مکان‌ و منزلش‌ زیر زمینه».

 

۵ - لطیفه‌

‌از کوتاهترین‌ گونه‌های‌ ادبی‌ست‌ که‌ زیر گروه‌ طنز قرار می‌گیرد و هدف‌ آن‌ ایجاد نشاط‌ و سرگرمی‌ست. در ادبیات‌ لطیفه‌ بهلول‌ و ملانصرالدین‌ از جالب‌ترین‌ شخصیت‌ها می‌باشند.

 

۶ - افسانه‌

ابن‌ ندیم‌ می‌گوید اولین‌ کسانی‌ که‌ افسانه‌ را گرد آوری‌ می‌کردند و بخشی‌ از آن‌ را با زبان‌ جانوران‌ روایت‌ و کتاب‌ کردند و در گنجینه‌های‌ خود نگاه‌ داشتند، ایرانیان‌ بودند. ‌افسانه‌ها در ادبیات‌ کودک‌ نقش‌ مهمی‌ دارند. کودکان‌ همیشه‌ از شنیدن‌ آن‌ لذت‌ می‌برند. قدمت‌ افسانه‌ها کمتر از قصه‌ نیست. افسانه‌های‌ حماسی‌ کهن‌ گرفته‌ شده‌ از گاتاها و یشت‌ها خاستگاه‌ اصلی‌ و اولیة‌ افسانه‌های‌ حماسی‌ ایران‌ است. افسانه‌ها انواع‌ مختلفی‌ دارند، مانند: افسانة‌ پیدایش‌ عناصر تشکیل دهندة جهان (پیدایش‌ آتش)، افسانة‌ حماسی‌ (حسین‌ کرد شبستری)، افسانة‌ مناسبتی‌ (بابانوروز)، افسانة‌ اساطیری‌ (آرش‌ کمانگیر)، افسانة‌ حماسی‌ تاریخی‌ (کچل‌ کفتر باز)، افسانة‌ جانوری‌ (بز زنگوله‌ پا که‌ به‌ روایت‌های‌ گوناگون‌ در ایران‌ بیان‌ می‌شود و در کشورهای‌ دیگر نیز رواج‌ دارد). ساختار اصلی‌ داستان‌ها با خیر و شر و خوبی‌ و بدی‌ همراه‌ است‌ و در میان‌ عبارت‌های‌ آغازی‌ و پایانی‌ قرار دارد تا کودک‌ جدایی‌ دنیای‌ خیالی‌ افسانه‌ را با محیط‌ پیرامون‌ خود دریابد.

 

۷ – شعر

‌شعر نخستین‌ آثار ادبیات‌ نو کودکان‌ می‌باشد که‌ از دل‌ ترانه‌های‌ عامیانه‌ به‌ وجود آمده‌ است. اگر بزرگترها از درونه‌های‌ شعر لذت‌ می‌برند، کودکان‌ از بیرونه‌های‌ شعر احساس‌ لذت‌ می‌کنند. کودک‌ از ابتدا با شعر آشناست. از کلمات‌ آهنگین‌ و ریتم‌های‌ صوتی‌ و حرکتی‌ لذت‌ می‌برد. وقتی‌ چیزی‌ را بر چیز دیگر می‌کوبد، از صدای‌ آن‌ احساس‌ خوشایندی‌ می‌کند. کودک‌ سخن‌ گفتن‌ را نیز در مسیر ریتم‌های‌ صوتی‌ دنبال‌ می‌کند. قاقا(غذا)، تی‌تیش‌ (لباس)، جوجو(پرنده) و... نوعی‌ قاموس‌ موزیکی‌ست‌ که‌ به‌ قاموس‌ کلامی‌ تبدیل‌ شده است. کودک‌ معانی‌ را با موسیقی‌ فهم‌ می‌کند. از این‌ رو بعضی‌ از اشعار مهمل‌ را به‌ خاطر ریتم‌ شاد آن‌ می‌پسندد. تخیل‌ سرچشمة‌ شعر است‌ و کودکان‌ سرشار از تخیل‌ هستند. برای نمونه ترکه‌ای‌ را بر می‌دارد، بر آن‌ سوار می‌شود به‌ خیال‌ این‌ که‌ اسبی‌ست، با آن‌ می‌تازد. شعر کودک‌ ابتدا جنبة‌ آموزشی‌ داشت‌ و کودکان‌ مجبور بودند با امر و نهی‌های‌ اخلاقی‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ تکلیفی‌ عرق‌ ریز بیاموزند.

 

۸ - قصه‌ و قصه‌گویی‌

‌قصه‌ و قصه‌گویی‌ به‌ گذشته‌های‌ دور بر می‌گردد. قصه‌ و قصه‌ گویی‌ از دیرباز در زندگی‌ بشر دارای‌ اهمیت‌ بوده‌ لذا آن‌ را کهن‌ترین‌ هنرها می‌نامند. ‌ارزش‌ قصه‌ و قصه‌گویی‌ و جذابیت‌ آن‌ برای‌ کودکان‌ تا بدانجاست‌ که‌ هنوز هم‌ از علاقة‌ انسان‌ به‌ قصه‌ کم‌ نشده‌ است. از قصه‌ و قصه‌ گویی‌ به‌ عنوان‌ آفرینش‌ دو سویه‌ یاد می‌کنند زیرا موجبات‌ بروز و ظهور خلاقیت‌ را در قصه‌گو و قصه‌ شنو ایجاد می‌کند. قصه‌ و قصه‌گویی‌ مهارت‌های‌ کلامی‌ را در کودک‌ تقویت‌ نموده‌ و میان‌ رشد حرکتی‌ و توانش‌ زبانی‌ او ارتباط‌ برقرار می‌کند. ‌از پیشگامان‌ قصه‌ گویی‌ که‌ آغازگر قصه‌ و قصه‌ گویی‌ در رادیو بود، از فضل‌ الله صبحی‌ مهتدی‌ می‌توان‌ نام‌ برد. پیش‌ از صبحی، صادق‌ هدایت‌ و کوهی‌ کرمانی‌ به‌ گردآوری‌ قصه‌ها پرداختند. فضل‌ الله مهتدی‌ در آبان‌ سال‌ ۱۳۴۱ به‌ علت‌ سرطان‌ فک‌ در گذشت. آخرین‌ پیام‌ او که‌ از رادیو برای‌ بچه‌ها پخش‌ شد، حزن‌ و اندوهی‌ سخت‌ را در میان‌ شنوندگان‌ ایجاد کرد. حمید عاملی‌ نیز از پیشکسوتان‌ قصه‌گویی‌ست‌ که‌ در سال‌ ۱۳۷۶ دار فانی‌ را وداع‌ گفت.

 

9 - ادبیات‌ نمایشی

‌بخش‌ گسترده‌ای‌ از ادبیات‌ کودک، ادبیات‌ نمایشی‌ است‌ که‌ با ادبیات‌ آیینی‌ و باستانی‌ ممزوج‌ شده‌ است. ادبیات‌ نمایشی‌ در قالب‌ ترانه‌ بازی‌های‌ نمایشی‌ و نمایش‌های‌ سنتی‌ برای‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ قابلیت‌ اجرا دارد. به‌ عنوان‌ نمونه‌ در ترانه‌ بازی‌ها می‌توان‌ به‌ این‌ بازی‌ شیرین‌ کودکانه‌ اشاره‌ کرد: «گرگم‌ و گله‌ می‌برم‌چوپون‌ دارم، نمی‌ذارم»‌.

‌نمایش‌های‌ سنتی‌ نیز شامل‌ ترانه‌هایی‌ است‌ که‌ در آیین‌های‌ نوروزی‌ و باستانی‌ اجرا می‌شود. ‌جذاب‌ترین‌ نوع‌ ادبیات‌ نمایشی، نمایش‌ عروسکی‌ست‌ و این‌ ویژگی‌ باعث‌ شده‌ که‌ بعضی‌ از ترانه‌های‌ کودکان‌ از مایه‌های‌ نمایش‌ عروسکی‌ استخراج‌ شود. کم‌ کم‌ ادبیات‌ نمایشی‌ از بافت‌ سنتی‌ خارج‌ و به‌ تقلید از اروپا اجرا شد. نمایشنامة‌ اروپایی‌ میرزا فتحعلی‌ آخوندزاده‌ در سال‌ ۱۲۳۹ نمونه‌ای‌ از این‌ نوع‌ نمایش‌ها بود. بعدها آموزشگاههایی‌ برای‌ اجرای‌ نمایش‌ کودک‌ و نوجوان‌ به‌ وجود آمد که‌ انجمن‌ دوستداران‌ تئاتر و گروههای‌ نمایشی‌ نمونه‌ای‌ از آن‌ است. در سالهای‌ ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۰ ادبیات‌ نمایشی‌ با آموزش‌ و پرورش‌ ادغام‌ شد و توانست‌ در این‌ زمینه‌ گامهای‌ مثبتی‌ را در ارتقای‌ سواد و دانش‌ در کودک‌ و نوجوان‌ بردارد. جبار باغچه‌بان‌ و محمد جعفر شیرازی‌ از جمله‌ کسانی‌ بودند که‌ در این‌ خصوص‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار بودند. امروزه‌ با افتتاح‌ جشنوارة‌ نمایش‌ عروسکی‌ و نمایش‌ خلاق‌ با حضور کودکان‌ و نوجوانان‌ توانمندی‌ و استعدادهای‌ نهفته‌ در آنان‌ مورد دقت‌ و توجه‌ قرار می‌گیرد.

 


 

ادبیات نگارشی کودک و عوامل موثر آن

در شکل گیری ادبیات کودک در مفهوم شناخته شده امروزی، پس از مشروطه عواملی موثر بودند که موجب انسجام ادبیات و اختصاصی‌ شدن ادبیات به کودکان شد. از جملة موارد می‌توان به ترجمه و نگارش؛ داستان، شعر و قصه به زبان کودک، تأسیس موسساتِ چاپ و نشر کتاب، موسسات پژوهشی در زمینه ادبیات کودک و... اشاره کرد. این عوامل همه موجب شد ادبیات مکتوب در کنار ادبیات شفاهی برای کودک پس از مشروطه شکل گرفته و موجب گسترش آن شود. در زیر به موارد مهم و موثر در این باره اشاره خواهد شد.

 

1. تأليف‌ و بازنويسي‌ (داستان‌ و شعر)

با ورود شعر در میان‌ کتب‌ درسی، کسانی‌ مانند ایرج‌ میرزا، بهار، پروین، و یحیی‌ دولت‌آبادی‌ توانستند شعرهایی‌ را که‌ هر چند ساده‌ نبود، در دنیای‌ کودکان‌ وارد کنند:. باز شد دیدگان‌ من‌ از خواب‌به‌ به‌ از آفتاب‌ عالمتاب».

‌کم‌ کم‌ شاعران، شعر را در کتاب‌های‌ غیر درسی‌ وارد نمودند که‌ اینان را به‌ ۳ دسته‌ می‌توان تقسیم‌‌بندی کرد: ‌کسانی‌ که‌ سروده‌های‌ ادبیات‌ باستان‌ را به‌ رشتة‌ تحریر در آوردند مانند مهدخت‌ دولت‌ آبادی‌ با شعر «جمجمک‌ برگ‌ خزون، مادرم‌ زینب‌ خاتون». دسته‌ دوم‌ کسانی‌ بودند که‌ از تاریخ‌ گذشته‌ اشعاری‌ را ساختند مانند «قصة‌ طوطی»‌ از محمود مشرف‌ تهرانی‌ و دستة‌ سوم‌ کسانی‌ بودند که‌ برای‌ آگاهی‌های‌ بازرگانی‌ در قالب‌های‌ مبتذل‌ شعر سرودند مثل‌ «سلام‌ سلام‌ آی‌ بچه‌ها، من‌ یام‌ یامم‌ دوست‌ شما».

‌شعر کودک‌ دارای‌ عناصری‌ست‌ که‌ با شعر بزرگسال‌ تفاوت‌ دارد. در شعر کودک‌ با وزن‌ و ریتم، خیال، رعایت‌ قوافی‌ روان‌ و مناسب، تفویف‌ یا هم‌ مفهوم‌ بودن‌ که‌ باعث‌ خوش‌ لفظی‌ شود، تکریر، تجنیس‌ و ترصیع‌ توجه‌ می‌شود. تسلط‌ و چیرگی‌ وزن‌ بر خیال‌ بیشتر است. شعر کودک‌ طولانی‌ نیست‌ زیرا بلند بودن شعر، ذهن‌ و احساس‌ او را آشفته‌ می‌کند، آموزش، مستقیم‌ نیست. کلمات‌ عامیانه‌ وجود ندارد. تصویرسازی‌ها دور از ذهن‌ کودک‌ نیست. حس‌ زیبا شناختی‌ درکودک‌ با شعر تقویت‌ می‌شود. رشد روانی‌ و شخصیتی‌ او افزایش‌ می‌یابد. تخیل‌ او تحریک‌ می‌شود. در کتاب‌ باغ‌ آبی‌ اثر آقای‌ حسین‌ فرخ‌ مهر چهره‌های‌ شعر کودک‌ از ابتدا معرفی‌ شده‌اند. بهار، صبا، ایرج‌ میرزا، پروین، علی‌ اکبر صابر و از چهره‌های‌ معاصر محمود کیانوش، شاملو، بیوک‌ ملکی، رحماندوست‌ و…کسانی‌ هستند که‌ در زمینة‌ شعر کودک‌ کار کردند. این‌ شعر از منوچهر نیستانی‌ست‌ که‌ کودکانه‌ سروده‌ شده: روزی‌ بود روزگاری‌ بود، تو بیابون‌ خدا، نخودی‌ از نخودا و...

از 1300ش‌، توليد آثار ادبي‌ و خواندني‌هاي‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ فزوني‌ گرفت‌. شخصيّتهاي‌ مطرح‌ اين‌ دوره‌ عبارت‌اند از: جبّار باغچه‌بان‌ (آغاز فعّاليّت‌ 1308ش‌)، با آثاري‌ در قالب‌ شعر، نمايشنامه‌ و قصّه‌ چون‌ خانم‌ خَزوك‌، پير و تُرُب‌، گرگ‌ و چوپان، مجادلة‌ دو پري‌، شير و باغبان‌ و شنگول‌ و منگول‌؛ علي‌نقي‌ وزيري‌، با مجموعة‌ شعرهاي‌ كوتاه‌ از ادبيّات‌ عامّه‌، با نام‌ خواندنيهاي‌ كودكان‌ افسانه‌هاست‌ (1315ش‌)؛ فضل‌الله صبحي‌ مهتدي‌ (آغاز فعّاليّت‌ 1315ش‌) گردآوري‌ قصّه‌هاي‌ عاميانة‌ ايران‌ و بازگويي‌ آنها (از 1319ش‌) براي‌ كودكان‌، در راديو و سپس‌ انتشار آنها به‌صورت‌ كتاب‌؛ عبّاس‌ يميني‌ شريف‌ با آثاري‌ چون‌ آواز فرشتگان‌، گربه‌هاي‌ شيپورزن‌، بازي‌ با الفبا در ميان‌ ديگر شخصيّت‌هاي‌ اين‌ دوره‌ مي‌توان‌ از يحيي‌ دولت‌آبادي‌، صادق‌ هدايت‌ ( اوسانه‌ حاوي‌ شعرها، ترانه‌ها، بازيها، متلها، چيستانها و قصّه‌هاي‌ عاميانه‌ به‌ زبان‌ ساده‌)، نيمايوشيج‌ (با قصّه‌هاي‌ آهو و پرنده‌ و توكايي‌ در قفس‌ )، پروين‌ اعتصامي‌ (با اشعار روان‌ و تمثيلي‌) و ابوالقاسم‌ انجوي‌ (با گردآوري‌ فرهنگ‌ عامّه‌) نام‌ برد.

يكي‌ از كارهاي‌ شايان‌ توجّه‌ در اين‌ دوره‌ بازنويسي‌ متون‌ كهن‌ و آثار ادب‌ كهن‌ ايران‌ است‌؛ از آغازگران‌ اين‌ كار شيخ‌ محمّد حسن‌ تهراني‌، مشروطه‌خواه‌ مبارز و نمايندة‌ مجلس‌ اوّل‌ بود ( مهذّب‌ مرزبان‌نامه‌، 1323.ق‌ و مهذّب‌ كليله‌ و دمنه‌، 1329.ق‌) و از ادامه‌دهندگان‌ آن‌ محمّدبن‌ يوسف‌ مازندراني‌ ملقّب‌ به‌ مفتاح‌الملك‌ با كتاب‌ مثنوي‌ الاطفال است‌.

گرايش‌ به‌ ساده‌نويسي‌ و در كنار آن‌ اهمّيّت‌ يافتن‌ كودك‌ و كودكي‌ موجب‌ شد كه‌ شاعران‌ بزرگ‌ و معتبر شعرهايي‌ خطاب‌ به‌ بچّه ‌ها يا در خور فهم‌ آنها و براي‌ استفاده آنها بسرايند، از آن‌ جمله‌اند: نيمايوشيج‌ (با شعرهاي‌ «بچّه‌ها بهار»، «آواز قفس‌» و با ترجمه‌هايي‌ از قصّه‌هاي‌ لافونتن‌)؛ پروين‌ اعتصامي‌ (با اشعاري‌ چون‌ «لاله‌ و نرگس‌»، «اميد و نوميدي‌»، «پيرزن‌ و دوك‌»، «عدس‌ و ماش‌»)؛ و همچنين‌ ايرج‌ ميرزا، ملك‌الشّعراي‌ بهار و اشرف‌الدّين‌ حسيني‌ (نسيم‌ شمال‌).

رويكرد نويسندگان‌ و شاعران‌ پس از دهة چهل، به‌ جاي‌ تعليمي ‌تهذيبي‌، رويكردي‌ ادبي‌ و تخيّلي‌ بود. شاعران‌ و نويسندگان‌ بر آن‌ بودند كه‌ به‌ دنياي‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ نزديك‌ شوند و آن‌ را كشف‌ كنند، امّا تلاش‌هاي‌ آنان‌ تجربي‌ بود، يعني‌ بر يافته‌هاي‌ علمي‌ و روان‌شناختي‌ كودك‌ چندان‌ تكيه‌اي‌ نداشت‌. نويسندگان‌ و شاعران‌ اين‌ دوره‌ بر دو دسته‌اند: اوّل‌ آنهايي‌ كه‌ نويسندة‌ كودك‌ و نوجوان‌ نبوده‌اند، امّا گاهي‌ كتابهايي‌ براي‌ بچّه‌ها نوشته‌اند، مانند نيمايوشيج‌، فروغ‌ فرّخزاد، بهرام‌ بيضايي‌، غلامحسين‌ ساعدي‌، امين‌ فقيري‌، مهرداد بهار، احمد شاملو، سياوش‌ كسرايي‌؛ دوم‌ آنهايي‌ كه‌ در ميان‌ جامعة‌ فرهنگي‌ به‌ عنوان‌ نويسنده‌ يا شاعر كودك‌ شهرت‌ دارند، مانند مهدي‌آذريزدي‌، صمدبهرنگي، محمود كيانوش‌، احمدرضا احمدي‌، هوشنگ‌ مرادي‌ كرماني‌، رضا رهگذر، نادر ابراهيمي‌، م‌..آزاد (محمود مشرف‌ تهراني‌)، عبّاس‌ كيارستمي‌، علي‌اشرف‌ درويشيان‌، غلامرضا امامي‌، محمود حكيمي‌، نسيم‌ خاكسار، قدسي‌قاضي‌نور، پروين‌ دولت‌آبادي‌، شكور لطفي‌، مرتضي‌ رضوان‌.

برخي‌ از مهم‌ترين‌ زمينه‌هاي‌ كار ادبي‌ براي‌ كودك‌ و نوجوان‌ در اين‌ دوره‌، عبارت‌ است‌ از: داستانهاي‌ واقعگرايانة‌ اجتماعي‌ و سياسي‌، با نمونه‌هاي‌ برجسته‌اي‌ مانند ماهي‌ سياه‌ كوچولو، بيست‌ و چهار ساعت‌ در خواب‌ و بيداري‌، اولدوز و كلاغها و پسرك‌ لبوفروش‌ از صمد بهرنگي‌، و از اين‌ ولايت‌ از علي‌اشرف‌ درويشيان‌. شعر نيز در اين‌ دوره‌ در قالبي‌ هنرمندانه‌تر ظهور كرد. بهترين‌ شاعر و نظريّه‌پرداز شعر كودك‌ در اين‌ دوره‌ محمود كيانوش‌ است‌ كه‌ او را «پدر شعر كودك‌ ايران‌» ناميده ‌اند. پس‌ از او مي‌توان‌ از پروين‌ دولت ‌آبادي‌ نام‌ برد. در زمينة‌ گردآوري‌ و بازنويسي‌ متون‌ كهن‌ و عاميانه‌، برجسته‌ترين‌ نويسنده‌ مهدي‌ آذريزدي‌ با مجموعة‌ قصّه‌هاي‌ خوب‌ براي‌ بچّه‌هاي‌ خوب‌ است‌ كه‌ شهرت‌ و اعتباري‌ ديرپا به‌ دست‌ آورد.

 

2. ترجمه‌ در ادبیات‌ کودک‌

توجّه‌ به‌ اروپا در دوره‌ پس از مشروطه موجب‌ پيدايش‌ نهضت‌ ترجمه‌ در ايران‌ شد. در كنار ترجمة‌ آثاري‌ براي‌ بزرگترها، مثلاً كنت‌ دومونت‌ كريستو و بينوايان‌، آثاري‌ نيز براي‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ ترجمه‌ شد. ‌اول‌ بار در زمان‌ مشروطیت‌ آثار ژول‌ ورن‌ برای‌ کودکان‌ ترجمه‌ شد.

در زمینة‌ متون‌ خارجی‌ پیش از مشروطه محمد مهدی‌ واصف‌ در سال‌ ۱۲۲۵، حکایت‌ هایی‌ را ترجمه‌ کرد و به‌ نام‌ حکایت‌ دلپسند گردآوری‌ نمود. بعدها در روزنامه‌ها نیز فن‌ ترجمه‌ راه‌ پیدا کرد. رابینسون‌ کروزئه‌ توسط‌ اعتمادالسلطنه‌ با نام‌ اخبار کشتی‌ یا شرح‌ حال‌ روبن‌ سون‌ در سال‌ ۱۲۵۰ به‌ خواست‌ ناصرالدین‌ شاه‌ در روزنامة‌ مرات‌ السفر چاپ‌ شد. میرزا علی‌ خان‌ امین‌الدوله‌ از دیگر مترجمانی‌ بود که‌ خرنامه‌ یا سرگذشت‌ یک‌ خر را به‌ نام‌ حماریه‌ از عربی‌ به‌ فارسی‌ برگرداند. دورة‌ ۲۰ سالة‌ ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ دورة‌ رشد ترجمه‌ در ایران‌ بود. اردشیر نیک‌ پور، علینقی‌ وزیری‌ از نخستین‌ مترجمانی‌ بود که‌ آثاری‌ را برای‌ نشر کتب‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ نوشتند. ايرج ‌ميرزا تعدادي‌ از قصّه‌هاي‌ لافونتن‌ را به‌ شعر فارسي‌ برگرداند. حسين‌ دانش‌ نيز ترجمة‌ قصّه‌هايي‌ از لافونتن‌ را در كتابي‌ به‌ نام‌ جنگلستان‌ ارائه‌ كرد. كساني‌ مانند علي‌نقي‌ وزيري‌، روحي‌ ارباب‌، مهري‌ آهي‌، محمّدتقي‌ فخرايي‌ گيلاني‌ رُمان‌هايي‌ مناسب‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ ترجمه‌ كردند. از مهم‌ترين‌ كتابهاي‌ ترجمه‌اي‌ اين‌ دوره‌ براي‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ مي‌توان‌ از روبنسون‌ كروزوئه‌، قصّه‌هاي‌ هانس‌ كريستيان‌ آندرسن‌، قصّه‌هاي‌ برادران‌ گريم‌ و شارل‌ پرو، آليس‌ در سرزمين‌ عجايب‌، پينوكيو‌، شازده‌ كوچولو‌، اميل‌ و كارآگاهان‌، پي‌پي‌ جوراب‌بلنده‌، قصّه‌ها و افسانه‌هاي‌ آندرسن‌، همچنين‌ داستانهاي‌ تخيّلي‌ ژول‌ ورن‌. همچنین به‌ ترجمة‌ كتابهاي‌ غيرتخيّلي‌، مستند، علمي‌ و مرجع‌ نيز توجّه‌ شد و نیز از آثار ترجمه شدة برخي‌ نويسندگان‌ روسي‌ نام‌ برد.

در میان‌ ناشران‌ نیز انتشارات‌ فرانکلین‌ و بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر کتاب‌ گام‌های‌ بلندی‌ را در زمینة‌ ترجمة‌ کتب‌ کودک‌ برداشت. سیروس‌ طاهباز، سیمین‌ امیر ابراهیمی، حسین‌ ابراهیمی‌ (الوند)، پونه‌ اسلامی‌ و... از مترجمان‌ کتب‌ کودک‌ و نوجوان‌ می‌باشند.

 

3. نوشته‌هاي‌ آموزشي‌

نوشته‌هايي‌ به‌ صورت‌ كتابهاي‌ درسي‌ كه‌ در آنها كتابهاي‌ درسي‌ اروپايي‌ الگو قرار گرفته‌ بود. گرچه‌ آموزش‌ و پرورش‌، طبق‌ قانون‌ اساسي‌ 1285ش‌، اجباري‌ و همگاني‌ اعلام‌ شده‌ بود، ولي‌ چنين‌ برنامه‌اي‌ تحقّق‌ نيافت‌. بعد از 1304ش‌ و در دورة‌ رضاشاه‌، به‌تدريج‌ بر تعداد مدرسه‌ها افزوده‌ شد و ساختار تعليم‌ و تربيت‌ سنّتي‌ در هم‌ ريخت‌. آن‌گاه‌ كميسيوني‌ در مجلس‌ به‌ نام‌ كميسيون‌ معارف‌ تشكيل‌ شد و مهدي‌ قليخان‌ هدايت‌ مأمور تهيّة‌ كتابهاي‌ درسي‌ شد. او در 1308ش‌ جُنگي‌ تصويري‌ با حروف‌ درشت‌ مشتمل‌ بر چند قصّه‌ و نيز شعرهايي‌ از خودش‌، يحيي‌ دولت‌آبادي و ايرج‌ميرزا با مضمون‌ تعليمي‌ تهذيبي‌، فراهم‌ آورد. در همين‌ دوره‌، محمّدتقي‌ بهار (ملك‌الشّعراء)، اشرف‌الدّين‌ حسيني‌ (نسيم‌ شمال‌) و پروين‌ اعتصامي‌ هم‌ اشعاري‌ آموزشي‌ سرودند.

 

4 - تصویرگری‌ کتاب‌ کودک‌

نخستین‌ تصویرهایی‌ که‌ قبل‌ از صنعت‌ چاپ‌ در مکتب‌خانه‌ها به‌ دست‌ شاگردان‌ افتاد جزء اولین‌ کتاب‌های‌ کودک‌ به‌ حساب‌ می‌آید. این‌ تصویرها قالب‌های‌ چوبی‌ دستی‌ بود که‌ بر روی‌ کاغذ چاپ‌ می‌شد و مکتب‌ داران‌ به‌ هنگام‌ عید به‌ کودکان‌ هدیه‌ می‌دادند. به‌ همین‌ سبب‌ به‌ تصویرها عیدی‌سازی‌ می‌گفتند.

تصويرسازي‌ به‌ شيوة‌ جديد و براي‌ بچّه‌ها احتمالاً با ترجمة‌ كتابهاي‌ اروپايي‌ به‌ ايران‌ وارد شده‌ است‌. نخستين‌ كتاب‌ مصوّر را محمّدبن‌ يوسف‌ مازندراني‌، ملقّب‌ به‌ مفتاح ‌الملك‌، با نام‌ الفباي‌ مصوّر منتشر كرد (1301.ق‌) كه‌ كتابهاي‌ مصوّر تأليف‌ و ترجمه‌اي‌ بعدي‌ وي‌ را به‌ دنبال‌ داشت‌. بعدها جبّار باغچه‌بان‌، در 1308ش‌، كتاب‌ زندگي‌ كودكان‌ را با تصاويري‌ كه‌ خود كشيده‌ بود، منتشر ساخت‌.
رفته‌رفته‌ كاربرد تصوير در كتابهاي‌ كودكان‌ معمول‌ شد و كتابهاي‌ عامّه‌پسندي‌ مانند خاله‌ سوسكه‌ و حيدربيگ‌ و سنگتراش‌ و منتخب‌ شاهنامه‌ به‌صورت‌ مصوّر به‌ چاپ‌ رسيد، امّا بعدها (1335ـ1340ش‌) بود كه‌ كتابهاي‌ تصويري‌ مخصوص‌ كودكان‌ (از لحاظ‌ رنگ‌، قطع‌، صفحه‌آرايي‌ و چاپ‌) رواج‌ يافت‌. از مهم‌ترين‌ كتابهاي‌ تصويري‌ اين‌ سالها مي‌توان‌ از موش‌ و گربه‌ (1335ش‌، با نقّاشي‌ محمود جوادي‌پور)، كدوي‌ قلقله‌زن‌ (1328ش‌، با نقّاشي‌ پرويز كلانتري‌) و پروانه‌ها و باران‌ (1339ش‌، با نقّاشي‌ زمان‌ زماني‌) نام‌ برد.

‌محسن‌ تاج‌ بخش، محمد تقی‌ خوانساری، سید عرب، محمد نقاش‌ اصفهانی، میرزا مصورالملک‌ از پایه‌ گذاران‌ تصویرگری‌ در ایران‌ بودند. همچنین‌ رضا شهابی، یحیی‌ دولتشاهی‌ در سال‌ ۱۳۳۳ و لیلی‌ تقی‌پورمیلانی‌ که‌ از سال‌ ۱۳۲۴ تصویرگری‌ را با کتاب‌ بادکنک‌ و عروس‌ کوه‌ شروع‌ کرد به‌ عنوان‌ نخستین‌ تصویرگران‌ کودک‌ نامیده‌ شدند. همچنین خانم‌ ژانت‌ میخایلی‌ از دیگر تصویرگران‌ کودک‌ محسوب‌ می‌شد. محمد علی‌ بنی‌اسدی، زهره‌ پریرخ، پرویز محلاتی، علی‌ خدایی، امیر نساجی‌ و... تصویرگران‌ کتب‌ کودک‌ و نوجوان‌ می‌باشند.

در دهة چهل جرياني‌ براي‌ خلق‌ كتابهاي‌ تصويري‌ پديد آمد كه‌ پيشتاز آن‌ كانون‌ پرورش‌ فكري‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ بود. فرشيد مثقالي‌ از برجسته‌ترين‌ تصويرگران‌ كتاب‌ كودك‌ فضاي‌ كار را در اين‌ دوره‌ تجربي‌ دانسته‌ است‌. مهم‌ترين‌ عامل‌ رشد تصويرگري‌ در اين‌ دوره‌ دعوت‌ كانون‌ پرورش‌ فكري‌ از نقّاشان‌ براي‌ توليد كتابهاي‌ مناسب‌ است‌. از آن‌ ميان‌ مي‌توان‌ از پرويزكلانتري‌، نورالدّين‌ زرّين‌كلك‌، علي ‌اكبر صادقي‌، مرتضي‌ مميّز و بهمن‌دادخواه‌ ياد كرد. از نقّاشان‌ خارج‌ از كانون‌ نيز مهرنوش‌ معصوميان‌، غلامعلي‌ مكتبي‌ و ژانت‌ ميخاييلي‌، به ‌عنوان‌ نمونه‌، در خور ذكرند. در ميان‌ آنها فرشيد مثقالي‌ در 1353ش‌ به‌ دريافت‌ مدال‌ جهاني‌ هانس‌ كريستيان‌ آندرسن‌ نايل‌ آمد و بهمن‌ دادخواه‌ لوح‌ زرّين‌ نمايشگاه‌ دوسالانة‌ تصويرگران‌ براتيسلاو و چند جايزة‌ افتخاري‌ نمايشگاه‌ كتاب‌ بولونيا را دريافت‌ كرد.

تصويرگري‌ كتاب‌ كودك‌ پس از انقلاب نیز به‌ سبب‌ افزايش‌ متون‌ تأليفي‌ و گسترش‌ نشر در حوزة‌ غيردولتي‌ و افزايش‌ تعداد نشريّات‌، رفته‌رفته‌ گسترش‌ مي‌يابد.

 

5 - نشریه‌ و مجلات در ادبیات کودک

‌یکی‌ دیگر از قوالب‌ ادبیات‌ کودک‌ نشریه‌ می‌باشد. نشریه‌ از دیرباز وجود داشت. به‌ عنوان‌ نمونه‌ مجله‌ الادب‌ به‌ سرپرستی‌ محمود وفادار که‌ از سال‌ ۱۲۹۶ کار خود را آغاز کرد و داستان‌ و شعر را در صفحات‌ خود برای‌ کودکان‌ چاپ‌ نمود. همچنین‌ ادب‌ در سال‌ ۱۲۹۸ به‌ سردبیری‌ یحیی‌ دانش، علم‌ و تربیت‌ به‌ مدیریت‌ میرزا حسین‌ خان‌ پرتو در شیراز، از مجلات‌ آن‌ روزگار بود که‌ با درج‌ این‌ عنوان‌ که‌ برای‌ اطفال‌ است‌ در اختیار کودکان‌ قرار می‌گرفت. در واقع‌ اختصاص‌ نشریه‌ برای‌ کودکان‌ که‌ در بردارندة‌ سطح‌ ذوق‌ و استعداد آنان‌ بود از دوران‌ مشروطه‌ آغاز گشت. نشریه‌های‌ سازمانی‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ شامل‌ نشریة‌ پیش‌ آهنگی‌ ایران‌ در سال‌ ۱۳۰۶ به‌ مدیریت‌ احمد امین‌زاده‌ موسس‌ سامانة‌ پیشاهنگی‌ در ایران، نشریه‌ جوانان‌ شیر و خورشید سرخ‌ ایران‌ با مدیریت‌ فریدون‌ صدری‌ و عباس‌ یمینی‌ شریف‌ در سالهای‌ ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۵ از نمونه‌ نشریات‌ کودک‌ و نوجوان‌ بود. همچنین‌ می‌توان‌ از ترقی‌ و صبا، راهنمای‌ زندگی، مجلة‌ سپید و سیاه‌ به‌ صاحب‌ امتیازی‌ علی‌ بهزادی‌ متولد ۱۳۰۴ در رشت، تهران‌ مصور، سپیدة‌ فردا نام‌ برد. مجلّة‌ دانش‌آموز در 1314ش‌، به‌عنوان‌ نخستين‌ مجلّة‌ كودكان‌ در ايران‌، به‌ اهتمام‌ وزارت‌ فرهنگ‌ منتشر شد، امّا چندان‌ دوام‌ نياورد. نشریه‌ نونهالان‌ به‌ سال‌ ۱۳۲۲، نور دانش‌ در سال‌ ۱۳۳۱ از نشریات‌ آن‌ زمان‌ بود.

یکی‌ از مهمترین‌ نشریاتی‌ که‌ تا امروز نیز در میان‌ کودکان‌ از جایگاه‌ و اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار می‌باشد، کیهان‌ بچه‌هاست. موسسة‌ کیهان‌ که‌ از سال‌ ۱۳۳۵ با پیشنهاد جعفر بدیعی‌ به‌ انتشار نشریة‌ کودک‌ و نوجوان‌ پرداخت، در روز ۵ شنبه‌ ۶ دی‌ ماه‌ سال‌ ۱۳۳۵ با عنوان‌ کیهان‌ بچه‌ها رسماً‌ کار خود را شروع‌ کرد و تا امروز مورد علاقة‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ می‌باشد. همچنین‌ اطلاعات‌ کودکان‌ و نغمة‌ کودک‌ نخستین‌ نشریه‌ای‌ بود که‌ برای‌ مخاطبین‌ کودکستانی‌ و سالهای‌ اول‌ دبستان‌ در سال‌ ۱۳۳۷ با مدیریت‌ اختر پورشیرازی‌ منتشر شد.

سير انتشار نشريّات‌ ويژة‌ كودكان‌ در دهه‌ چهل‌ از شكل‌ تجربي‌ و نسبتاً عوام ‌پسند به‌ روندي‌ حرفه‌اي‌تر تغيير يافت‌. مهم‌ترين‌ جريان‌ مطبوعاتي‌ در اين‌ دوره‌، انتشار سلسله‌ مجلاّت‌ پيك‌ است‌ كه‌ با همكاري‌ اهل‌ قلمي‌ چون‌ محمود كيانوش‌، اسماعيل‌ سعادت‌، ايرج‌ جهانشاهي‌، محمود محمودي‌، فردوس‌ وزيري‌، كريم‌ امامي‌ و نجف‌ دريابندري‌ منتشر مي‌شد. بعدها، با اهمّيّت‌ يافتن‌ مباحث‌ ديني‌، نشريّة‌ پيام‌ شادي‌، به‌ عنوان‌ مجلّه‌اي‌ اسلامي‌ شروع‌ به‌ انتشار كرد.

نشریات ادبیات کودک پس از انقلاب در مجموع‌، از نظر كيفي‌ در چند جهت‌ رشد مي‌كند: تنوّع‌ بر اساس‌ گروه‌هاي‌ سنّي‌، تخصّصي‌ شدن‌ موضوعي‌، تقويت‌ بخش‌ علمي‌، تعامل‌ بيشتر با مخاطب‌، اهمّيّت‌ دادن‌ به‌ مخاطبان‌ در تأمين‌ مطالب‌ نشريّه‌، پرداختن‌ به‌ موضوعات‌ مربوط‌ به‌ دختران‌ و زنان‌، غلبة‌ تأليف‌ بر ترجمه‌ و اهمّيّت‌ دادن‌ به‌ نقد و معرّفي‌ كتاب‌. از نظر كمّي‌، در سالهاي‌ نخستين‌، تعدّد نشريّات‌ چشمگير، امّا عمر اغلب‌ آنها كوتاه‌ است‌. ولي‌ رفته‌رفته‌ از تعداد نشريّات‌ كاسته‌ و به‌ ثبات‌ آنها افزوده‌ مي‌شود. بين‌ سالهاي‌ 1367 تا حدود 1373، نوزده‌ روزنامه‌ و بيش‌ از پنج‌ نشريّه‌ صفحة‌ ويژه‌ يا ضميمة‌ كودك‌ و نوجوان‌ عرضه‌ مي‌كنند. اتّفاق‌ مطبوعاتي‌ در اين‌ برهه‌ انتشار نخستين‌ روزنامة‌ خاصّ نوجوانان‌ ايران‌ به‌ نام‌ آفتابگردان‌ است‌ كه‌ بيش‌ از يك‌ سال‌ دوام‌ نمي‌آورد. تا اين‌ سالها هنوز عارضه جوانمرگي‌ مطبوعات‌ كودك‌ و نوجوان‌ معضلي‌ اساسي‌ است‌ و چنين‌ وضعيّتي‌ تا حدّي‌ ريشه‌ در سودآور نبودن‌ و دولتي‌ بودن‌ اين‌ قبيل‌ نشريّات‌ دارد.

‌امروزه‌ نشریات‌ گوناگونی‌ برای‌ کودک‌ و نوجوان‌ چاپ‌ می‌شود و همه‌ ساله‌ با برپایی‌ جشنوارة‌ ویژه‌ مطبوعات‌ کودک‌ و نوجوان‌ از تلاش‌ آنها تقدیر می‌گردد. سلام‌ بچه‌ها، سروش‌ کودک، پوپک، شاپرک، دوست، دوچرخه‌ و... از نشریات‌ و مجلات‌ کودک‌ و نوجوان‌ می‌باشند.

 

6. مباحث‌ نظري‌ و تحقيقي‌

تحقيقات‌ نظري‌، به‌ سعي‌ علماي‌ تعليم‌ و تربيت‌، با هدف‌ تعليمي‌ تهذيبي‌ صورت‌ مي‌گرفت‌. پيش‌ از دهة‌ چهل‌، نخستين‌ كتاب‌ نظري‌ در اين‌ زمينه‌ ادبيّات‌ كودك‌، نوشتة‌ حسين‌ احمدي ‌پور (1335ش‌)، است‌ و در 1340ش‌، كتاب‌ ادبيّات‌ كودكان‌ علي ‌اكبر شعاري‌نژاد منتشر شد كه‌ سالها كتاب‌ درسي‌ بود و بارها تجديد چاپ‌ شده‌ است‌. در اين‌ دوره‌، تدريس‌ «ادبيّات‌ كودكان‌» در دانشگاه‌ و مراكز تربيت‌ معلّم‌ شكل‌ گرفت‌ و رفته‌رفته‌ بررسي‌، پژوهش‌ و نقدهايي‌ در اين‌ موضوع‌ نوشته‌ شد كه‌ بهترين‌ نمونة‌ آنها شعر كودك‌ در ايران‌، نوشتة‌ محمود كيانوش‌ است‌.

پژوهش در ادبیات کودک پس از انقلاب سازمان یافته‌تر شد و بیشتر در پوشش تشکل‌های انجام یافت. پژوهش در ادبیات کودک پس از انقلاب شکلی علمی‌تر به خود گرفت برای نمونه می‌توان از پژوهش «نگرش کتابدرمانی در ادبیات کودک» یاد کرد. در سال ۱۳۸۶ پژوهشی از سوی خانم دکتر مهری پریرخ و زهرا مجدی با عنوان «داستان، همچون ابزاری برای کمک به کودکان و نوجوانان در مقابله با مشکلات: بررسی داستانهای کودکان با رویکرد کتاب درمانی». در پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، سال دوازدهم منتشر شده بود. این پژوهش ادامه پژوهشی بود که قبلا خانم نسرین امین دهقان بر روی کتابهای دهه ۷۰ انجام داده بود. اخیراً، همزمان با برگزاری همایش کتابخانه های آموزشگاهی در مشهد، کتاب با عنوان: داستانها ابزاری برای کاهش مشکلات روانشاختی کودکان (اعتماد به نفس، اندو، ژرخاشگری، ترس) از سوی نشر کتابدار منتشر شده است. در این اثر ۱۹۱ کتاب از کتابهای کودکان و نوجوانان منتشره بین سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۶ که از سوی شورای کتاب کودک مناسب تشخیص داده شده بودند تحلیل محتوا شده و بر اساس چهار دسته گفته شده تقسیم بندی شده‌اند. این رویکرد، رویکرد جدیدی در ادبیات کودکان و نوجوانان است.

 

7. نقش تشکل‌ها؛ سازمانها و نهادها

از رويدادهاي‌ دهة چهل و پس از آن‌ تأسيس‌ يافتن‌ سه‌ نهاد مهمّ است‌ كه‌ بخشي‌ از عمده‌ترين‌ فعّاليّت‌هاي‌ هر يك‌ پرداختن‌ به‌ ادبيّات‌ كودك‌ و نوجوان‌ است‌: شوراي‌ كتاب‌ كودك‌ (تأسيس‌ 1341ش‌، با همكاري‌ كارشناساني‌ مانند توران‌ ميرهادي‌، ليلي‌ ايمن‌، منصورة‌ راعي‌) كه‌، با برگزاري‌ نشستها و كارگاههاي‌ آموزشي‌، انتشار كتابهايي‌ دربارة‌ مباحث‌ نظري‌ ادبيّات‌ كودك‌ و نوجوان‌ و بررسي‌ و معرّفي‌ كتابهاي‌ كودك‌ و نوجوان‌ به‌ حركت‌ ادبيّات‌ كودك‌ و نوجوان‌ سرعت‌ بخشيد. اين‌ شورا نمايندة‌ IBBY (مؤسّسة‌ بين‌المللي‌ كتاب‌ براي‌ نسل‌ جوان‌) در ايران‌ است‌؛ مركز تهيّة‌ مواد خواندني‌ براي‌ نوسوادان‌ (بعد با نام‌ مركز انتشارات‌ آموزشي‌)، كه‌ در 1343ش‌، از سوي‌ وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ تأسيس‌ شد. انتشار سلسله‌ مجلاّت‌ پيك‌ از مهم‌ترين‌ فعّاليّتهاي‌ اين‌ مركز بود؛ كانون‌ پرورش‌ فكري‌ كودكان‌ و نوجوانان‌، كه‌ در 1345ش‌ تأسيس‌ شد و به‌ عنوان‌ كوشاترين‌ مركز توليد ادبيّات‌ و موادّ خواندني‌ به‌ كار پرداخت‌ و در كنار آن‌ به‌ تأسيس‌ كتابخانه‌هاي‌ متعدّد در سراسر كشور همّت‌ گماشت‌.

پس از انقلاب اسلامی پيشرفت‌هاي‌ ادبيّات‌ كودك‌ ايران‌ كمتر مرهون‌ آموزش‌ و پرورش‌ رسمي‌ و دانشگاهي‌ بوده‌ است‌. تلاش‌هاي‌ آموزشي‌ در اين‌ دوره‌ نيز بيشتر در فضاها و نهادهاي‌ غيررسمي‌ يا شبه‌رسمي‌، مانند حوزة‌ هنري‌، شوراي‌ كتاب‌ كودك‌ و كانون‌ پرورش‌ فكري‌، از طريق‌ نشستهاي‌ داستان‌ خواني‌ و شعرخواني‌ و كلاسهاي‌ آموزشي‌ شكل‌ مي‌گيرد.

دربارة‌ تشكّلهاي‌ غيردولتي‌ نيز مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ در دهة‌ نخست‌، تشكل‌هاي‌ معدودي‌ پا مي‌گيرند كه‌ براساس‌ احساس‌ نياز واقعي‌، روح‌ جمعي‌، بينش‌ تشكيلاتي‌ و تجربه‌ اجرايي‌ اداره‌ نمي‌شوند و از اين‌رو دوام‌ نمي‌آورند. در دهة‌ دوم انقلاب‌، شرايط‌ متفاوت‌ مي‌شود و تشكّلهايي‌ همچون‌ «انجمن‌ نويسندگان‌ كودك‌ و نوجوان‌» و «انجمن‌ قلم‌ ايران‌» تأسيس‌ مي‌شوند و در ايجاد ارتباط‌ بين‌ نويسندگان‌ مؤثّر مي‌افتند. همچنين‌ مقدّمات‌ تأسيس‌ تشكّلهاي‌ ديگر، همچون‌ «انجمن‌ تصويرگران‌ كتاب‌ كودك‌» فراهم‌ مي‌شود.

براي‌ نظارت‌ بر چاپ‌ و انتشار كتابهاي‌ كودك‌ و نوجوان‌، كه‌ پيش‌ از انقلاب‌ ضابطه‌مند نبود، پس‌ از انقلاب‌ ضوابطي‌ تعيين‌ مي‌شود. اداره‌اي‌ در وزارت‌ ارشاد امر بررسي‌ و صدور مجوّز براي‌ كتابهاي‌ كودك‌ و نوجوان‌ را عهده‌دار مي‌شود. نكتة‌ قابل‌ ذكر رشد جشنواره‌ها و نهادهاي‌ انتخاب‌ آثار برتر است‌.

پيش‌ از انقلاب‌، فقط‌ شوراي‌ كتاب‌ كودك‌ در كار بررسي‌ و معرّفي‌ آثار برتر جدّي‌ است‌. پس‌ از انقلاب‌، وزارت‌ ارشاد نهادي‌ براي‌ انتخاب‌ كتاب‌ سال‌ در همة‌ رشته‌ها و از جمله‌ كتاب‌ كودك‌ و نوجوان‌ داير مي‌كند. سپس‌ مجلّه‌هايي‌ همچون‌ سروش‌ نوجوان‌، سورة‌ نوجوان‌ و سلام‌ بچّه‌ها به‌ آثار برتر داستان‌ و شعر جايزه‌ مي‌دهند. نمايشگاه‌ آثار تصويرگران‌ كتاب‌ كودك‌ نيز در هر دوره‌، آثار برتر تصويرگران‌ ايراني‌ و خارجي‌ را برمي‌گزيند. همچنين‌ كانون‌ پرورش‌ فكري‌ دو جشنوارة‌ «كتاب‌ كودك‌ و نوجوان‌» و «مطبوعات‌ كودك‌ و نوجوان‌» را برپا مي‌كند. جشنواره‌ مطبوعات‌ وزارت‌ ارشاد نيز بخشي‌ را به‌ كودك‌ و نوجوان‌ اختصاص‌ مي‌دهد. معمولاً، در كنار هر يك‌ از اين‌ جشنواره‌ها، همايش‌ها و سمينارهايي‌ نيز برگزار مي‌شود، گرچه‌ برگزاري‌ نشست‌ها و همايش‌ها به‌ طور مستقلّ نيز در اين‌ دو دهه‌ رواج‌ مي‌يابد.

همچنین می‌توان از همایش «ادبیات داستانی ادبیات کودک و نوجوان در شیراز» که دومین دورة آن در 21 اردیبهشت 1388، در دانشگاه شیراز توسط مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز با همکاری گروه ادبیات کودک و نوجوان «انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران» و «قطب علمی پژوهشهای فرهنگی و ادبی فارس» برگزار شد، یاد کرد.

 

 

 

پیوست

گزارش درباره کتاب  تاریخ ادبیات کودکان ایران؛

با توجه به این که بخش عمده‌ای از مطالب این مقاله چکیده‌ای از کتاب «تاریخ ادبیات کودکان ایران» است، و نیز به دلیل نقش مهم این موسسه تولید کنندة آن در پژوهش دربارة ادبیات کودک در ایران، از این رو بجا دانسته در پایان این مقاله به معرفی موسسه و کتاب نامبرده پرداخته شود.

«مؤسسه پژوهشی تاريخ ادبيات كودكان»، نهادی غيردولتی است كه در سال ۱۳۷۹ پايه گذاشته شد. اين نهاد از سوی پژوهشگرانی بنياد نهاده شده است كه كار پژوهش تاريخ ادبيات كودكان را در سال ۱۳۷۶ به شكل فردی آغاز كردند و اكنون در چارچوب اين مؤسسه با بيش از ۵۰ عضو در تهران و شهرهای بزرگی چون اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز، يزد، اهواز و قم به كار خود ادامه می‌دهند. دفتر اين مؤسسه در تهران است. شيوه همكاری با اين مؤسسه به دو شكل كار رسمی و كار داوطلبانه است.

مؤسسه پژوهشی تاريخ ادبيات كودكان، نهادی ناسودبر (غيرانتفاعی) است كه هزينه‌های خود را از راه كمك‌های مردمی و اجرای پروژه‌های فرهنگی به دست می آورد. چنانچه مؤسسه درآمدی داشته باشد، اين درآمد را در راه گسترش هدف‌های خود هزينه می‌كند.

هدف‌های موسسه:

·   پژوهش و انتشار مجموعه كتاب‌های تاريخ ادبيات كودكان ايران.

·   گسترش پژوهش‌های تاريخی درباره ادبيات كودكان ايران.

·   گردآوری و نگهداری اسناد و اطلاعات با ارزش تاريخی درباره زندگی فرهنگی كودكان ايران.

·   گردآوری كتاب و نشريه كودكان همه اقوام ايرانی از ابتدای ورود صنعت چاپ تا سال ۱۳۵۷.

·   گردآوری عکس‌ها و تصويرها و آثار هنرمندان و بزرگان ادبيات کودکان ايران.

·   تربيت پژوهشگران جوان.

·   گسترش كتابخانه تحقيقاتی تاريخ ادبيات كودكان ايران.

·   راه‌اندازی كتابخانه‌های الگوی كودک محور.

·   ايجاد پيوندهای فرهنگی بين جامعه ادبيات كودكان ايران با جامعه ادبيات كودكان در سطح جهان.

·   برپايی موزه ملی تاريخ ادبيات كودكان ايران.

طراحی و اجرای پروژه‌های انفورماتيکی كردن ادبيات كودكان ايران، شامل راه‌اندازی بانک اطلاعات ادبيات كودكان ايران. كتابخانه ديجيتال ادبيات كودكان ايران، مجله پژوهشی خبری الكترونيک ادبيات كودكان، موزه مجازی ادبيات كودكان ايران، طرح پورتال كودكان ايران و...

·                    تلفن و نمابر:٨٨٧١٦٩٥٤

·        نشانی: تهران، خیابان يوسف آباد، خيابان بيست و سوم، کوچه شايان، پلاک ٢٦، طبقه اول صندوق پستى: ٧٤٤-١٤٣٣٥.    ایمیل:  chlhistory@gmail.com

 

تاريخ ادبيات كودكان ايران؛ طرحی پژوهشی در شناخت سير تاريخی ادبيات كودكان در ايران و عناصر و گونه‌های سازنده آن است. گروه پژوهشگران تاريخ ادبيات كودكان ايران، پيش طرح آن را در سال ۱۳۷۵ به تصويب رساندند و از سال ۱۳۷۶ كار نگارش مجموعه كتاب‌های مرجع را به همين نام آغاز كردند.

سرآغاز اين طرح پژوهشی‌، ابتدای پيدايش مفهوم فرهنگ و ادب در ايران زمين، مقوله ادبيات شفاهی يا فرهنگ عامه و در بر گيرنده افسانه‌ها، لالايی‌ها و ترانه‌هاست. در گستره فصل‌های تاريخ ادبيات كودكان در دوران باستان، تاريخ ادبيات كودكان پس از اسلام، تاريخ ادبيات كودكان در دوران مشروطه، تاريخ ادبيات نو كودكان، وضعيت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ايران بررسی می‌شود تا در بستر شرايط تاريخی جايگاه كودكان، ديدگاه جامعه و به ويژه‌ نگاه هر دوران به كودك، آموزش و پرورش نو و ادبياتی كه در اختيار قرار می‌گرفت، بررسی و تحليل شود.

بی‌گمان نخستين كتاب‌های كودكان ناگهان پديد نيامده‌اند و در درازای تاريخ عواملی چون دگرگونی نگرش‌های تربيتی و آموزشی، تداوم گرايش به افسانه‌ها و قصه‌های عاميانه در ميان كودكان و نوجوانان، ساده شدن نثر فارسی، نفوذ ادبيات امروزی ايران، ورود دستگاه چاپ به ايران و توليد كتاب در گستره‌ای بزرگتر، بنيادگذاری مدرسه‌های جديد در ايران، رشد روان‌شناسی كودك و توجه به نيازهای او از جمله عواملی هستند كه به پديد آمدن مقوله «ادبيات اطفال» و انتشار اولين كتاب‌های كودكان كمك كرده‌اند. تاريخ ادبيات كودكان ايران، پژوهشی فراگير است، زيرا نه تنها از آغاز تاريخ شفاهی و باستان، مسير شكل‌گيری ادبيات كودكان را پی‌گرفته است، بلكه ادبيات كودكان قوم‌ها و دين‌های گوناگون ايران را از ادبيات آذری، كردی و... تا ادبيات آسوری، ارمنی، کليمی و... مورد بررسی و ارزيابی قرار داده است.

تاريخ ادبيات كودكان ايران از آغاز تا سال ۱۳۵۷، چندين جلد را در بر می‌گيرد.

·جلد نخست از روايت کودکی سرزمين ايران آغاز می‌شود، به ادبيات شفاهی كودكان و ادبيات كودكان در دوران باستانمی‌پردازد.

جلد نخست

جلد دوم

جلد سوم

·   جلد دوم بيش از هزار سال ادبيات كودكان را از ورود اسلام به ايران تا سرآغاز دوران مشروطيت در بر می‌گيرد.

·  جلد سوم و چهارم به شكل‌گيری ديدگاه‌های نو پرورشی در دوران انقلاب مشروطيت، نقد ادبيات مكتب‌خانه‌ای، بررسی نخستين كتاب‌های كودكان با درونمايه‌های آموزشی و اندرزی پرداخته است.

·  جلد پنجم، ششم و هفتم  درباره شکل‌گيری ادبيات نوين کودکان در ايران، در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۰، از سوی پيشگامانی همچون جبار باغچه‌بان، عباس يمينی شريف و توران ميرهادی است.

·  جلد هشتم، نهم و دهم پا گرفتن نخستین نهادهای ادبيات کودکان و گسترش کمی و کيفی کتاب‌های کودکان را در سال های ۱۳۴۰ تا آستانه انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می‌دهد.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 9:22 توسط علی صفی پور |

الیه یصعد الکلم الطیب

پیش از آغاز:
بخش نخست | بخش دوّم | بخش سوّمبخش چهارم | بخش پنجم | بخش پیشین

***
8- ارجاع به‎آثار دیگر نویسنده.

امیرخانی در آثار خود، گاه‎وبی‎گاه، ارجاعاتی دارد به داستان‎های دیگرش. این ارجاعات به‎دو صورت کلی است:

یک. نویسنده قصّۀ یا ماجرایی را که در یکی دیگر از داستان‎هایش رخ داده، در اثر دیگری یادآوری می‎کند. برای نمونه در «بیوتن»، بارها ارجاعی از این نوع دارد به «ارمیا» و اتفاقاتی که پیشتر، در آن داستان برای ارمیا افتاده است. یا مثلا ً در «من‎او»، جایی یاد می‎کند از تسبیحی که ذکرش در داستان «رتبۀ قبولی» مجموعۀ «ناصر ارمنی» رفته است.

دو. نویسنده بدون اشارۀ مستقیم یا یادآوری به‎خواننده، به شخصیت‎ها یا اماکنی اشاره می‎کند که در آثار دیگر او هم وجود دارند. به‎عنوان مثالی بارز، شخصیت ارمیا هم در «ارمیا» و هم در «بیوتن» شخصیت اصلی و قهرمان داستان است؛ همین‎گونه است شخصیت سهراب. یا مثلا ً مسجد قندی خانی‎آباد و دکان دونبش دریانی، هم در «من‎او» دیده می‎شود، هم در داستان کوتاه «ناصر ارمنی»؛ یا تغییر نام شخصیت جاسم در کشوری غربی به جیسن را، هم در «بیوتن» می‎خوانیم و هم در «کمال» از مجموعۀ «ناصر ارمنی». قهوه‎خانۀ حسین ترک مولوی، در «انگشتر» و «ناصر ارمنی» وجود دارد. گاهی برخی توصیفات هم یادآور یکدیگرند؛ مانند توصیف راه رفتن درویش مصطفا در «من‎او» و امیر و علی در «سه نفر» و آقا در «رتبۀ قبولی».

***
9- رسم‎الخط خاص.

نکتۀ دیگری که در برخورد ظاهری اوّلیه با آثار امیرخانی، بروز می‎یابد، شیوۀ نوشتاری و اصطلاحا ً رسم‎الخط ویژه‎ای است که او برای نگارش آثار خود برگزیده و مبتنی است بر جدانویسی. برای نمونه، در کتاب‎های او، به‎واژه‎هایی با این ریخت بسیار برمی‎خوریم: برای‎ش، دستان‎ش، ورزش‎کار، به‎م، 1ول، نام‎زد، کام‎یونی‎کی‎شن.

***
10- استفادۀ حداکثری از ظواهر.

دیگر از ویژگی‎هایی که در آثار امیرخانی، خصوصا ً در آثار اخیر او، به‎چشم می‎آید، استفادۀ حداکثر از مسائل و امکانات ظاهریِ در اختیار نویسنده است. هر کجا این امکان وجود داشته که از کارهای ظاهری برای پیشبرد روایت بهره‎برداری شود، امیرخانی دریغ نورزیده. این استفاده از ظواهر، مصادیق مختلفی را شامل می‎شود. مثلا ً یکی از فصل‎های «من‎او» کاملا ً سفید است، و دو فصل بعد از آن هم تنها از جمله‎ای که مرتبا تکرار شده، شکل گرفته است و در ابتدا، این را به‎ذهن متبادر می‎کند که – به‎قول خود امیرخانی – «حروف‎چین موقع کار دقت نکرده است و صفحه‎اش خط انداخته و سوزنش دور برداشته و یک مطلب را چندین بار تکرار کرده...» (من‎او، ص 461) همچنین است به‎کار بردن نشانۀ سجدۀ واجبه، که نشانه‎ای قرآنی است، در «بیوتن» به‎کرّات؛ یا استفاده از نشان دلار در همین کتاب، برای جدا کردن بخش‎های داستان که یادآور اهمّیت پول و اقتصاد در داستان و توسّعا ً در دنیای امروز است. نمونۀ دیگر، خالی گذاشتن جای فرستندۀ نامه در «ازبه» در چند مورد است. بهره بردن از قیافه و ریخت یا تلفظ واژه‎ها در پیشبرد داستان هم، در همین زمینه می‎گنجد؛ همچون استفاده از آیۀ «کلّ مَن علیها فان» (الرحمن، 26) و تعبیر fun به‎جای واژۀ فان از آن توسّط یکی ازشخصیت‎های «بیوتن»! یا در همین راستا، نام‎های ارمیا و آرمیتا که گویا دو پارۀ مذکر و مؤنث یک کلّ واحدند. تکرارهای مختلف در طول داستان هم از همین مقوله‎اند؛ مانند تکرار آیات و احادیث، یا تکیه‎کلامها و امثالهم. حتا گزینش نام‎های نو و ناآشنا برای کتاب‎ها هم، که پیشتر به‎آن اشاره شد، می‎تواند ذیل این عنوان مطرح گردد.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 4:21 توسط سیّدعلی عاملیان |

الیه یصعد الکلم الطیب

پیش از آغاز:
بخش نخست | بخش دوّم | بخش سوّمبخش چهارم | بخش پیشین

***
6- خطاب قرار دادن خواننده.

امیرخانی در داستان‎های خود، چندین بار در مقام نویسنده، مستقیما ً خواننده را مخاطب قرار می‎دهد و با لحن ویژه‎ای، با او سخن می‎گوید. البته این گفتگوی بی‎واسطه و بی‎حجاب، در راستای روایت داستان و پیشبرد قصّه عمل می‎کند؛ یا بخشی از داستان را باز می‎گوید، یا درترسیم فضای کلی اثر دخیل است. در ادامه نمونه‎هایی را از «من‎او» و «بیوتن»، به‎عنوان دو رمان کمابیش مدرن یا حتا پست‎مدرن، می‎خوانیم:

«فکر کرده‎ای فصل قبل – که سفید بود – از دستمان در رفته است. نه؟!  یا فی‎المثل این کتابی که شما خریده‎ای، این چند صفحه‎اش نگرفته است؟! نه؟! بعد هم حتم می‎نشینی کنار رفقا و فک و فامیل، اهن و تلپ می‎کنی که بله ... صنعت نشر عقب‎مانده است، این فیلم و زینک‎هایی که به خاطر ارزانی از بلوک شرق وارد می‎کنند، نامرغوب است... کتاب خریده‎ایم به پول خون پدرمان، آن‎وقت جای حسّاسش چاپ نخورده است! ... جمع کن عمو بند و بساطت را!
[...] اولاً! یعنی پول خون پدرت، بالکل، به قیمت پشت جلد این کتاب است؟! این ارزان؟ اگر این جوری است که یکی‎دوتا استکان لب‎پر هم برای ما بریز! خودت هم بزن، روشن می‎شوی! اصلاً پول خون پدر یعنی چه! شده‎ای کأنه برادر بزرگۀ برادران کارامازوف که ابوی‎اش را نفله کرد! دستت درست!» (مناو، ص 461-462)

«دموکراسی فرهنگی، احترام به نظر همگانی، زکی... عجب عبارات دهان‎پرکنی این روزگان مد شده است. داداش! – یا از لحاظ فمینیستی – آبجی! مگر شهر هرت است که عاقبت یک آدمی‎زاد را بدهم دست تو که حالا لم داده‎ای و کتاب می‎خوانی و نظریات ارائه می‎دهی؟! اصلا ً مگر دست من و توست عاقبت مردم؟! آن هم آدمی مثل ارمیا که بالاخره چهار بار زیر سیاهی هیأت نشسته است و وقتی مداح با آشپزخانه هماهنگ کرده است و مجلس را تمام کرده است و دعا خوانده است: اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا، آمینی پرانده است.» (بیوتن، ص 110)

***
7- استفاده از آیات و احادیث.

بهره گرفتن از آیات قرآنی و احادیث، یکی از خصائص چشمگیر در نوشته‎های امیرخانی‎ است. حتا گاه، این آیات و احادیث، نقشی محوری در داستان به‎دوش می‎گیرند و در پیشبرد روایت، سهم بسزایی را بر عهده دارند. گاهی هم برمی‎خوریم به‎مواردی که نویسنده، با بازی با این جملات، بخشهایی از داستان را روایت می‎کند.

مثلا ً در رمان «من‎او»، از حدیث قدسی «من عشّق فعفّ ثمّ مات مات شهیداً» بارها یاد می‎شود. نمونه‎ای را در زیر می‎خوانیم:

«سرم را عقب برده بودم. مهتاب دستش به من نمی‎رسید. انگار عصبانی شده بود. فریاد کشید:
- شهین می‎گفت ... اصلاً تو می‎دانی نفس درونی یعنی چه؟ اِگو یعنی چه؟
- من!
- لیبیدو؟
- عشّقَ!
- تابو؟
- فعفّ!
- برو بمیر!
- ثمّ ماتَ!
این پرت و پلاها چیست که می‎گویی ... که چی بشود؟
- ماتَ شهیدا!
جخ حالا نوبت من بود که داد بکشم. داد کشیدم و گفتم، آنچه را که درویس مصطفا در گوشم گفته بود.
- من عشّق فعفّ ثمّ ماتَ ماتَ شهیدا!» (مناو، ص493)

در «بیوتن» هم بارها و بارها، به‎تناسب شرایط داستان، از آیات و روایات یاد می‎شود. از جملۀ مهم‎ترین این روایات، «البلاء للولاء» است که با صدای «آلبالا لیل‎والا»ی سیلورمن‎ها در هم می‎آمیزد و تبدیل می‎شود به ذکر شب قدر ارمیا در نیویورک:

«و این صدای تاریخی را در این شب قدر، ارمیا با جان می‎شنود؛ صدای امیرالمؤمنین را در اوّلین شب قدر. پس فریاد می‎کشد:
- کجایی سهراب؟! کجایی سهراب؟! چه‎قدر بگویم آلبالا لیل والا...
و حالا این نوبت سهراب است که صف را به هم بزند و بیاید جلو سیلورمن. کنار تنۀ سدروس توی تاریکی بنشیند و پاسخ دهد:
- داداش! گرفتاری که ناراحتی ندارد... گرفتاری مال عشق است، مال رفاقت است... فرمود البلاء للولاء... گرفتاری مال رفاقت است...
سهراب ارمیا را در آغوش می‎فشارد.
- دوستت دارد لامذهب! البلاء للولاء... البلا للولا...
سیلورمن دکمۀ ضبط را دوباره فشار می‎دهد:
- آلبالا لیل والا...
و ارمیا شروع می‎کند به تکرار ذکر شب قدر امسالش:
- آلبالا لیل‎والا... آلبالا لیل‎والا...  البلاء للولاء... گرفتاری مال عشق است... مال رفاقت است... البلا للولا...»
(بیوتن، ص 284)

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 4:13 توسط سیّدعلی عاملیان |

الیه یصعد الکلم الطیب

پیش از آغاز:
بخش نخست | بخش دوّم | بخش سوّم | بخش پیشین

***
4- روایت غیرخطی.

از مشخصه‎های برجستۀ داستان‎های امیرخانی، روایت غیرخطی آن‎ها و درهم ریختن زنجیرۀ داستانی است. این ویژگی تقریبا ً در همۀ آثار او دیده می‎شود. این درهم ریختگی، در رمان‎های سه‎گانۀ نویسنده، «ارمیا» و «من‎او» و «بیوتن»، به‎خوبی خود را نشان می‎دهد. در موارد متعدّدی، تغییر زاویۀ دید داستان – یکی دیگر از شاخصه‎های داستانی امیرخانی است و جلوتر به‎آن اشاره خواهد شد – این تغییر زاویۀ دید را تسهیل می‎کند و زمینه را برای آن فراهم می‎نماید. در داستان بلند «ازبه» نیز انتخاب قالب نامه‎نگاری، شرایط را برای غیرخطی روایت کردن داستان مهیّا کرده‎است. این ویژگی حتا در داستان‎های کوتاه مجموعۀ «ناصر ارمنی» هم پررنگ است؛ همچون «انگشتر» و «زمزم». تنها چند داستان این مجموعه، از این قاعدۀ کلی آثار نویسنده برکنار مانده‎اند؛ نظیر «رتبۀ قبولی»، «کوچولو» و «سه نفر».

***
5- درهم ریختگی زاویۀ دید.

البته این ویژگی، بر خلاف مورد پیشین، در آثار امیرخانی عمومیت ندارد. تنها در دو رمان «من‎او» و «بیوتن» است که این شگرد، خودنمایی می‎کند. تفاوت در آنجا است که تغییر زاویۀ دید در «من‎او» نظام‎مند و پیرو قاعده است: فصل‎ها، یکی‎درمیان، بین زاویۀ دید سوّم شخص و اوّل شخص گردش می‎کند. امّا در «بیوتن» این‎گونه نیست: بدون قاعده و قانونی از-پیش-تعیین-شده، هر از گاه، زاویۀ دید تغییر می‎کند؛ البته بخش عمدۀ داستان را راوی دانای کل روایت می‎کند. با توجّه به‎اینکه در «ازبه» هم نامه‎ها را افراد و شخصیت‎های گوناگونی می‎نویسند و در عمل شخصی در جایگاه «راوی» قصّه وجود ندارد و ماجرا از زبان شخصیت‎ها روایت می‎شود، می‎توانیم این داستان بلند را هم به‎عنوان نمونه‎ای از درهم ریختگی زاویۀ دید در داستان‎های امیرخانی به‎حساب آوریم؛ گرچه در موارد بسیاری، عملا ً این راوی است که به‎جای شخصیت‎ها سخن می‎گوید یا – بهتر بگوییم – نامه می‎نویسد.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 4:6 توسط سیّدعلی عاملیان |

الیه یصعد الکلم الطیب

پیش از آغاز:
بخش نخست | بخش دوّم | بخش پیشین

***
2- تمسخر و استهزای ریاکاری و نفاق.

یکی از موضوعات فرعی و البته پربسامد در آثار رضا امیرخانی، تمسخر ریاکار و ریاکاری، و نفاق و منافق است. او در موارد بسیاری این نوع رفتار و افرادی با این‎گونه حالات را، به‎باد تمسخر و استهزا می‎گیرد و ریشخند می‎کند. این درونمایۀ فرعی، بی‎ربط نیست به فضای مذهبی و دینی حاکم بر آثار امیرخانی، که در بخش دوّم از این سلسله‎مطالب به‎آن اشاره کردیم. بی‎گمان ریا و نفاق، از بزرگترین خصلت‎های زشت و ناپسندیدۀ دینی است؛ به‎علاوه در جامعۀ امروز خودمان، با این معضلات، کم مواجه نیستیم. برخی از توصیفات و یادکردهای امیرخانی از این افراد، ناخودآگاه خواننده را به‎یاد پاره‎ای از اشعار حافظ می‎اندازد که او نیز، بارها و بارها و به‎لطایف الحیل و شیوه‎های گوناگون، از ریاکاری و نفاق شیخ و صوفی و مفتی و محتسب، ابراز انزجار و بیزاری می‎کند. البته گاهی این تمسخر و استهزا، در مورد افرادی رخ می‎دهد که زیاده از حد مبادی آداب هستند و به‎اصطلاح امروزی «سوسول» و «تیتیش مامانی»!

نمونه‎هایی از این رویکرد را می‎توان دربارۀ مداحی که در «ارمیا» برای اجرای برنامه، پس از پایان جنگ و پذیرش قطع‎نامه از سوی ایران، به‎جبهه و مناطق عملیاتی می‎آید، مشاهده کرد. یا سرگرد خلبان، آرش تیموری در «ازبه». همین‎طور شخصیت فکلی در «من‎او» و آقای گاورنمنت در «بیوتن».

***
3- تأویل و تفسیرپذیری.

از دیگر ویژگی‎های آثار امیرخانی، به‎ویژه رمان‎های سه‎گانۀ او، تفسیرپذیری و عدم انجماد آنها است. او صرفا ً به «قصّه‎گویی» نمی‎پردازد و همچون بسیاری دیگر از نویسندگان، در زیر لایۀ رویین داستان‎های خود که بعضا ً جذاب و گیرا هستند، مسائل و دغدغه‎های اجتماعی خود را مطرح می‎کند یا گاه بی‎ارتباط با موضوعات دینی و مذهبی هم نیستند. به‎عبارت دیگر، داستان‎های امیرخانی، در حکم ویترین‎هایی زیبا و چشم‎نواز و خوش‎چیدمان‎ند، که مشتری را، خودآگاه یا ناخودآگاه، به‎داخل مغازه و دکان می‎کشانند.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 4:0 توسط سیّدعلی عاملیان |

الیه یصعد الکلم الطیب

پیش از آغاز:
بخش نخست | بخش دوّم
در بخش نخست این سلسله‎نوشتار، معرّفی کوتاه و شناسنامه‎واری ارائه دادیم از آثار رضا امیرخانی که تاکنون به‎چاپ رسیده است. در قسمت دوّم هم بررسی کتب داستانی امیرخانی را آغاز کردیم و کوشیدیم شِمایی کلی ترسیم کنیم و فضای غالب و حاکم بر آنها را تبیین نماییم. در این بخش و چند بخش بعد، برخی ویژگی‎های برجسته آثار امیرخانی، و پاره‎ای از شگردهای پرکاربرد او را، برخواهیم شمرد و ضمنا ً، بخش‎هایی از این آثار را به‎عنوان نمونه ذکر خواهیم کرد. ناگفته پیدا است که این ویژگی‎ها، اختصاص به رضا امیرخانی و آثار او ندارند؛ بسیاری دیگر از نویسندگان هستند که این ویژگی‎ها، کم یا زیاد، در نوشته‎های‎شان به‎چشم می‎خورد. مراد ما از فهرست کردن این چند مشخصه، بسامد – غالبا ً – بالای آنها است.

***
1- نام‎های غریب و مهجور کتاب‎ها.

نخستین موردی که نظر هر خواننده‎ای را جلب می‎کند، نام آثار امیرخانی‎ است. نام‎هایی که او برای کتاب‎های خود برگزیده، جز یکی‎دو مورد، در نگاه نخست، غریب و مهجور و ناآشنا جلوه می‎کنند: ارمیا، من‎او، ازبه، نشت‎نشا، بیوتن. در حقیقت، نام کتاب، به‎تنهایی، خواننده را درگیر می‎کند و او را وامی‎دارد تا کتاب را به‎دست بگیرد و بخواند؛ چرا که رمز و راز آغازین موجود در نام کتاب، که سبب غرابت می‎شود، در روند داستان و طی رخدادها، اندک‎اندک گشوده می‎شود و خواننده را از سردرگمی ابتدایی می‎رهاند.

مثلا ً ضمن مطالعۀ «ارمیا»، درمی‎یابیم که این، نام شخصیت اصلی داستان است. یا با آغاز مطالعۀ «ازبه»، متوجّه می‎شویم که این نام، به‎واسطۀ قالب داستان که نامه‎نگاری است و از نامه‎هایی که شخصیت‎ها به‎هم می‎فرستند شکل گرفته، انتخاب شده است. فصل نخست «نشت‎نشا»، پیش‎درآمد، به‎بیان وجه‎تسمیۀ کتاب می‎پردازد. نام «من‎او» نیز، به‎دلیل عناوین فصول داستان برگزیده شده و، همچنین، تغییر پی‎درپی زاویۀ دید را هم یادآور می‎شود. «بیوتن» هم سه یا چهار تلفظ و معنای گوناگون دارد که همۀ اینها را، پیشروی در صفحات داستان برای ما روشن می‎کند.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 3:53 توسط سیّدعلی عاملیان |

شماره ی چهارده:

داستان‌های مينی ماليستی مقدمه‌گريز هستند
 
مقدمه در رمان وداستان کوتاه از بدو پیدایش همواره ،یکی از عناصرساختاری  نویسندگان بوده است.
ازنویسندگان بزرگی چون داستایوسکی وتولستوی گرفته تا ماکسیم گورکی ،گی دی موپاسان ،فاکنر،کافکا وجویس و... مقدمه را به عنوان پلی برای ورود به داستان استفاده کرده‌اند.
 داستان کوتاه ،دو زن نواز،جیمز جویس با این مقدمه شروع می شود:

"غروب گرم سربی ماه اوت بر شهر فرود آمده بود و هوای گرم ملایم ،یاد آور تابستان، در خیابان ها  جریان داشت.در خیابان ها ،که به خاطر تعطیلی یکشنبه مغازه های واقع در آنها بسته بود، جمعیتی شوخ و شنگ موج می زد . چراغ ها ،همچون مروارید های رخشان ، از فرازتیر های بلند ، بر زمینهء زنده ء زیرین که با تغییر مدام شکل و رنگ ، زمزمه ای بی تغییر و بی وقفه به هوای گرم سربی غروب می‌فرستاد ،می‌تابید دو مرد جوان از تپه میدان روتلند پایین آمدندو..."
نویسنده ابتدا با توصیف مکان و زمان و فضا، داستان خود را با مقدمه آغاز می کندو سپس "دو مرد جوان از تپه میدان روتلند پایین آمدند و..." شخصیت ها وکنش داستانی وحرکت برای شکل گیری طرح آغاز می شود. اما این عنصر در داستان‌های مینی‌مال و به ویژه فلاش‌فیکشن ها وجود ندارد.


منبع:

http://www.iran-tcac.com/Page/?id=200


+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:6 توسط حانیه روحانی نژاد |

شماره ی سیزده:

طلوع مینی مالیسم
 
در فرهنگ بریتانیکا، ذیل واژه «مینی مالیسم» آمده است:
((جنبشی که در آواخر دهه 1960 در عرصه هنر ها به ویژه نقاشی و موسیقی در آمریکا پا گرفت . وبارزترین مشخصه آن تا کید بر سادگی بیش از حد (صورت) و توجه به نگاه عینی و خشک بود. آثار این هنرمندان گاهی کاملا" از روی تصادف پدید می آمد و گاه زادهء شکل‌های هندسی ساده و مکرر بود. مینی‌مالیست در ادبیات سبک یا اصلی ادبی ست که بر پایه‌ي فشردگی افراطی وایجاز بیش از حد محتوای اثر بنا شده است .آن‌ها در فشردگی وایجاز تا آن‌جا پیش می روند که فقط عناصر ضروری اثر،آن هم در کمترین و کوتاه ترین شکل باقی بماند. به همین دلیل برهنگی واژگانی و کم حرفی از محرزترین ویژگی‌های این آثار به شمار می رود.))

در سال 1955 گردانندگان نشریه آکتسنت" با چاپ داستان‌هایی که به معنای کلاسیک کلمه داستان نبودند، به این جریان دامن زد.  برخی از این داستانک ها حتا از دو سطر فراتر نبودند و بیشتر به  شعری منثور می‌‌ماندند، داستانک هایی که  می شد آن‌ها را در یک دقیقه خواند که این ویژگی ها توجه داستان خوانان را به خود جلب کرد.
جریان مینی‌مالیسم، هم زمان درتئاترهم جایگاه ویژه ای پیدا کرد و آثار بزرگی خلق شد. یکی از مشهورترین نمایشنامه های مینی مالیستی ،نمایش نفس (1969) اثر ساموئل بکت بود که اجرای این نمایش 35 ثانیه بیشتر طول نکشید. به این ترتیب که "صحنه کم نور و خالی است.م قداری زباله در اطراف پراکنده است و فقط صدای فریاد انسانی به گوش می رسد . سپس صدای دم و باز دم نفس یک نفر که بیش‌تر می شود و همراه با آن نور های صحنه که روشن و خاموش می شود و ازنو صدای فریاد به گوش می رسد".
گر چه تاثیر ساموئل بکت، فرانس کافکا، روبرت والز و برتولت برشت بر شکوفایی این جریان روشن است، اما اولین مقاله مینی مالیستی را منصوب به ادگار آلن پو می دانند، مقاله‌ای که آن را اولین بیانیه غیر رسمی مینی مالیست ها دانسته اند.در این مقاله، آلن پو بحث وحدت تاثیر در داستان کوتاه را پیش می کشد و راه رسیدن به آن را در سایهء ایجاز، میسر می داند.
 
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:3 توسط حانیه روحانی نژاد |

شماره ی دوازده:


فرمالیسم و نقش آن در پیدایش مینی‌مالیسم
 
جریان فراگیر فرمالیسم روس در دوران اوج مکتب سورئالیسم  و غروب دادائیسم  پا به عرصه هنر گذاشت.  نظریه پردازان بزرگی  چون رومن‌یاکوبسن، بوریس آیخنباوم، ویکتور شکلوفکسی، حتا روایت شناسانی چون تسوتان تئودوروف وکلود بره مون که تأثیر شان تا به امروز باقی است، نقش اصلی را در  گسترش این انقلاب بزرگ شناخت شناسی ادبی داشتند.  دغدغه اصلی فرماليست‌ها که تا حد زیادی در تاریخ ادبیات غرب کم سابقه بود، تمرکز بر جوهر ادبي متن و توجه به استراتژي‌های کلامي است که ادبيات را ادبی می‌کند.
فرمالیست ها مدعی شدند که "تمهید" عنصر یکه تاز ادبیات است و نویسنده باید بکوشد به جای این که بگوید، نشان دهد وما تصویر را ببینیم تا بشنویم. تلاش برای رفتن به سوی تجربه های نو و در پدید آوردن شیوه‌های تازه از شعارهای اساسی فرمالیست  ها بود. همچنین توجه به روح تصویر یکی دیگر از شعارهای فرمالیستی است که البته حرف تازه ای نیست، چون ایماژیست‌های انگلیس این بدعت را پیش‌تر در شعر گذاشته بودند. در مجموع این رویکردهای فرمالیستی، مطالعه ادبی جهان را در آغاز قرن بیستم بیش از  پیش به سوی مسائل مربوط به فرم و تکنیک کشاند. این گرایش های فرمای و تکنیکی خود زمینه‌ای برای پیدایش مینی مالیستم شد، گونه‌ای از ادبیات که بر مبنای فرم و ظرافت‌های تکنیکی خلق می‌شود. بیان موضوع در کم ترین حجم ممکن و نفوذ به عمق آگاهی و عواطف  خواننده با سود جستن از تصاویر نمادین و ضربه‌های که قدرت تکنیکی متن در اختیار نویسنده می گذارد.
 
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:1 توسط حانیه روحانی نژاد |

شماره ی یازده:


خواب هایی که داستان شدند | گفتگو با یوسف علیخانی | ارژنگ تورانی

ابتدا دوست داریم بدانیم که اصلا چطور شد که طرف داستان رفتید؟ از تجربه های نوشتن، بخصوص تا وقتی که قزوین بودید؟

 

سال 68 بود نمایشنامه ای نوشته بودم بردم پیش ِ "محمدقلی ها" کارشناس تئاتر آن زمان اداره ارشاد. بزرگترین راهنمایی ای که به من کرد این بود که برو پیش آقای " لطفی". رفتم مدتی فیلمنامه نوشتم پیشش که بعد گفت داستان بنویس، نوشته هایت خیلی داستانی است. نوشتم و بعد... اولین داستان هایم را سال 70 نوشته ام و هنوز هم دفتر شصت برگ هایی را که مرتب نگاهشان می داشتم، نگه داشته ام. توی هر کدامشان هم به گمانم ده پونزده تا داستان هست. عادت کرده بودم که آخر هفته ها را برای خودم نگه دارم. ما شش هفت تا خواهر برادر هستیم، به عبارتی هفت تا برادر و یک خواهر. دو تا اتاق داشتیم و دوران مهاجرت را از سر می گذارندیم. پدرم دو شیفت کار می کرد و مادرم توی خانه جدا از خانه داری، فندق هم می شکست یا خیاطی و کارهای دیگر که زندگی بگذرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:55 توسط حانیه روحانی نژاد |

 

4)طنز مطبوعاتی از 76 به بعد

س از خرداد 76 و گشایش دریچه توسعه سیاسی و فرهنگی توسط  سید محمد خاتمی ، که رشد و توسعه مطبوعاتی را در پی دارد، طنز عرصه نوینی را برای حرکت خود باز می کند.رو.نامه هایی که هدف خود را همسویی با گفتمان "جامعه مدنی" قرار می دهند در این میان نقش ویژه ای دارند. در سایه فضای آزاد پس از 2 خرداد76 شوخ طبعی در ایران به هجو می گراید و بعضا رنگ مناقشه و جنجال آفرینی به خود می گیرد. علی رغم رشد ستون های طنز تصویری و مکتوب در روزنامه ها ، تنها شاهد انتشار انتشار یک نشریه طنز جدید بعد از 1367 هستیم .

 روزنامه زن(جنس سوم)

ین روزنامه با مشی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی  و با روش خبری و تحلیلی ، به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی فائزه هاشمی چاپ می شود.جنس سومرویکردی جنسیتی در برخورد با مسائل سیاسی و اجتماعی دارد و بر آن است که از زاویه مشکلات زنان با پدیده های سیاسی و اجتماعی برخورد کند.

دنیای طنز

صاحب امتیاز و مدیر مسئول دنیای طنز سید محمد جواد شمس ابرده است .سردبیری آن را از همان ابتدا رضا رفیع بر عهده دارد.اشعار و مطالب او نمایانگر ذوق او در طنز است بافت مطالب و ترکیب موضوعات به گونه ای است که از میان مخاطبان تا حدی جوان را راضی می کندو در این میان از شیوه های جذبمخاطب از طریق پرداختن به موضوعات خواننده پسند از جمله تایتانیک کمک می گیرد!.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:54 توسط سعیده قندی |

۳) طنز مطبوعاتی از دی 1363 تا خرداد1376

دئ ماه 63 آغاز مرحله نوینی از حرکت طنز است که با تولد" دو کلمه حرف حساب" به قلم کیومرث صابری فومنی (گل آفا) در روزنامه اطلاعات آغاز می شود.این ستون جدای از ایجاد موجی نوین در حرکت طنز ،از جهت قالب نیز مورد توجه است.

علی رغم رشد کیفی طنز پس از 1363، روند چاپ نشریات از نظر وضعیت کمی وضعیت متنزلی دارد.در سال های 76 که اوج چاپ نشریات جدید است ، تنها شاهد ورود یک نشریه جدید طنز به جرگه مطبوعات هستیم که بی شک ریشه این امر را باید در صعوبت کار طنز جست.

گل آقا

مجله هفتگی سیاسی-اجتماعی-انتقادی-طنز گل آقا به صاحب امتیازی کیومرث صابری فومنی از 21 آبان 1369 ، در 16 صفحه  در تهران انتشار یافت.مردم گل آقا را از دو کلمه حرف حساب میشناختند. اولین شماره گل آقا کاریکاتور وزرا را رود جلد خود داشت که پس از تعطیلی نشریات ابتدای انقلاب امری بی سابقه بود.

در زمینه دستاورد های مجله گل آقا می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- ارائه الگویی از طنز برای برخورد با مسائل جدی ، بدون تخطی از ارزش ها و حدود

-بالابردن ظرفیت انتقاد پذیری در میان مسئولان

-ارائه الگویی از طنز که درست نویسی و پرهیز از شکسته یا عامیانه نویسی را در نظر داشت

-طرح دوباره طنز به عنوان یک مقوله جدی درحیات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی و...

ماهنامه و سالنامه گل آقا در سال 70 به صاحب امتیازی و مدیر مسوولی کیومرث صابری شروع به کار می کند.دبیری شورای نویسندگان ماهنامه را ابوالفضل زرویی نصر آباد  و مشاورت اجرایی سالنامه را ابراهیم نبوی بر عهده داشتند.

هفته نامه بچه ها ... گل آقا در مرداد 76 طنز کودکاد و نوجوانان را صادر کرد.پوپک صابری فومنی سردببر این نشریه است.شعار این مجله این است" شادی حق بچه هاست . به حقوق بچه ها احترام بگذاریم."!
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:53 توسط سعیده قندی |